|
احمدي نژاد: ناجوانمردانه نوشتند كه موقع ناهار ، يك ظرف هم براي امام زمان روي ميز مي چينم
آقا تهراني: صحبت از هاله نور در شرايط خاص خودش بوده است
داستاني مشابه زنجان با استاد روحاني دنبال افشاي ماجراي دانشگاه زنجان ، يك دانشجوي دختر دانشگاه آزاد در تماس با روزآنلاين شرح رويداد مشابهي را كه در مورد خود وي رخ داده است تشريح كرد. اين دانشجوي دختر دليل بيان اين ماجرا پس از گذشت قريب به يكسال و نيم از آن را، "يادآوري آن خاطره هولناك" پس از اطلاع از رسوايي اخلاقي معاون دانشگاه زنجان عنوان و از اينكه اين فرد متجاوز در دانشگاه زنجان رسوا شده است ابراز خوشنودي كرد. اين دانشجوي دختر دانشگاه آزاد اسلامي يكي از واحدهاي اصلي تهران كه چندي است در مقطع كارشناسي رشته حقوق فارغ التحصيل شده است مي گويد: "در ترم پاياني تحصيل ام در رشته حقوق به دليل مشكلاتي كه در ايام امتحان پيدا كردم در درس فقه نتوانستم مطالعه لازم را داشته باشم و با عدم آمادگي در سر جلسه امتحان حاضر شدم". وي افزود: "به دليل فشردگي و تداخل امتحانات در آن روز در جلسه امتحان اين درس به شدت دچار اضطراب شده بودم به نحوي كه استاد مربوط كه پيش از آن در سر جلسات درس به طور ضمني سعي در برقراري رابطه با من داشت متوجه اين موضوع شد و بالاي سر من آمد و گفت نگران نباشم. وقتي من شرايط خود را براي او توضيح دادم شماره دفترش را داد و از من خواست كه قبل از اعلام نمرات با او تماس بگيرم و قضيه را به او يادآوري كنم". اين دختر دانشجو مي گويد از آنجا كه اين استاد يك فرد روحاني... بود ابتدا نسبت به تماس با او ترديد داشتم چرا كه چندي پيش تر يك استاد روحاني ديگر كه سن بالاتري هم داشت به دليل پيشنهاد ازدواج موقت به دانشجويان از دانشگاه اخراج شده بود، اما از آنجا كه وي شماره تماس دفترش در سازمان مركزي دانشگاه آزاد اسلامي (ساختمان اصلي دانشگاه در خيابان پاسداران كه دفتر جاسبي نيز در آنجاست) را به من داد اطمينان كردم و براي اطلاع از نمره امتحانم با دفتر وي تماس گرفتم. وقتي توانستم با اين استاد روحاني فقه تلفني صحبت كنم او به من گفت كه كمتر از يك نمره كم دارم و به اين ترتيب در اين درس مردود شده ام، قضيه را يادآوري كردم و او ضمن تاييد سخنان من پيشنهاد داد تا به دفترش بروم تا چند پاسخ را در ورقه امتحاني ام بنويسم تا مشكل حل شود. اين دانشجو ادامه مي دهد: "وقتي به ساختمان سازمان مركزي دانشگاه آزاد رفتم و دفتر اين روحاني را ديدم متوجه شدم كه وي به عنوان يكي از معاونت هاي سازمان مركزي دانشگاه آزاد مشغول به فعاليت است. با مسئول دفترش هماهنگ كردم و داخل اتاق وي شدم. اين روحاني با روي گشاده من را پذيرفت و گفت كه به هيچ وجه نگران نمره نباشم و اين مساله اصولا اهميتي ندارد". اين دختر دانشجو مي گويد: "نكته اي كه براي من جالب توجه بود اينكه چهره هراسان و فرار من از اتاق اين مسئول دانشگاه آزاد به هيچ وجه توجه مسئول دفتر او را جلب نكرد و به نظر مي رسيد براي او مساله اي عادي باشد". اين فارغ التحصيل رشته حقوق كه هدفش از طرح اين ماجرا را نه لزوما پيگيري فرد متهم بلكه اطلاع رساني و تذكر نسبت به دلسوزان عنوان مي كند ، ضمن توصيف وضعيت روحي خود پس از آن واقعه، ايام مزبوررا تلخ ترين روزهاي زندگي خود برمي شمرد و مي گويد كه كابوس آن را هميشه با خود همراه خواهد داشت. وي همچنين مي گويد: "از آنجا كه هيچ تشكل دانشجويي فعالي در دانشگاه ما نبود و به دليل فضاي به شدت بسته دانشگاه آزاد جرات نكردم اين مساله را حتي با نزديك ترين دوستانم درميان بگذارم و تنها پس از اطمينان از فارغ التحصيلي به برخي از دوستان اين مساله را گفتم. در دانشگاه ها مساله پيشنهادات جنسي توام با تهديدهاي آموزشي و انضباطي تقريبا رواج دارد، اما همچنان اين سوال در ذهن من باقي است كه برخي مسئولان و به ويژه روحانيون كه سمتي دارند از چه حد اختيارات و چتر حمايتي در نظام اسلامي برخوردارند كه بدون واهمه در محل دفاترشان اقدام به تعرض به نواميس مردم مي كنند؟"
