|
اين سوالي را كه مي خواهم از شما و تمامي دوستان به خصوص كونگ فوكاران عزيز بپرسم بارها در وبلاگهاي ديگه پرسيده شده ولي پاسخي به آن داده نشده!!!سوال اينست كه وقتي خود آقاي ميرزايي ديگر تمايلي به اين كونگ فوتوآيي كه امروزه در حال كارشدن است ندارند و حتي نام آن را و حتي شنيده شده تكنيكهاي اين سبك را تغيير داده اند پس چرا ما هنوز اداي كساني را در آوريم كه مي خواهند بگويند هنوز به توآ وفادار هستند؟!به راستي چرا؟ اين مطلبي را كه گفتم حتي در خود وبلاگهاي مربوط به كونگ فوتوآ نوشته شده است. بازهم اينكه كساني كه حتي در آن زمانها از شاگردان اصلي خود آقاي ميرزايي بوده اند توآ را رها كردند و در سبكهاي ديگري مشغول به فعاليت هستد پس بازهم ما چرا هنوز بايد در سبكي مشغول به تمرين باشيم و روي آن تعصب داشته باشيم كه ديگر حتي نه بنيانگذار آن و نه شاگردان ايشان اين سبك را ديگر قبول ندارند؟ آيا به راستي اين كونگ فوتوآ همان كونگ فوتوآي زمان خود آقاي ميرزايي است؟ اگر نيست كه قطعا نيست پس بازهم تعصب بي جا چرا؟ متاسفم كه بنيانگذار اين سبك ديگر آن ميرزايي كونگ فوكار معروف و نابغه گذشته(هميشگي) نيست!!!اي كاش ايشان خود را به اين شدت آلوده مسائل سياسي نمي كردند! از شما خواهش مي كنم نظر بنده را در وبلاگتان قرار دهيد تا تمامي دوستان به خصوص كونگ فوكاران عزيز به اين سوالات پاسخ دهند.من براي آينده توآ نگرانم...! بسيار سوال زيباييست اما كداميك ازرهروان و همراهان ابراهيم ميرزايى فرمودةاند ايشان طريقت و راهى را كة خود بنيان نهادة قبول ندارد ايا كسى از همراهان ميتواند اين كفتة را ثابت نمايد بيايد وجواب بدهد؟ ايشان هركز از بنيان نهادن (دانشكدة انشاء تن و روان)يعنى اساس تكنيكى و فيزيكى و مادى ان و اساس متافيزيكى و روانى ان بشيمان نبودة ونيست ايشان تمام تكنيكهاى انرا قبول دارد اما ايا شما ميداند (اب كر راكد شود مرداب كردد)بس همة جيز بة نوكرايى احتياج دارد ايشان بة تكامل جسمى و روانى همراهان مينكرند ايا بة نظر شما تكامل تكنيكهاى توا يعنى قبول نداشتن ان؟ اكر بة نظر شما شاكردان ايشان هم انرا كنار كذاشتةاند ايا تاكنون مستقيما با يكى از شاكردان ايشان كفتكو كردةايد؟ مسلما خير بس قضاوت نادرست نكنيد ايشان بر جايكاة بزركى كة خود بنيان نهادند تكية دادةاند و نام ايشان افتخاريست بر نام ايران و ايرانيان ان كس كة تنها روزى با ايشان بودة باشد تا ابد ازايشان ياد ميكند و هميشة انجة را تعاليم تكنيكى و فلسفى طريقت دانايى ميناميد فراموش نكردة و نخواهند كرد اما در مورد سياسى بودن ايشان ايا هدايت مردم بسوى درست انديشى و خوداكاهى سياسى بودن است براستى كة شما بين يك معلم و يك سياستمدار اشتباها قضاوت كردةايد اكر تعدادى از شاكردان ايشان بسوى سبكهاى ديكر رفتةاند دليل بر معمايى است كة همة بران اكاة نيستند اما بيشنهاد مينميم بة وبلاكهاى معتبر سر بزنيد و 7 مايكاة توا را بخوانيد واما تعصب اين كة كسانى در مورد توا تعصب دارند ايا شما براستى انها را در اشتباة ميدانيد؟ بيكانة برستى ضعف تمامى انسانهاست اكر نة بياييد و سبكهاى خارجى را از نظر تكنيكى و فلسفى با ان مقايسة نماييد انكاة در خواهيد يافت با سخنى از ابراهيم ميرزايى جواب خواهم داد ((ما راز خضوع خويش را از افتاب و رازحركت را از باد و راز استقامت خويش را از صخرةها و راز بهرةدهى و بهرةورى را از زمين مى اموزيم اين است طريقت دانايان بة كشف اسرار انسان)) اميدوارم جواب را انكونة كة نوشتةام در وبلاكت را دهى واما یشان نام انراتغییر ندادةاند(نام واقعى ان كون كفو توان يا بانام كونك فو تاوبودة است ) بخاطر انكة لازمة تغيير بود ودربار ايران انرا بخاطر كلمة تائو مردود و مغاير با قانون ميدانستند بة كانك فو توا تغيير دادة شد
