|
مكان مقدس يهوديان به فهرست آثار ملي ايران اضافه شد آرامگاه "استر و مردخاي" در همدان، كه از مكان هاي مقدس يهوديان محسوب مي شود، در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است. رئيس سازمان ميراث فرهنگي همدان به ايرنا، خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي ايران گفته است كه آرامگاه استر و مردخاي از "بناهاي مهم تاريخي شهر همدان و از زيارتگاه هاي خاص يهوديان و مهم ترين مكان تاريخي باستاني در ايران" محسوب ميشود. در مورد هويت استر و مردخاي نظرات مختلفي وجود دارد، اما روايت مشهورتر كه از مورخان يوناني و روايت تورات است، مي گويد كه "مردخاي" كه يكي از شخصيت هاي مذهبي قوم بني اسرائيل محسوب مي شود توسط "استر" دختر عمويش و همسر خشايارشا، موفق شد فرمان قتل عام يهوديان را از شاه پس بگيرد. از آن به بعد، يهوديان در اواخر اسفند و اوايل فروردين هر سال ( برابر با ۱۳ - ۱۵ آدار، در گاهشمار يهوديان) در سالگرد نجات از قتل عام، با خواندن دعا و گرفتن روزه و خواندن طومار مگيلا، اين روز را به عنوان " جشن پوريم" گرامي مي دارند. آرامگاه استر و مردخاي، يك ساختمان سنگي و آجري ساده است كه در مركز شهر همدان قرار دارد. بازديد شهروندان از اين بنا تا حدود يك دهه پيش امكان پذير نبود ،اما در سال هاي اخير سازمان ميراث فرهنگي با فروش بليت امكان ديدار از اين آرامگاه را فراهم كرده است. به جز آرامگاه استر و مردخاي، همدان داراي چندين مكان مقدس يهوديان است. اين شهر تا سه دهه پيش محل زندگي جمع زيادي از يهوديان ايران بوده است، اما در سال هاي اخير و در پي مهاجرت آنها، به شكل قابل توجهي از تعداد خانواده هاي يهودي اين شهر كاسته شده است.
عمادالدين باقي : انفجار در حرم امام رضا هم كار وزارت اطلاعات بود عمادالدين باقي، نويسنده كتاب «تراژدي دموكراسي در ايران» در جلد دوم كتابش درباره نقش باند سعيد امامي در انفجار حرم حضرت رضا(ع) و دسيسهچيني آنان براي معرفي يك مهره سوخته سازمان مجاهدين خلق ايران (منافقين) - كه در زمان انفجار در زندان جمهوري اسلامي بوده- به عنوان عامل اين جنايت، مينويسد: «با توجه به فرضيه قريب به واقع زنداني بودن “مهدي نحوي” مي توان گفت كه وي در طي اين مدت تحت فشار و شكنجه براي اعتراف به انفجار حرم امام رضا قرار گرفته است. بديهي است فردي كه روح او از ماجرا بياطلاع بوده به آساني تن به چنين اعترافي نميدهد، به ويژه اگر عرق مذهبي داشته باشد و از طرف ديگر ميداند با چنين اعترافي حكم مرگ خويش را امضا خواهد كرد. سرانجام پس از نااميد شدن از كسب اعتراف بايد سناريو را به گونهاي ديگر اجرا كرد. مهدي نحوي با اتومبيل افراد سعيد امامي به تهرانپارس در يكي از شلوغترين نقاط كه ايستگاه مسافران نيز هست، آورده ميشود تا عده زيادي از مردم تهران شاهد باشند. به او يك قبضه كلت كمري خالي از فشنگ داده و جنين فريب داده ميشود كه ميخواهند او را فراري دهند. مهدي نحوي، جوان بيتجربهاي كه گمان ميكند فرشته نجات به سراغ او آمده است با خيالي خام از اتومبيل بيرون فرستاده ميشود. او چونان محكومي گريزپا به سوي سرنوشتي نامعلوم –به اميد رهايي و بيخبر از سناريوي طراحي شده- شتابان ميدود.