نديدن هاله نور عجيب است «نوشتند كه احمدينژاد در هيات دولت موقع ناهار يك ظرف غذا هم براي حضرت (امام زمان) روي ميز ميچينه! [يا] احمدينژاد در دوره شهرداري مسير حركت كاروان حضرت از مكه به تهران را پيشاپيش آسفالت كرده است.» جملات فوق قسمتي از نوشته محمود احمدينژاد رئيسجمهور است كه سحرگاه ديروز يعني ساعت 20/4 صبح آن را در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است. احمدينژاد آخرين نوشته وبلاگ خود را اختصاص داده به انتقادهايي كه همواره از ابتداي رياست جمهوري متوجه او بوده و در روزهاي اخير شدت گرفته است. انتشار فيلم معروف ديدار احمدينژاد با آيتالله جواديآملي در سال نخست رياستجمهوري او كه احمدينژاد در آن به هاله نوري كه هنگام سخنراني در سازمان ملل اطراف او را فراگرفته، اشاره ميكند، موج انتقادات را متوجه او كرد. اگرچه غلامحسين الهام سخنگوي دولت صحت اين فيلم را تكذيب كرد، اما رئيسجمهور از همان زمان از سوي برخي روحانيون، علما و چهرههاي سياسي بهشدت مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت. پس از آن نيز ادبيات خاص رئيسجمهور سبب تداوم اعتراضات شد. تكيه احمدينژاد بر امدادهاي الهي و غيبي بهخصوص از سوي امام زمان(عج) كه در اكثر سخنرانيهاي او در جمع مردم شهرهاي مختلف كشور در سفرهاي استاني صورت ميگرفت نكتهاي نبود كه مورد اعتراض روحانيون و چهرههاي سياسي و مذهبي باشد اما برخي اظهارات او از قبيل سخناني كه سال گذشته در ديدار با استادان دانشگاه اميركبير ايراد كرد حجم انتقادات را نسبت به او افزايش داد. رئيسجمهور در جمع اساتيد اين دانشگاه هنگامي كه يكي از استادان از او پرسيد اين درست است كه دولت با امام زمان(عج) در ارتباط است، پاسخ داد: «ما با خود خدا ارتباط داريم.» اظهارات اينچنيني در سخنان رئيسجمهور در مناسبتهاي مختلف زياد به چشم ميخورد، اما اوج اين انتقادات به ماههاي اخير بهخصوص از وقتي كه گرانيها افزايش يافته بازميگردد. اغلب منتقدان وضع موجود در اظهارنظرات خود ضمن انتقاد از دولت، به موضوع امام زمان(عج) اشاره كردهاند. در سخنان اكثر آنها اين اعتراض وجود دارد كه نبايد بار مسووليت مشكلات و گرانيها را از دوش خود برداشت و امام زمان(عج) را مقصر همه مسائل دانست. آنها همچنين از وارد كردن مقدسات مردم در مسائل اجرايي انتقاد كردهاند. از آخرين انتقادات صورت گرفته در اين زمينه ميتوان به اظهارات اخير حسن روحاني نماينده مقام رهبري در شوراي عالي امنيت ملي اشاره كرد. روحاني كه به مناسبت سالگرد ارتحال امام در سمنان سخن ميگفت با تاكيد بر لزوم تكيه بر «خويشتن» و تلاش براي پيشرفت گفت: «نمي شود دست روي دست گذاشت و گفت كه كشور، كشور امام زمان(عج) است. چرا بار مسووليت خود را روي دوش امام زمان(عج) مياندازيم؟»
اين بچه را من نكاشتم … خدا كاشت اينروزا اينقدر اسم خدا و پيغمبر و امام زمان و ائمه دست مالي هر كس و ناكس شده كه ادم حالش به هم ميخوره از اينهمه ادعاي مقدس مابي ! البته كار امروز و ديروز هم نيست ها …سي ساله كه اينجوريه ! يه زماني گفتن خرمشهر رو خدا ازاد كرد … اقا والله خرمشهر رو خدا ازاد نكرد ! اي كاش اونايي كه اين حرف رو زدن بودن و ميديدن كيا خرمشهر رو ازاد كردن ! خدا هيچكاري نكرد …هيچكار ! تو جبهه هم كه بوديم هي اين بلند گو ميگفت : اي لشگر صاحب زمان اماده باش … اماده باش ! ماها هم همه عبدالله ، ذوق ميكرديم كه اره ما لشگر صاحب زمانيم ! هي گفتن دست خدا بر سر ماست… دست خدا بر سر ماست ! والله دست خدا بر سر ما نبود كه هيچي دست خر هم بر سر ما نبود ! اين حرف ها مال سران مذهبي بود و كم كم باب شد ! ا رييس جمهورمون بند كرد به امام زمان و هي يقه خدا رو گرفت كشيد توي كاراي دولت ! هي از امداد غيبي گفتن … هي بند كردن به مقدسات ! اقا اينقدر اَش شور شده كه فلاني توي فينال گل ميزنه بعد مصاحبه ميكنه ميگه اين گل رو من نزدم خدا زد ! جل الخالق …خداي فوتباليست نديده بودم ديگه …اونم سر زن ! يا تيم ملي به سوريه گل ميزنه مربي تيم ميگه الطاف حضرت زينب و رقيه بود ! اين بچه هاي پيام خراسان هَتكشون پَتك شد تا اومدن تو ليگ برتر بعد مربيشون ميگه اقا امام رضا اين تيم رو برد ليگ برتر ! اقا استقلال قهرمان جام حذفي شده مربيش ميگه استقلال رو خدا قهرمان كرد ! اي بابا … بس كنيد ديگه تو رو به همون خدا ! شده حكايت اون ضرب المثل كه كدخداي ده كه مرغابي بود واي در ان ده كه چه غوغايي بود ! اقا من اون خدا و پيغمبري كه بيان گل بزنن يا تيم ببرن ليگ برتر قبول ندارم … ميترسم فردا يكي بچه اش نابغه بشه بگه اين بچه رو من نكاشتم خدا كاشت ! والله بخدا … از اين ادم دوپاي رياكار هر چي بگي بر مياد !
خاطرات مهندس بازرگان از شوراي انقلاب و دولت موقت: طالقاني گفت نخست وزيري را قبول نكن، اين آقايان صفا و وفا ندارند
بوي چفيه رهبر دختري را شفا داد - نشريه داخلي لشكر 41 ثارالله دكتر معالجش -دكتر سعيدي، رزيدنت مغز و اعصاب- مي گويد: زهرا وقتي به بيمارستان اعزام شد ضربه شديدي به مغزش وارد شده بود. براي همين هم نمي توانستيم هيچگونه عملي روي او انجام دهيم. احتمال خوب شدنش خيلي ضعيف بود.