اللة بر بند مرا وادر
ورها كن اين بند تن تامن مانم و تو تو مانى وتو ماشويم متو ابراهيم ميرزايى.... اين جهان زندان و ما زندانيان بر شكن زندان و خود را وارهان ---------------------------------------------------------------------------
همراهان عزيز بة هوش باشند كة اين وبلاك بيشتر روى شرح و توضيح فلسفة توا بودة و اوردن كفتةهايى از راهبر را دليل واضح قراردادةايم : براى كشف اسرار جان بايد كوشيد جان نةاينست كة در قالب تن است جان انست كة شيرينتر از ان سوختن است سوز و ساز روح را اسراري هست كة بة تن كار و بة روان تفكر اراستن است بيانديش؛بياندوز؛بيانكيز ابراهيم ميرزايى
فيلمى ازتمركز قوى يك همراة (برش با تيغة كاردى نانجاكو)
درانجة شنويد تفكر كنيد تاراز اسرارالكلام را بيابيد اين است راز دانايان بة بر بايى اخرالازمان با برخوردارى از انرزى تن وروان ابراهيم ميرزايى.... بازاسرارى از راز خلقت پيدا شدن قبر مسيح، پسرش، مريم مجدليه و مريم مقدس
راز خلقت سرالاسرار عالم كيان از ادم بة انسان وز انسان بة ابديت خموش و تاريك بة جهالت است اينسان ابراهيم ميرزايى..... ------------------------------------------------------------------------- مداركى از مراجع دينى بر اثبات راز خلقت انسان دراين وبلاك اسرار راز اديان بة نام (راز خلقت)نكاشتة شدة است بخوانيد ازدواج فرزندان آدم چگونه بوده است؟ سؤال 1- در آن زمان هنوز قانون تحريم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود و چون راهي براي بقاي نسل بشر غير از اين راه نبود، از اين جهت ازدواج آنان با يكديگر صورت گرفته است; ناگفته پيداست كه دستگاه قانونگذاري از آن خداست «اِنِ الْحُكْمُ اِلاّ لِلَّهِ; حكم تنها از آن خداست.»(1) چه اشكال دارد كه بطور موقّت براي گروهي از راه ضرورت اين گونه ازدواج در آن زمان بلامانع و مباح باشد و براي ديگران عموماً تحريم ابدي شود؟ طرفداران اين نظريّه از ظواهر قرآن با اين آيه براي خود دليل مي آورند: «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا كَثِيراً وَ نِسااًو از آن دو، مردان و زنان فراواني (در روي زمين) منتشر ساخت».(2) ظاهر اين آيه مي گويد كه نسل بشر فقط به وسيله اين دو تن به وجود آمده است و اگر غير از اين دو در بقاي نسل او دخالت داشتند بايد بفرمايد «وبث منهما و من غير هما» يعني به وسيله اين دو و غير آنان... . علاوه بر اين، در روايتي كه مرحوم طبرسي آن را در احتجاج از امام سجّاد(عليه السلام) نقل مي كند اين مطلب تأييد شده است. 2- نظر ديگر اين است: چون ازدواج فرزندان آدم با يكديگر ممكن نبوده - زيرا ازدواج با محارم يك عمل قبيح و زشت است - فرزندان آدم با دختراني از نژاد نسل ديگر كه در روي زمين بودند ازدواج كردند، بعداً كه فرزندان آنها با هم پسر عمو شدند زناشويي ميان خود آنان صورت پذيرفت و اين نظر را نيز بعضي از روايات تأييد مي كند، زيرا نسل آدم، نخستين انسان روي زمين نبوده، بلكه پيش از او نيز انسانهايي در زمين زندگي مي كرده اند. حاصل اين كه: ممكن است گفته شود كه پسران آدم با بقاياي انسانهاي پيشين كه قبل از خلقت آدم و حوّا در روي زمين زندگي مي كردند، ازدواج كرده اند و از گفتگوي خدا با فرشتگان درباره آفرينش آدم در روي زمين استفاده مي شود كه قبل از آدم و حوّا انسانهايي در روي زمين زندگي مي كردند و اين حقيقت از روايات نيز استفاده مي شود.
