تبليغاتX
MIR-KUNGFUTOA

MIR-KUNGFUTOA

اسرا واقعى ونهان تواKUNGFUTOA

.بازهم همراه مهدی مینویسد
سلام دوست عزيز منظور من اين نيست كه سلاح ها اصلا مهم نيستند من ميگم ديگه تو اين دور و زمونه نمي شود از آنها استفاده كرد.آيا به نظر شما مي شود؟ درست است كه سلاح خود براي مثلا تقويت بعضي از اندامهاي بدن مفيدست ولي بازهم كار بيهوده ايست كه بخواهيم روي سلاح وقت بذاريم.هرچقدر هم كه بر اونها تسلط پيدا كنيم بازهم نتيجه اي كه از اين تلاش خود ميگيريم كاربردي نخواهد داشت و مثل تمرين كاتاها فقط جنبه اتلاف وقت دارد.آيا بهتر نيست به جاي تمرين سلاح و كاتاها روي بدنسازي،حركات نمايشي،تكنيكها و مبارزه كار كنيم قطعا نتيجه اي كه خواهيم گرفت ما را شگفت زده مي كند.همه چيز مبارزه نيست اگه اين ادعا را داريم كه يك رزمي كار هستيم بايد در تمام زمينه ها تسلط داشته باشيم حتي سلاح و كاتا ولي روي اين دو قسمت اگر بخواهيم بيش از اندازه وقت بذاريم فقط خودمان را بازي داده ايم.طبق گفته بروسلي بايد روي چيزهايي كار كرد كه بشود از آنها در مبارزه استفاده كرد در غير اين صورت كار بيهوده اي را داريم انجام ميدهيم.بابت اين كه گفته بوديد شايد هيچ موقع نتوانيم از تكنيكهاي كه تمرين  تمرين كرده ايم در مبارزه واقعي استفاده كنيم خب دليلش مشخصه چون ما وقت خودمون رو روي چيزهاي بيهوده صرف ميكنيم محالست كسي كه روي تكنيكها،مبارزه و ذن تمرين داشته باشد ولي در مبارزه واقعي نتواند به درستي از آنها استفاده كند در غير اين صورت مشكل از خود فرد و نوع تمريناتش ميباشد. باتشكر

و اما تكنيك قدرت براي چيست ؟ سوال بسيار جالبي است و داوري در آن بشرط انقلاب فرهنگي استدوســـتــــم: تعاليم تكنيك در ابعاد ميدان قدرت، و قدرت بر طريقت دانائي كه ابزار و وسائل اوليه آن بكار انداختن و تنظيم موتور انساني، كه بياد داري ما آنرا مايگاه يكم ناميديم. در مايگاه يكم،‌ ما در اثر شكل دادن اتمهاي سلولي به تناسب قدرت ميرسيديم. اولين مرتبه حركت ما متكي بر آن بوده كه تن خود را از فشارهاي تحميل شده و جو آلودگي ها نجات دهيم يعني بدن را در برابر حوادث تاثير پذيري جوي مقاوم كنيم. مرحله دوم سازماندهي اعضا از مغز به سلسله اعصاب كه باعث رشد و تكامل ، كه اين رشد اوليه يا مرحله تنگاهي را ما براي مصرف بعدي يا انديشه گرائي،‌ آماده و بر شما اعلام ساختيم. مثال ساده مي زنيم: وقتي انگيزه ساختن يك موتور اتومبيل بر حسب نياز مطرح ميگردد، مسلماً بايد انگيزه مصرف آنرا دانست، يعني بايد قدرت موتور را به چرخها انتقال داد تا با كمترين مصرف نيرو،‌جهت دلخواه را با اراده سازنده و در جهت رفاه انسانها به هدايت وا داشت. شرط حاكم بر مثال بالا انسانهاست.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت21:16توسط مريدميرزايى | |

همراة مهدى از وبلاكhttp://www.razmikaraneyazd.blogfa.com/مى برسد:

 

آيا اين كه وقت خودمون رو روي كار با سلاح ها بذاريم كار درستي است؟ قطعا" نه! به اين دليل كه ديگه امروزه سلاح هاي سرد اصلا" استفاده اي در مبارزات واقعي (خياباني) ندارد مگر يك يا دو سلاح خاص كه تازه اگه بشود اين سلاح ها رو با خودمون حمل كنيم. بله! اگه زمانهاي قديم بود قطعا" سلاح ها هم مانند ساير قسمت ها (ضربات دست و پا و...) در نزاع ها مورد استفاده قرار مي گرفت ولي در اين دور و زمونه اگه به جاي اين كه وقت خودمون رو صرف تمرين با سلاح بگذاريم بياييم روي تكنيك ها و ضربات كار كنيم قطعا" نتيجه اي كه خواهيم گرفت خيلي بيشتر خواهد بود يا بهتر بگوييم اصلا" قابل مقايسه نيست.

اي كاش به جاي اين كه عده اي وقت خودشون رو روي تمرين با سلاح يا حتي كاتا مي گذراندند روي تكنيك ها و مبارزه صرف مي كردند كه در اين صورت نتيجه اي كه مي گرفتند قطعا" آنها را شگفت زده مي كرد.