در بخش مراقبتهاي ويژه، پيرزني چند هفته اي است كه بر بالين نوه اش با نوميدي دست به دعا برداشته است دخترك 8 ساله بود، اهل كرمان. موقع بازي در كوچه بود كه با اتومبيلي تصادف كرد. ضربه آنقدر شديد بود دكتر معالجش -دكتر سعيدي، رزيدنت مغز و اعصاب- مي گويد: زهرا وقتي به بيمارستان اعزام شد ضربه در بخش مراقبتهاي ويژه، پيرزني چند هفته اي است كه بر بالين نوه اش با نوميدي دست به دعا برداشته
اين ايام مصادف بود با سفر رهبر انقلاب به استان كرمان. ولي حيف كه زهرا با مادربزرگش نمي توانستند خود مادر بزرگ ماجرا را اينطور تعريف مي كند: وقتي آقا آمدند كرمان، خيلي دلم مي خواست نزد ايشان مثل كسي كه منتظر است دكتري از ديار ديگري بيايد و نسخه شفا بخشي بپيچد همه اش مي گفتم: زهراي كوچك حالا يك ياد گاري دارد كه خود مي گويد: آن را با هيچ چيز عوض نمي كنم. او مي گويد: اين مادر بزرگ نيز مي گويد: از آن روز تاكنون فقط يك آرزو دارم. آن هم اين است كه با زهرا به زيارت آقا بروم. تخليص از نشريه داخلي لشكر 41 ثارالله
يك پرونده فساد اخلاقي ديگر - اخراج برادر وزير آموزش و پرورش كارنامه ي "علي احمدي" در جايگاه رياست "دانشگاه پيام نور" كارنامة پرحرف و حديثي بود.او از روز نخست تصدي رياست اين دانشگاه در حال گسترش كه به گفته برخي كارشناسان با هدف به حاشيه راندن و از دور خارج كردن يا كمرنگ ساختن دانشگاه آزاد قرين بود، به تغيير نظام آموزشي و اجرايي اين دانشگاه كمر بست. به گفته يكي از دانشجويان اين دانشگاه خطوط اصلي سياست علي احمدي همانند ديگر روساي انتصابي دانشگاه ها در دانشگاه پيام نور چند ويژگي داشت كه اين دانشجو آنها را چنين بر مي شمرد:"هم سويي با سياست پاكسازي دولت احمدي نژاد در مراكز آموزش عالي از اساتيد مستقل و دگر انديش از طريق جابجا كردن اساتيد و تهديد كاركنان متخصص و قديمي به بازنشستگي زودهنگام و از كار انداختن بخش هاي مختلف دانشگاه. انحلال عملي بخش هايي از دانشگاه كه براي نظام آموزش نيمهحضوري يا آموزش از راه دور دانشگاه پيام نور جنبه ي حياتي داشت، مانند بخش تهيه و تدوين كتابهاي درسي و كتابخانه." اين دانشجو ادامه مي دهد: "وارد كردن تعداد كثيري از افراد وابسته به جناح راست و خودي به دانشگاه با هدف تسريع در برنامه پاكسازي و يك دست سازي كاركنان دانشگاه از جمله ديگر سياست هاي آقاي احمدي بود. اين افراد به اصطلاح خودي در بسياري موارد بدون داشتن هيچ مدرك دانشگاهي يا رابطه ي استخدامي مشخص با دانشگاه پيام نور در امور مالي دانشگاه به كار گماشته شدند يا در اين مدت به بستن قراردادهاي خرد و كلان به ايفاي نقش پرداختند." يكي از استادان بازنشسته شده اين دانشگاه هم ويژگي هاي زير رابراي وزير كنوني آموزش در مقام رئيس دانشگاه پيام نور، مي شمارد: "اعطاي وام هاي بلاعوض تا سقف 160 ميليون ريال و در موارد خاص حتي بالاتر از آن به مديران و معاونان تازه به كار گرفته شده . نكته درخور توجه اينكه در موارد بسياري بازپرداخت اقساط اين وام ها به عهده ي دانشگاه و بر دوش بودجه نحيف آن گذارده شد.همزمان منابع و پست هاي كليدي به اشخاص به اصطلاح خودي، به صرف نزديكي به رئيس دانشكده يا افراد مورد نظر رئيس جمهور و برخي از وزرااختصاص داده شد. به عنوان مثال، پست معاونت اداري و مالي دانشگاه، كه يكي از حساسترين پست هاي دانشگاه پيام نور است، به عهده فردي گذاشته شد كه در كمترين زمان ممكن استفاده هاي فراواني از موقعيت خويش به عمل آورد." "بستن قراردادهاي كلان با اشخاص مشخص خارج از دانشگاه" براي انجام اموري كه متخصصان داخل دانشگاه با تخصص و تجربي بالاتر به راحتي از عهده ي اجراي آنها برميآمدند. و همچنين "استخدام رسمي يا انتقال و به كارگيري همسران و ديگر وابستگان گروه خودي دربدنه ي دانشگاه" از ديگر مواردي است كه اين استاد دانشگاه به آن اشاره مي كند و به عنوان مثال به ورود همزمان برادر معمم دكتر احمدي، آقاي جشفقاني، به دانشگاه مزبور اشاره مي كند و مي افزايد: "آقاي جشفقاني پس از انتقال برادرش به آموزش و پرورش هم در همين پست ماند تا اينكه چندي پيش به دلايل اخلاقي با تصميم رئيس جديد اخراج شد. برادر خانم و ديگر خويشاوندان نزديك آقاي علياحمدي نيز در مدت رياست او از خوان نعمت استخدام و دخالت در امور دانشگاه بينصيب و به بهره نماندند." به كارگيري افراد "خودي" و "كارمندان بدون تخصص و تمديد حكم آنها حتي پس از رسيدن به دوران بازنشستگي" تنها به شرط خدمت "در راه پاكسازي و قلع و قمع متخصصان و نابودي بنيان دانشگاه" از ديگر موارد مورد اشاره اين استاد دانشگاه است.به اعتقاد او نتيجه اين سياست ها "گسترش آشفتگي ناشي از سوء مديريت شديد در تمام بخشها" بود كه حاصلي جز نزول استانداردهاي آموزشي در اين دانشگاه نداشت.با اين وصف معاونان انتصابي و افراد به كار گماشته شده، "از جمله معاون منتقل شده از يزد در زمان انتقال دكتر احمدي به وزارت آموزش و پرورش" به بهانه ي قدرداني از رئيس پيشين در مراسم توديع از بودجه ي دانشگاه هداياي فراواني به وي اهدا كردند كه در ميان آنها قاليچههاي نفيس ابريشمي، 15 سكة طلا ومعادل 13 ميليون تومان ديده مي شد. حالا در شرايطي كه آقاي احمدي به وزارت علوم رسيده، عنوان افتخاري "عضويت هيات امناي دانشگاه پيام نور" را نيز يدك مي كشد؛ امري كه در هر حال باعث اخراج برادرش به اتهام فساد اخلاقي نمي شود.