اين است راز دانايان بة كشف اسان
حال نيست مقامتان انسان انسان نيست بر توان مكر در خاصيت جذب ادراك اين جهان از ان جهان ابراهيم ميرزايى.... ----------------------------------------------------- .
انرژی کیهانی در تمام فضا نفوذ مینماید، اشیاء جاندار و بیجان را بههم مربوط میکند، از یک شیء به شیء دیگر جریان مییابد، برخلاف سایر پدیدهها با دور شدن از مبدأ، تراکم آن افزایش مییابد. حوزه انرژی کیهانی همواره با نوعی آگاهی همراه است که مقدار آن بین دو قطب بسیار پیشرفته و بسیار بدوی در نوسان است. ● انرژی کیهانی اگر ماده را بهعنوان انرژی تراکم یافته تعریف کنیم، احتمالاً حوزه انرژی کیهانی از عنصری تشکیل شده است که در حد واسط قلمرو آشنای فعلی ماده و انرژی قرار دارد. برخی از دانشمندان از پدیده انرژی کیهانی با نام بیوپلاسما یاد میکنند. ● ویژگیهای انرژی کیهانی انرژی کیهانی در تمام فضا نفوذ مینماید، اشیاء جاندار و بیجان را بههم مربوط میکند، از یک شیء به شیء دیگر جریان مییابد، برخلاف سایر پدیدهها با دور شدن از مبدأ، تراکم آن افزایش مییابد. حوزه انرژی کیهانی همواره با نوعی آگاهی همراه است که مقدار آن بین دو قطب بسیار پیشرفته و بسیار بدوی در نوسان است. حوزه انرژی انسان که با زندگی بشر ارتباطی تنگاتنگ دارد، تجلی حوزه انرژی کیهانی است. این حوزه را میتوان به کالبدی نورانی تشبیه نمود که جسم فیزیکی را احاطه نموده، در آن نفوذ مینماید و تابش آن متأثر از خصوصیاتش بوده، غالباً هاله نامیده میشود. دستگاه عکاسی کرلین میتواند از انرژی بیوپلاسمیک یا نیروی اثیری که اطراف انسان و سایر موجودات زنده را احاطه کرده است، عکسبرداری کند. این میدانهای انرژی نامرئی، مانند هالههای نورانی است که در آثار نقاشی ملل مختلف در اطراف چهره پیامبران و رهبران مذهبی ترسیم شده است. ● مراکز انرژی (چاکرا): در حوزه انرژی (در بدن انسان) گردابهای مخروطی چرخانی به نام چاکرا وجود دارد که نوک مخروط آنها به جریان نیروی عمودی اصلی متصل است. قسمت پهن این مخروطها در حاشیه کالبدی قرار دارد که چاکرا در آن مستقر است. معتقدند که هفت لایه هاله و هفت چاکرای حوزه انرژی با هم ارتباط دارند. در هاله هر سطح با یکی از چاکراها در ارتباط میباشد. هر یک از گردابهای نامبرده با حوزه انرژی کیهانی، انرژی تبادل میکنند. برای هر فرد ۷ چاکرای اصلی و ۲۱ چاکرای فرعی و حدود ۱۳۰ ـ ۹۰۰ ریزچاکرا قائل هستند. دو چاکرای کوچک کف دستها در درمان نقش بسیار مهمی دارند. بیماری در دستگاه انرژی معلول عدم توازن در انرژی یا بروز مانعی در مسیر آن است. بهعبارت دیگر فقدان جریان انرژی در دستگاه انرژی انسان، نهایتاً منجر به بیماری