مثلا" شما ووشو يا كاراته را در نظر بگيريد مخصوصا" ووشو كه مسابقاتي در آن برگزار مي شود تحت عنوان تالو (اجراي فرم و سلاح) در اين مسابقات از سلاح ها خيلي استفاده مي شود آيا اين افراد به همان راحتي وتسلطي كه در مسابقات از سلاح ها استفاده مي كنند به همان راحتي هم خواهند توانست از آنها در مبارزات واقعي يا دعواهاي خياباني استفاده كنند؟! قطعا" نخواهند توانست!!! مگر همون طور كه گفتم بتوانند از يك يا دو سلاح خاص استفاده كنند كه تازه براي تسلط بر اونها به تمرينات بسيار سخت و طولاني نياز است.

                                   ---------------------------------

مطمئنم كمتر كسي پيدا مي شود كه تا به حال روي اين موضوع فكر كرده باشد كه اين مشكل خيلي از رزمي كارن مي باشد كه وقتي شروع به آموختن يك هنر رزمي مي كنند به طور جدي و ريشه اي روي سبك خودشون تحقيق و بررسي نمي كنند البته لازم به ذكر است كه هنرهاي رزمي امروزي كه بهتر است به آنها ورزشهاي رزمي گفته شود براي خيلي ها فقط جنبه سرگرمي دارد و بسياري از افراد كه مشغول فراگيري هنرهاي رزمي هستند فقط براي پر كردن وقتشان است يا نهايتا" براي حفظ سلامتي ...؟!

 

هر تكنيكى كة در هنرى رزمى وجودداردخود دليلى ميباشد بر تكامل ان هنر

سلاحهاى سرد بخش بسيار مهمى از هنرهاى رزمى را بة خود تخصيص ميدهد همراة كرامى وجود فرم يا تكنيك سلاحهاى سرد براى ان نيست كة در دركيرى خيابانى بكار بيايد (در ضمن ايا شما يادكيرى هنرهاى رزمى را تنها براى دركيرى خيابانى ميخواهيد؟)

شما كة ان را بيهودة ميدانيد جنبة كارايى ان را ديدةايد ايا تاكنون فكر كردةايد كة براى اجراى مثلا تكنيكهاى شمشير بدن هنرجو بة جة مقدار قدرت و سرعت و جابكى احتياج دارد ايا ميدانى در اجراى حركات سلاحهاى سرد حركت و فرم بدن رزمى كار بيشتر از ان سلاح مد نظر ميباشد؟

ارى سبكهاى ووشو كة بيشتر بركرفتة از حركات حيوانات است (مار-بلنك-ببر-درنا-ازدها)در زدوخوردهاى خيابانى تنها مانند يك بازى بجة كانة بة نظر مى ايد اما در ميدان قدرت و سرعت و هنر وورزيدكى نشان از مهارت هنرجوست

يكرزمى كار ياد مى كيرد جكونة از خود دفاع كند در مقابل مهاجم يا مهاجمان و سالها روى تكنيكهاى مربوطة تمرين ميكند اما ايا ميدانى شايد هيجوقت در دنياى واقعى از انها استفادة نكند و احتياج نداشتة باشد

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت22:13توسط مريدميرزايى | |

همراة برويز از وبلاكhttp://parbaz.blogfa.com/با نظرى در مورد وبلاك بندة مارا بة اين شكل مفتخر نمود

اميدوارم شما مثل من از اون مريد ها نباشي كه مرشد برانداز و مرشد خراب كنن

و اميدوارم دقيقا بدوني كه تو اين وبلاگ داري چي كار ميكني؟

تبليغ ؟

ارشاد؟

روشنگري؟

. . . .

 ======================================

سلام بر همراهان راهمان

تبليغ = ابلاغ كردن مطالبى كة انسان را از دايرة خام عقلى بة واكنش بة بودن و نبودن واميدارد

ارشاد=رشد فكرى و جسمى انسان براى شناخت تضادهاى درونى و بيرونى حاكم بر كيان بر اساس سوكند طريقت دانايان بر شال سرخ انسانيت

روشنكرى= شناخت عناصر منفى حاكم بر عقل انسانى بر اساس تفكر اديان  و تاثير ان بر افكار انسان براى شناخت افريدكارو شناخت نور و روشنى و نبرد با اهريمن تاريكى و رساندن خدنك فكر از قالب تن بة حد دانايى

ايجاد دنيايى بركرفتة از متوى دانشكدة انشاء تن وروان هدف و ركن اصلى وبلاك بندة ميباشد و مطالب ان بركرفتة از تفكر سيستم زدة نوين افكارى ناهنجار در امواج مغزانسانهاييست كة خود بدون تفكر كام بر ميدارند وهربار بر مطلبى سخنى از استاد هموار است تا باسخى باشد بر درك طريقت دانايان

از نظر شما متشكرم

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت17:34توسط مريدميرزايى | |