جديدترين نسخه بيماري امام زاده زدگي در نزديكي مشهد فروردين امسال خبري در مشهد پيچيده بود مبني بر كشف مقبره 5 امامزاده در روستاي تبادكان. روستايي واقع در 40 كيلومتري شمال شرقي مشهد. خبر رسمي اين كشف را ، وطنخواه ، مدير كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي در گفتگو با خبرنگاران داده بود: "اين قبور متبركه در اواخر سال گذشته توسط اهالي بومي روستاي تبادكان شناسايي و به تائيد كارشناسان ديني و وقفي و امور خيريه استان رسيده است. براي بازسازي و مرمت اين امامزاده ها اعتباري پيش بيني شده تا زائران اين چهار امامزاده بتوانند به زيارت اين قبور متبركه در رفاه و آسايش كامل بپردازد. او تصريح كرده بود: در هنگام اجراي طرح بهسازي روستاي تبادكان تابوت سنگي در كنار پيكر يكي از نوادگان امام سجاد (ع) وجود داشت كه طبق نوشته هاي روي سنگ و شواهد تاريخي موجود با دقت كارشناسان و اهالي بومي اين روستا و با تاييد اداره كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي شناسايي و مورد تائيد قرار گرفت. وي افزوده بود: بيش از 400 تا 500 ميليون ريال تاكنون به منظور ساخت و تجهيز مقبره هاي اين چهار امامزاده توسط اهالي روستا و خيرين هزينه شده است" پس از انتشار اين خبر به زودي ولوله اي در گرفته و همه روزه عده اي از مشهد و اطراف آن براي زيارت به اين ماكن مي شتابند. از اين رو مطابق گفته هاي مدير كل اوقاف مقدمات ساخت مرقد براي "امام زادگان تازه كشف شده" در اين روستا مهيا مي گردد. براي اطلاع از چندو چون ماجرا، ظهر روز پنجشنبه دوم خرداد 87 به اتفاق برادر و خواهر زاده ام به روستاي تبادكان رفتيم. در تابلوي اصلي اين امام زاده، سال وفات آنها 871 هجري ذكر شده است. يك محاسبه ساده نشان مي دهد كه با احتساب هر 25 تا 30 سال براي هر تغيير نسلي، اين انسانهاي شريف مدفون در تبادكان، فرزندان نسل 34 و بعد امام حسين مي باشند و با اين فرض خوشبينانه كه تمامي اين پنج نفر جز صلحا و فرزندان پرهيزگار امام حسين باشند، آيا شايسته نيست كه از فردا بر سر مزار هر سيدي در "بهشت رضاي مشهد" يا گورستان هر شهر ديگري، يك "مرقد امام زادگي" ايجاد شود؟ به گمان من تلاش روزافزون اهالي روستا در تبليغ غيرعادي براي اين مكان بيشتر انگيزه مادي دارد تا هر انگيزه اصيل ديگري . اين را وقتي فهميديم كه در پوشش سرمايه گذار (!) قيمت زمين را براي ساختن يك رستوران در نزديكي امام زاده از يك بنگاه جديد التاسيس پرسيديم. زمينهاي باير و خشك روستا ترقي كرده و به قيمتهاي سرسام آوري رسيده بود. از افتتاح فروشگاههاي موقت در اطراف محوطه نيز معلوم مي شود كه ايجاد امام زاده در اين روستا، خيرات خوبي در بر داشته و به تدريج تبديل به منبع خوبي براي كارآفريني اهالي خواهد شد! بي ترديد رونق بيشتر اين مكان زيارتي جديد، مي تواند روستا را از بن بست جغرافيايي و محروميت خارج كرده و توجه مسولان استاني وكشوري را به خود جلب كند تا آباداني بيشتري براي آن ها به ارمغان آورد!! نام پنج امام زاده مدفون در اين مرقد. توجه كنيد كه نام امام زادگان كاملا فارسي و ايراني است. جز اين هم انتظاري نبايد داشت زيرا سنگ قبرها متعلق به قرن نهم هجري است! سنگ قبر منسوب به يكي از امام زاده ها فرد صعب العلاجي كه جهت شفا گرفتن به امام زادگان تبادكان متوسل شده است. يكي از فروشگاههاي جديد، "محل عرضه سي دي اولين روزهاي امام زادگان تبادكان"! (بلي! دقيقا به همين نام). چون مشتاق بودم بدانم چه اطلاعاتي درون اين سي دي وجود دارد بدون چانه زدن يكي سي دي خريدم. اما در منزل متوجه شدم كه فروشنده مزبور چه فرد فرصت طلبي بوده است! يك فيلم ويدئويي – 107 ثانيه اي- كه با تلفن همراه از محل پي براداري ساختمان فعلي امام زاده برداشته شده است را به مبلغ 700 تومان به من فروخته اند! به زودي آن را در وب قرار خواهم داد.
فروشگاههاي جديد الافتتاح، محل فروش "سوغات متبرك امام زادگان تبادكان"! منبع : http://www.abayat.ir
خبر كشف قبور امام زادگان در خبرگزاري مهر
قبور چهار امامزاده در روستاي تبادكان مشهد كشف شد مشهد - خبرگزاري مهر: مدير كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي از كشف قبور متبركه چهار امامزاده منسوب به امام سجاد(ع) در روستاي تبادكان مشهد در اواخر سال گذشته خبر داد. به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، سيد مهدي وطنخواه ظهر امروز در جمع خبرنگاران در اين اداره افزود: اين قبور متبركه در اواخر سال گذشته توسط اهالي بومي روستاي تبادكان شناسايي و به تائيد كارشناسان ديني و وقفي و امور خيريه استان رسيده است. وي اظهار داشت: براي بازسازي و مرمت اين امامزاده ها اعتباري پيش بيني شده تا زائران اين چهار امامزاده بتوانند به زيارت اين قبور متبركه در رفاه و آسايش كامل بپردازد. وطنخواه تصريح كرد: در هنگام اجراي طرح بهسازي روستاي تبادكان تابوت سنگي در كنار پيكر يكي از نوادگان امام سجاد (ع) وجود داشت كخ طبق نوشته هاي روي سنگ و شواهد تاريخي موجود با دقت كارشناسان و اهالي بومي اين روستا و با تاييد اداره كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي شناسايي و مورد تائيد قرار گرفت. مدير كل اوقاف و امور خيريه خراسان رضوي تاكيد كرد: پس از كشف مقبره ها شجره نامه ها و نوشته هاي حكاكي شده بر روي مقبره ها صحت نوشته ها و اطلاعات موجود نيز مورد تائيد قرار گرفت. وي افزود: بيش از 400 تا 500 ميليون ريال تاكنون به منظور ساخت و تجهيز مقبره هاي اين چهار امامزاده توسط اهالي روستا و خيرين هزينه شده است. وطنخواه افزود: نام هاي نوادگان امام سجاد به ترتيب عبارتند از فاطمه خاتون بنت امير، كمال الدين سيد امير حسين، امير شمس الدين و مير كمال الدين محمود و سنگ ديگر مقبره نيز در حال كارشناسي است كه در اولين فرصت اعلام مي شود.