میگردد. ● انرژی کیهانی و طب سوزنی: بعضی از دانشمندان بر این عقیدهاند که در همین انرژی اثیری محیط بر انسان با مسئله معالجات طب سوزنی رایج در چین، رابطه خاص وجود دارد. به این معنیکه نیروهای حیاتی در درون جسم آدمی در مسیرهای خاصی در گردش هستند و با فروبردن سوزنهای ظریف پلاتین در مسیر این نیروها است که میتوان اشکالات و عدم تعادل بدن بیمار را کنترل و مرتفع نمود. ● انرژی کیهانی و اهرام مصر: قدمت استفاده از انرژی کیهانی احتمالاً به زمان فراعنه یا حتی قبل از آنها برمیگردد. امواج انرژی کیهانی بهعلت شکل خاص هرم و زوایای متناسب آن در کنجها تمرکز یافته و تقویت میشوند و سپس انعکاس این دسته امواج در یک نقطه در وسط هرم یکدیگر را قطع میکنند و بیشترین مقدار انرژی در این کانون (در فاصله یک سوم فوقانی ارتفاع هرم) متمرکز میشود. قرار گرفتن بیمار در داخل کانون هرم و یا مصرف آبی که مدتی در داخل هرم مانده و به اصطلاح باردار شده است به درمان بیماریها کمک میکند. شایان توجه است که استفاده از این انرژی بر روی گیاهان (از طریق استفاده از آب انرژیدار)، اثرات مثبتی در رشد و نمو آنها دارد
تو كلانتري نشسته بودم كه پسركي 19 ساله وارد شد. سر و وضع ژوليده اي داشت و اور كت سربازي رنگ و رو رفته اي به تن داشت.يك رات رفت سراغ درجه داري كه مشغول نوشتن شرح تصادف بنده بود پسرك :سلام آقا اومدم گزارش بدم. افسر:گزارش چي؟ پسرك: گزارش مصرف ترياك , توي يك خونه دارن ترياك ميكشن! افسر:اي بابا الان ديگه همه ترياك ميكشن اين گزارش داره !! حالا بگو ببينم تو توي اون خونه چي كار ميكردي؟ پسرك:خوب خونه خودمونه آقا. افسر: كي تو خونتون ترياك ميكشه؟ پسرك: اقا داداشمه.برادر بزرگم. افسر :حالا چيشد كه اومدي گزارش بدي؟ ( لابد انتظار داشت پسر بگه احساس مسيولت كردم) پسرك: اخه داداشم موقع ترياك كشيدن چراغ رو روشن ميزاره, نميتونم بخوابم. باورتون نميشه و اطمينان دارم نميتونيد قيافه افسر نگهبان رو تجسم كنيد.من كه نزديك بودشاخ دربيارم از تعجب. اسفر خندش گرفته بود. لابد براي سادگي اين بچه و البته بد بختي و فلاكتش.چون احتمالا خونشون فقط يك اتاق داشت و …… منبع : وبلاگ شرق بهشت منبع : وبلاگ شرق بهشت
همراهى نظردادةبودند كة جكونة ميتوان هيج كس بود هيج كس بودن فنا شدن نست بلكة رسيدن بة اوج كمال است انكاة درك مسئلة هيج كس بودن اسان خواهد شد بة قول از راهبر سبيدار غرورو نفس بسيار بلند شود اما هرجة بالاتر رود روزى خميدة خواهد كشت عزت نفس درنودن ونداشتن بيشتر است هر جة را جويى از اغاز بة نبود رسد و هرجة نيست بديدار خواهد كشت از سفيدى اغاز و بة سفيدى بايان است طريقت دانايان را
|
![]()
من
Home
|