داشتم از كنار مسجدي كه برام پر از خاطرات دوران كودكي ونوجوانيم بود رد مي شدم . ياد غروب ايي افتادم كه مادر بزرگ خدا بيامرزم منو زير چادرش قايم مي كرد و مي برد بخش زنونه تا با خيال راحت نمازش رو بخونه يادش بخير اون موقع ها خدا در نظرم اندازه همين مسجد بود و چقدر محسوس تر! انگاري رودونه هاي آبي تسبيه مادربزرگم احساسش مي كردم روكاشي شكسته هاي مسجد رو صداي حوض وسط حياطش, همه جا جاري بود داخل مسجد شدم و نماز عصر و عشاء و خوندم كه ديدم حاج آقا رفت بالامنبر و شروع كرد به توصيه هاي متقيانه اش كه چنان كنيد و چنين مستمعين هم كه به لطف روزگار هي گروه سنيشون بالا و بالاتر ميره هم با يقين كامل به حاج آقا, تسبيهي مي نداختن و سر به نشانه تاكيد افاضات تكون مي دادند تا اينكه وقتي تو حياط مسجد مشغول پوشيدن كفش بودم ديدم حاج اقا با لبخندي بر لب داره به سمت من مياد گمونم از اين خوشحال شده بود كه فكر مي كرد مشتري جديد و جووني واسه تجارت خونش پيدا كرده منم كه تو اين فكر بودم كه براي خلاص شدن از گفتمان با ايشون بهترين كار حمله پيش دستانه است سريع كفشم رو پوشيدم و با سرعت به طرف حاج آقا رفتم دوتا دستم رو به موازات هم براي دست دادن جلو بردم تا كاملا حاج آقا رو از اينكه مشتريش حرفه ايه مطمئن كنم _سلام حاج آقا _سلام عليكم جوون تقبل الله _ممنونم حاج آقا حاج آقا يه سوالي داشتم _بفرماييد جانم در خدمتم(احتمالا فكر كرد مي خوام از محفوظاتشون در مورد احكام جنابت سوال كنم!) _حاج آقا اسم پدر حضرت محمد عبدالله ست ايشون تقريبا 80_90 سال قبل از بعثت پيامبر متولد شده اين عبد الله كه اسم ايشونه يعني عبد كدوم الله؟ _ببينيد پيامبر اكرم آنقدر نزد خداوند عزيز بوده كه در ايه...خداوند ايشون رو به اسم كوچك صدا ميكنه _نه حاج آقا متوجه منظورم نشديد من ميگم اينكه اسم پدر ايشون عبد الله بود اين الله كدوم الله بود كه ايشون عبدش بود اون زمان كه تقريبا 80 سال قبل از تشكيل اسلام ايشون نامگذاري شده! _نه اينها همه موحد بودند از ابتدا _آخه حاج آقا الله نام هيچ خدايي در هيچ ديني نيست موحدين يهوه و.. رو مي پرستيدند _ببينيد اين الله يك اسم عربيه اونهام موحد بودند الانم اين ماشين منتظر منه بايد برم خدا نگهدار منم لبخندي زدم و رفتم تو راه به اين نتيجه رسيدم كه اگه در دوران كودكيم اينقدر خدا نزديكم بودبه اين خاطر بود كه بخش زنونه حاج آقا نداشت! خدا هرچي كه بود, هرچقدر كه در ذهن محدود من بود ولي خدا بود لطيف بود همش احساس بود هيچ قيدي نداشت براش مهم نبود اگه من عاشق دختر همسايم بشم از خداييش كم نمي شد اگه از روي شيطنت كودكانم دمي به مشروب داييم بزنم كرمش محدود به اين نبود كه با پاي چپ برم توالت يا راست خدا برام هرچي خوبي و زيبايي بود خدايي بود كه منو ميديد ولي نگاهش عاشقانه بودنه انتقام جويانه خودمونيم ,ولي چه قدر خدام خدا بود!
در روزهاي گذشته، سردسته يك فرقه متمايل به هندوئيسم در ايران، با حضور در برنامهاي در شبكه يك سيما، به آموزش آشپزي پرداخته است.
جشن هاي دوهزار و پانصد ساله؛ جشن هاي هزار و چهارصد ساله، كدام يك پرهزينه ترند؟ بد نيست نگاهي به جشن هايي كه جمهوري اسلامي از فرداي روي كار آمدنش تاكنون برگزار كرده بيندازيم. جمهوري اسلامي همه ساله ده روز را به نام دهه فجر! جشن مي گيرد، اين جشن در طي اين سي سال هر ساله در تمامي شهرها و كوره دهات هاي ايران برگزار شده است، توجه داشته باشيد كه جشني به نام جشن دوهزار و پانصد ساله فقط يك بار و آن هم فقط در يك مكان برگزار شد اما جشن هاي جمهوري اسلامي در تمام نقاط ايران، در تمامي شهرها(مدارس، موسسات، اداره ها، دانشگاه ها، بانك ها و …….) و حتي در دفاتر فرهنگي و سفارت خانه هاي جمهوري اسلامي در خارج از كشور هم برگزار مي شود. جشن ميلاد عج يكي از پرهزينه ترين جشن هاييست كه همه ساله در جمهوري اسلامي برگزار مي شود و به جرات مي توان گفت هزينه ي برگزاري اين جشن فقط در يك سال، برابري مي كند با تمامي هزينه هايي كه شاه فقيد براي برگزاري جشن هاي دوهزار و پانصد ساله، كرد. جشن هاي ميلاد امامان دوازده گانه ي شيعيان نيز هر ساله در جاي جاي ايران برگزار مي شود. جشن غدير، اين جشن نيز همانند جشن ميلاد عج و جشن امامان دوازده گانه ي شيعيان، فقط مختص شيعيان ايرانيست و ساير مردم ايران سهمي در آن ندارند اما هزينه هاي گزاف برگزاري اين جشن ها نيز مانند ساير جشن هاي جمهوري اسلامي از جيب همه ي مردم ايران هزينه مي شود. جشن عيد فطر، عيد قربان، روز قدس، جشن هسته اي و …… نيز در زمره ي جشن هاي جمهوري اسلامي هستند. حال به اين جشن ها، هزينه هاي برپايي سيمنارها و همايش هاي مختص شيعيان را اضافه كنيد همانند همايش هايي نظير همايش مهدويت يا قرآن شناسي يا اسلام شناسي يا علل قيام مختار و …. ببينيد چه هزينه ي هنگفتي مي شود. به اين هزينه ها مي شود هزينه هاي گزاف جمهوري اسلامي در ساخت سريال هاي مذهبي، چاپ و نشر كتب شيعي، سفرهاي استاني هيئت دولت و شخص خامنه اي را نيز افزود، هزينه هاي ميلياردي در استقبال شاهانه از خامنه اي حتي در دوران محمد رضا شاه هم سابقه نداشته است. ضرر و زياني كه از بابت برگزاري اين گونه جشن هاي ضد ملي و غير ايراني متوجه كشور مي شود بسيار هنگفت است، تصور بفرماييد اگر در ايران ده ميليون نيروي كار وجود داشته باشد و هر كارگر روزي هشت ساعت كار كند و در هر ساعت چهار دلار به اقتصاد مملكت كمك كند مي شود سيصد و بيست ميليون دلار. هر روزي كه جمهوري اسلامي جشني برپا مي كند و يا مراسم سوگواري اي بر پا مي كند فقط سيصد و بيست ميليون دلار از بابت تعطيلي كشور به اقتصاد ما ضرر مي رسد حال هزينه ي برگزاري آن جشن ها يا سوگواري ها را نيز به اين مبلغ اضافه كنيد تا پي به عمق فاجعه ببريد. حال خودتان قضاوت كنيد كه جشن هاي دوهزار و پانصد ساله ي محمد رضا شاه پرخرج تر بود يا جشن هاي هزار و چهارصد ساله ي ملايان؟
نجات هفت زن روس كه از بيم قيامت 5 ماه در غار مخفي بودند
آيت الله منتظري و بهائيان: مخالفت سرسخت و حقوق شهروندي آيت الله منتظري اخيراً در پاسخ به استفتائي در خصوص بهائيان گفته است كه بهائيان مشمول "حقوق شهروندي" مي شوند. از آنجايي كه طي ماههاي اخير مواردي از بازداشت رهبران بهائيت در ايران اتفاق افتاده و واكنشهاي زيادي از سوي مراكز مختلف به اين اقدام مطرح شده، ابراز نظر آيت الله منتظري در خصوص "حقوق شهروندي بهائيان" از حساسيت دو چنداني برخوردار شده است. اما به گفته مجتبي لطفي، مسئول امور اطلاع رساني دفتر آيت الله منتظري در قم، نظرات آيت الله منتظري كامل و بدرستي منعكس نشده و اين نكته مورد غفلت قرار گرفته كه چه شرايطي منجر به اين سخنان شده است.
مسئول امور اطلاع رساني دفتر آيت الله منتظري مي گويد پرسشهاي زيادي در مورد فعاليتهاي بهائيان به دفتر آيت الله منتظري رسيده و آنچه آيت الله منتظري مطرح كرده در واقع پاسخي به اين پرسشها بوده است. آقاي لطفي با تكيه بر نظريات آيت الله منتظري مي گويد كه آيت الله منتظري بهائيت را دين نمي داند و پيروان آن را جزو اقليتهاي مذهبي نيز نمي خواند. به بيان آقاي لطفي، آيت الله منتظري نظر خود را در خصوص بهائيان چنين منعكس كرده است كه: "اين فرقه جزو كفار محسوب مي شوند اما كافر حربي نيستند و كافر ذمي هم نيستند چون كتاب آسماني شان نه تورات است، نه انجيل است و نه زبور اما (بهائيان) كافر معاهد يا مستأمنند، به اين معني كه در امان و عهد حاكميت اسلامي اند و مادامي كه فعاليتي عليه حاكميت اسلامي انجام ندهند از حقوق شهروندي برخوردارند چون به هر حال حق آب و گل دارند، ماليات مي پردازند و غيره". آقاي لطفي نحوه انعكاس ديدگاه آيت الله منتظري را به نوعي "بزرگ كردن سه خط اين فتوا و ناديده گرفتن بقيه ماجرا مي داند و مي گويد كه در اصل نگاه آيت الله منتظري به بهائيت تغييري ايجاد نشده است. به گفته مسئول امور اطلاع رساني دفتر آيت الله منتظري درقم، "متأسفانه برخي از دوستان يا دشمنان ايشان (آيت الله منتظري) فقط همين سه خط را گرفته و پيشينه مخالفت ايشان با اين فرقه (بهائيت) را فراموش كرده و فقط همين قسمت را گرفته اند".
مجتبي لطفي مي گويد: "آيت الله منتظري بر همان مواضع خودشان هستند، آنها را كافر مي دانند و خودشان از مخالفان سرسخت بهائيت بوده اند". طرح ديدگاه آيت الله منتظري در مورد بهائيان، با توجه به شرايط موجود، مورد استقبال مقامات مسئول بهايي قرار گرفته است. باني دوگال، نماينده ارشد بهائيان در سازمان ملل كه اظهارات آيت الله منتظري را تحول مثبتي مي خواند، به بي بي سي گفت: "ما خوشحاليم كه مقام روحاني بلند پايه اي چون آيت الله منتظري به احترام به حقوق شهروندي بهائيان در ايران اشاره كرده است، بهائيان هيچ قانوني را زير پا نگذاشته و هرگز عليه منافع ايران اقدامي نكرده اند، بنيانگذار ما ايراني بود و آيين ما در ايران پايه گذاري شد، از همين رو، تمام بهائيان عاشق ايرانند و بهترين آروزها را براي ايران دارند". اينكه آيت الله منتظري قائل به ضرورت رعايت حقوق شهروندي بهائيان است، به گفته احمد قابل، پژوهشگر امور ديني در ايران، مورد تأييد بسياري از اهالي حوزه و مراجع ديگر هم هست. آقاي قابل كه خود سالها در حوزه هاي علميه از نزديك با ديدگاههاي مراجع مذهبي سروكار داشته معتقد است كه رعايت حقوق شهروندي براي بهائيان از منظر عقل و با استناد به احكام فقهي و تاريخ اسلام، نكته قابل دفاعي است. با اين وجود آقاي قابل تأكيد دارد كه برخي مسائل به خاطر حساسيتهايي كه عرف جامعه دارد، ممكن است خيلي مطرح نشوند كه يكي از آن موارد به بهائيت و بهائيان بازمي گردد. آقاي قابل مي گويد: "علما در اين موارد حساس سكوت مي كنند و اين سكوت بدان معنا نيست كه قبول نداشته باشند، من با اطمينان مي توانم بگويم كه برخي از فقها و صاحبان رساله كنوني هم ديدگاه آيت الله منتظري را قبول دارند منتها اين موافقتشان شايد خيلي علني نشود". احمد قابل تأكيد مي كند كه نگاه موجود در جامعه ايران به بهائيت و بهائيان به گونه اي است كه جنبه هاي سياسي و وجود عامل خارجي در آن باعث شده تا بسياري ترجيح دهند وارد اين مسئله نشوند. اين پژوهشگر ديني مي گويد در جامعه ايران به بهائيان به ديد منفي نگاه مي شود كه ريشه هاي مختلف مذهبي و تاريخي دارد و اين نگاه قدرتمند در جامعه ايران وجود دارد كه بهائيت ساخته دست استعمار بود تا در اسلام خلل ايجاد كند. اما پرسش اينجاست كه ساير فتاواي مهم در مورد بهائيان در ايران كدامها بوده اند؟ نگاه به اين فتاوا مي تواند در درك شرايط موجود كمك كند. مجتبي لطفي از مسئولان دفتر آيت الله منتظري در قم به دو مورد از فتاواي موجود اشاره مي كند. به گفته آقاي لطفي يك فتوا به آيت الله بروجردي، بزرگترين مرجع شيعه در دهه پنجاه ميلادي و استاد آيت الله منتظري تعلق دارد كه در فتواي خود اعلام كرد: "لازم است مسلمين با اين فرقه معاشرت، مخالطه و معامله را ترك كنند، فقط از مسلمين تقاضا دارم آرامش و حفظ انتظام را از دست ندهند". آقاي لطفي مي گويد منظور آيت الله بروجردي نوعي مبارزه منفي با بهائيان بوده و تاكيد ايشان به حفظ آرامش آن بوده كه با بهائيان برخورد فيزيكي صورت نگيرد. فتواي ديگري كه مسئول امور اطلاع رساني دفتر آيت الله منتظري بدان اشاره مي كند، به آيت الله گلپايگاني تعلق دارد كه در فتواي خود اعلام كرده "مخالطه با اين طايفه ضالّه مضلّه حرام است". دستگاه حاكمه ايران با توجه به فراز و نشيبهايي كه در خصوص برخورد حاكميت با آيت الله منتظري وجود داشته، خود را ملزم به احترام گذاشتن به ديدگاه اين مرجع تقليد نمي داند. از طرفي هنوز رسانه ها و محافل سياسي به نقطه نظر آيت الله منتظري در خصوص بهائيان واكنش نشان نداده اند. برخي ممكن است بر اين نظر باشند كه ديدگاه آيت الله منتظري حاوي نكته جديدي نيست چراكه بهائيان در ايران زندگي مي كنند و از برخي حقوق شهروندي هم برخوردارند، برخي ديگر ممكن است ديدگاه آيت الله منتظري را فرصتي بدانند كه غنيمت شمردن آن لازم است.
طالبان تماشاي تلويزيون را ممنوع كردند اين وزارت از نيروهاي امنيتي افغان درخواست كرده كه در حفاظت از ساكنان ولايت لوگر توجه بيشتري به خرج داده و از انتشار چنين هشدارهايي جلوگيري كنند. براساس گزارشها، افرادي كه وابسته به گروه طالبان خوانده شده اند، شب دوشنبه با حضور در يك مسجد در ولايت لوگر، هشدار دادند كه اگر مردم اين ولايت از تماشاي تلويزيون دست نكشند "به سختي مجازات خواهند شد." وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان اين هشدار را "تجاوز آشكار" به حقوق اوليه شهروندان كشور توصيف كرده و گفته است افراد مسلح با اين كار مي خواهند مردم را حق دسترسي به اطلاعات محروم كنند. طالبان پيش از اين بر فعاليت شركت هاي مخابراتي در افغانستان نيز محدوديت هايي را وضع كرده اند. اين گروه هشدار دادند كه اگر فعاليت شبانه شبكه هاي تلفني در افغانستان متوقف نشود، برج هاي مخابراتي و دفاتر اين شركت ها را مورد حمله قرار مي دهند. پس از اين هشدار، چندين برج مخابراتي در بخش هاي مختلف افغانستان از سوي افراد مسلح به آتش كشيده شد. 'نقاب پوشان' ساكنان منطقه پورك در مركز لوگر مي گويند افرادي كه در مسجد حضور يافته و به آنان در مورد تماشاي تلويزيون هشدار دادند نقاب به چهره داشتند. به گفته مردم محل، اين افراد با غيراسلامي خواندن برنامه هاي تلويزيوني، به مردم هشدار دادند كه پس از اين حق ندارند تلويزيون ببينند. پيش از اين نيز گروه طالبان تماشاي برنامه هاي تلويزيوني در ولسوالي بركي برك ولايت لوگر را ممنوع اعلام كرده بود. منطقه پورك، در ده كيلومتري غرب شهر پل علم، مركز ولايت لوگر موقعيت دارد. گزارشها حاكيست كه افراد طالبان آزادانه در اين منطقه رفت و آمد دارند و "نشستهاي طولاني" را با مردم محل در مساجد برگزار مي كنند. آگاهان امور به اين باور هستند كه افغانستان، شش سال پس از فروپاشي رژيم طالبان، در شرايط امنيتي مناسبي نيست و گروه طالبان دوباره موفق شده اند در بخش هايي از اين كشور تسلط يابد.
خودكشي غم انگيز مادر و دختر به علت فقر شديد در مشگين شهر
حجت الاسلام راستگو : كف زدن و هورا كشيدن در برنامه كودك قابل پذيرش نيست
خروج سفياني سفياني از اولاد خالد بن يزيد بن ابوسفيان است و مرد آبله روي سر بزرگي است كه در چشم او نقطه ي سفيدي است و از ناحيه ي دمشق و از وادي (يابس) خروج ميكند و از ديدن عَلَم او همه كس ميگريزد و داخل دمشق ميگردد و تقريبآ در حدود يكماه سي هزار لشكر جمع ميكند و علامت خروج سفياني اين است كه زلزله اي در دمشق رخ ميدهد و ديوار مسجد از جانب غربي فرو مي ريزد. سپس (ابقع) از مصر، (اصهب) از جزيره ي عرب، و (اعرج) از مغرب و (قحطاني) ملقب به (منصور) از يمن كه او را يماني گويند خروج مي نمايند و تا يكسال با سفياني قتال مينمايند و بعد از آن مغلوب ميگردند و شكست ميخورند و سفياني خرابي بسيار و قتل و غارت زيادي بر روي زمين ميكند. پس از آن حضرت مهدي( عليه السلام) با يارانش به تعداد سپاهيان اسلام در جنگ بدر يعني سيصد و سيزده نفر به روايتي در روز عاشورا در مكه مكرمه ظاهر مي گردند. سپرهاي آنان پلاسي باشد كه بر روي شتر اندازند. سپس خبر ظهور آن جناب در كوفه به سفياني ميرسد پس آن لعين لشكري به جنگ آن حضرت ميفرستد و ايشان بعد از قتل و غارت مدينه ي منوره از آنجا بيرون ميروند و در اين هنگام به خواست خدا همه آنان در جايي به نام صحراي بيداء در زمين فرو ميروند به جز دو نفر به نام ها (بشيري) و (نذيري) كه اولي بشارت فرو رفتن سپاهيان سفياني را به امام (عليه اسلام) ميرساند و دومي همانطور كه از نام آن آشكار است هشدار و خبر فرو رفتن افراد را به سفياني خبر ميدهد. پس مهدي (عجل الله تعالي فرجه) از شنيدن اين خبر مسرور ميگردد و از مكٌه معظمه بيرون آمده، مدينه طيبه و بلاد حجاز را فتح مينمايد و سفياني در در مشق سكني نمايد و لشكري به فتح خراسان فرستد و از ماوراء النٌهر منصور نامي كه لقب او حارث باشد و نصرت و ياري آل محمد(صل الله عليه و آله) را ميكند ظاهر گردد و اهل خراسان گرد او را گرفته و محاربات عظيمي در بين ايشان و لشكريان سفياني در يون و دولاب واقع شود و چون قتال ايشان به طول انجامد سيد هاشمي با حسني كه پسر عمٌ حضرت مهدي (عليه السلام) است و در كف دست خود خالي دارد بيعت نمايد و علمهاي سياه كوچك به همراه لشكرهاي خراساني و طالقاني را با خود دارند. سر لشگر ايشان مردي چهار شانه، زرد رنگ و تنگ ريشي ايست كه نام او شعيب بن صالح تميمي است با پنج هزار نفر كه كوههاي بلند را از هم مي پاشند و امر سلطنت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را فراهم و مهيٌا ميسازند. رسول خدا حضرت محمد (صل الله عليه و اله) در مدح او فرمود")چون شنيديد كه علمهاي سياه از خراسان رو كرده است، پس برويد به سوي آنها هر چند بر سينه و بالاي برف باشد.") و امير المؤمنين حضرت علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرمودند: اگر من در صندوقي قفل مي بودم هر آينه آن قفل را مي شكستم و به آن مردم ملحق ميشدم. و در روايت ديگري از امام محمد باقر (عليه السلام) آمده كه فرمود: از براي خدا گنجي است در طالقان، نه از طلا و نه از نقره بلكه ايشان دوازده نفرند كه شعار ايشان احمد احمد است و سردار ايشان جواني است از بني هاشم كه بر آستر اشهبي سوار است و عصابه ي سرخي بر سر بسته و گويا ميبينم كه از فرات عبور مينمايد. پس چون آوازه ي او بشنيديد به سوي او بشتابيد هر چند در برف باشيد.پس آن سيد حسني با لشگر چنيني در استخر بيضاء با لشكر سفياني ملاقات مينمايد و محاربه ي عظيمي آغاز ميگردد. اسبان به خون دلاوران غوطه ميخورند در اين اثناء لشگري از سوي سيستان با سرداري از بني عدي به امداد و تقويت ايشان مي آيد و بر سفياني غالب ميگردند و پيروز ميشوند. پس آن سيّد با لشگريانش به همراه علم هاي سياهشان روانه دجله ميشوند و لشگر سفياني را كه در كوفه باشند را مي گرزانند و اسيران كوفه و بصره را از ايشان ميگيرند. در اين هنگام لشگر سيد حسني و لشگر سفياني از عراق و لشگر حضرت مهدي (عليه السلام) از حجاز رو به يكديگر به شام ميروند در عرض راه لشگريان سيد حسني از لشگريان سفياني پيشي ميگيرند و زودتر به شام ميرسند و سپس سرداري را به امداد و استقبال مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ميفرستد و آن سردار در زمين حجاز به شرف خدمت آن حضرت ميرسد و با آن جناب بيعت كرده و به شام مي آيند. سفياني كه از عين عشرت و غرور به فسق و فساد مشغول است و مطلقآ از فرو رفتن لشگرش در زمين بيداء ملول و غمگين نگرديده است و همچنان اظهار كفر مينمايد، در مسجد دمشق مجلس شراب ميچيند و در ميان روز در محراب مسجد با زنان مقاربت نموده در حضور مردمان ايشان را بر دامان خود مي نشاند و در معصيت اصرار را به حدي ميرساند كه روزي مردي از مسلمانان او را منع مينمايد و خبر از حرمت اين امور در مسجد ميدهد، في الفور برخواسته و گردن او را در مسجد ميزند و قوم او را به قتل ميرساند كه در اين هنگام باد تند و قهر و غضب الهي مي ورزد و مناديي از آسمان ندا ميدهد كه: اي ايٌها الناس؛ خداي عز ٌ و جل دولت جبار و منافقين و پيروان آنان را منقطع نمود و بهترين امت حضرت محمد (صل الله عليه و آله)، مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را بر شما والي گردانيد، پس به خدمت او بشتابيد و به آن جناب ملحق گرديد. سپس آن سيد حسني با دوازده هزار نفر از وادي القراء به شرف خدمت آن حضرت مشرف گردند و آن سيد به خدمت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از براي امتحان و از اين رو كه به اصحاب خود ثابت گرداند كه اين شخص همان مهدي فاطمه (سلام الله عليها)است، رو به حضرت كرده و ميگويد: اي مرد من از تو سزاورتر به اين لشگرم، زيرا من فرزند امام حسن عسگري (عليه السلام) و همان مهدي موعود مي باشم. پس حضرت صاحب الزمان ميفرمايد: نه چنين نيست، مهدي فرزند فاطمه (سلام الله عليها) من هستم. پس سيد حسني گويد: اگر علامتي براي مهدويٌت خود و اثبات اينكه تو مهدي هستي داري من با تو بيعت خواهم كرد. پس مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) اشاره به مرغي مي فرمايد كه از هوا مي آيد و به دست او مي نشيند و چوب خشكي را بر زمين مينشاند في الفور سبز ميگردد و برگ ميدهد. در روايتي در ديگر از شخصي به نام مفضل بن عمر آمده است كه: از حضرت صادق (عليه السلام) وارده شده كه: وقتي خبر آمدن حضرت مهدي (عليه السلام) به سيد حسني ميرسد به سپاهيانش ميگويد: بياييد برويم و ببينيم كه اين مرد (مهدي) كيست و چه ميخواهد، در حالي كه به والله قسم خود سيد حسني ميداند كه او مهدي آل محمد(صل الله عليه و آله) است، امٌا جريانش اين است كه ميخواهد حقيقت آن حضرت را به سپاهيانش ظاهر سازد. پس حسني در برابر مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي ايستد و ميگويد: اگر راست مي گويي كه تويي مهدي آل محمد (صل الله عليه و آله) پس كجاست عصاي جدّت رسول الله (صل الله عليه و آله) و انگشتر و بُرد و زره او كه فاضل مي ناميدند و عمامه اش كه سحّاب ميگفتند و حمارش كه يعفور نام داشت و براق كو؟ و مصحف امير المؤمنين كجاست؟ پس آن حضرت همهْ آن موارد را حاضر گرداند و عصاي آدم (عليه السلام) و انگشتر سليمان و تاج او و اسباب عيسي و ميراث جميع پيامبران(كه سلام و صلوات خدا بر آنان باد) را نيز به مي نماياند و عصاي رسول الله را بر سنگ صلبي نصب كند، در ساعت درخت بزرگي ميشود كه جميع لشگر را سايه اندازد پس سيد حسني گويد: الله اكبر! دست خود را باز كن تا با تو بيعت نمايم اي فرزند رسول خدا (صل الله عليه و آله). پس با تمام لشگريانش با آن حضرت بيعت نمايند به جز چهل هزار نفر از زيديّه كه با لشگر باشند و مصحفها در گردن آويزان كرده گويند: اينها همه سحر بزرگي هستند پس حضرت مهدي (عليه السلام) تا سه روز ايشان را نصيحت و معجزات با هرات اظهار فرمايد و سودمند نگردد، آنگاه همه را به قتل ميرساند؛ پس لشگرها را بر سر سفياني فرستد تا آنكه او را بگيرند و در دمشق بر روي صخره ي بيت المقدّس ذبحش نمايند باسخ هر جة هست شما انديشة نمودة و بنويسيد انسان با افسانةها زندة است و تلقين شدة بة انديشة انسان همان انتظار يست كة بايد باشد حال بة هر كونة و داستانى كة زيباتر روايت شود بهتر بر انديشة هاى ناتمام تاثير كذارد
|
![]()
من
Home
|