شهيد مطهري : زنده كردن لغات فارسي باستاني، برگشت از تعاليم قرآن است باري! اين همه سر و صدا و هياهو و غوغائي كه عليه عرب و حملۀ عرب به ايران و تهمتها و افتراءهائي كه بستهاند و ميبندند، راجع به عرب نيست؛ راجع به اسلام است. اينها قدرت ندارند علناً به اسلام و قرآن و رسول خدا جسارت كنند، در پوشش عنوان عرب حمله ميكنند. فرهنگ ادبيّات ايران در زمان استعمار پهلوي، در قالب حفظ آثار ملّي، با برانداختن لغات عربي در هالۀ لغات خارجي مستقيماً بر نابودي روح اسلام ميكوشيد. اينك نيز در همان خطّ و مرز در تلاش است. زبان پهلوي و لغات نامأنوس را بر شيوۀ أحمد كسروي كه خود نيز از اين زمره بود، از لابلاي لغات و كتب متروكه بيرون كشيده و بجاي الفاظ شيرين و روان و مأنوس عربي كه فعلاً در زبان فارسي جاي گرفته و ملاحت عجيبي بدان بخشيده است ميگذارند. در زمان رضاخان و پسرش محمّد رضا پهلوي، در دربار، انجمن و ص 142 مؤسّسهاي بود براي اين امور كه با وزارت معارف و فرهنگ رابطه داشت؛ و براي از بين بردن لغات عربي و فرهنگ اسلام نهايت سعي و كوشش را داشتند. و در ادارۀ فرهنگستاني كه پشت مدرسۀ سپهسالار بود، براي اين موضوع مالهاي ملّت بيچاره را ميخوردند و ميبردند. نام مسجد را دمرگاه، و قبرستان را گورستان، و اجتماع را گردهمائي، و جمعه را آدينه، و وسائل ارتباط جمعي را رسانههاي گروهي، و خصوصاً و مخصوصاً را ويژه، و جمع و تفريق و ضرب و تقسيم را افزايش و كاهش و زدن و بخش، نهادند؛ و همچنين سائر اصطلاحات رياضي را، بطوريكه بعضي اوقات خود معلّمان گيج ميشدند و در اداي مقصود فرو ميماندند. اينها همه براي دور كردن مردم از لغات قرآن است. براي قطع رابطه و بريدن با نهج البلاغه است. براي عدم آشنائي مردم به جمعه و جماعت است. براي بيخبر داشتن ايشان از اين معارف اصيل است ص 143 برداشتن «طاء» از كلمات و بجاي آن «تاء» نهادن، مانند تبديل كتابت لفظ طهران به تهران روي همين زمينه است؛ و همچنين دربارۀ سائر حروف عربي مثل ظ و ص و ض و ع و غ و ث و ذ. ص 144 اگر تدريس زبان عربي از دوران طفوليّت با كمال آساني و سادگي، جزءِ برنامۀ اطفال باشد و همينطور بتدريج پيش آيد، در دوران دانشگاه جوانان ما بخوبي از عهدۀ خواندن و نوشتن و تكلّم آن بر ميآيند؛ و مراجعه به فرهنگ عظيم تاريخ و حديث و فقه و تفسير مينمايند و سرشار از عرفان ميگردند. امّا بر عكس زبان عربي را در دورههاي بالا قراردادهاند، آنهم با اسلوبي غير صحيح و مشكل كه نه معلّم ميفهمد نه شاگرد. بالاخصّ ميخواهند شاگردان را خسته و زده كنند. آنوقت براي رياضيّات از جبر و حساب استدلالي و فيزيك و شيمي در نمرۀ امتحاني ضريب ميگذارند؛ و براي عربي نه تنها ضريب نميگذارند، آنقدر آنرا بدون اهمّيّت و در درجۀ پست ميگذارند كه وجود و عدمش مساوي ميباشد. بالنّتيجه جوان دانشگاهي كه قرآن نميتواند بخواند بجاي خود، اصلاً نوشتن را بلد نيست؛ و در نامه براي پدرش از آمريكا مينويسد: من طَب كردهام(تب). روابط جوانان را از علم و قرآن بريدند؛ و در سنّ كودكي براي تحصيل به خارج، يعني كشور كفر فرستادند. طفلي كه هنوز بايد در دامان مادر پرورش يابد، و سخن گفتن به پارسي و مخارج و لهجۀ حروف آنرا خوب ياد نگرفته است، به او زبان انگليسي ياد دادند؛ و بدين كار غلط مباهات هم مينمودند. يكروز جواني زيبا در مسجد قائم بنزد من آمد و از مسائل نماز و وضوء و غسل و تيمّم ميخواست بپرسد. اين جوان حرف زدن را بلد نبود، و مثل خارجيهائي كه بخواهند فارسي سخن گويند، شُل و بيمزه حرف ميزد. ميگفت: من دكتر شدهام؛ از كودكي مرا به خارج فرستادهاند، حالا برگشتهام. در اسلام تحقيقات كردهام و آنرا دين صحيح دانستهام، و اينك ميخواهم مسائل خود را ياد بگيرم
داستان يك ايراني كه صدها يهودي را در جنگ جهاني دوم نجات داد در دوران سياه جنايات نازي عليه يهوديان، كه براي هميشه به عنوان يك لكه ننگ بر پيشاني ملت آلمان و كشورهاي اروپائي و جهان باقي خواهد ماند، در ميان افرادي كه اصول اخلاقي و موازين انساني را زير پا نگذاشته و حتي با به خطر انداختن جان خود درصدد نجات شماري از يهوديان نگون بخت برآمدند، يك ايراني فرهيخته نيز وجود داشت كه دنيا آن گونه كه بايد هنوز از خدمات بشر دوستانه او آگاه نشده است. به دنبال اين ملاحظات سياسي، و به علت تبليغات بسيار گسترده نازي، يهودستيزي در ايران به ميزان چشم گيري افزايش يافته بود- گرچه ايرانيان نوادگان كورش كبير هستند كه يهوديان را نجات داد و در تورات مقدس از او تجليل شد. آقاي فريدون هويدا كه زنده نام عبدالحسين سرداري دائي او بود- و بخشي از مطالب بالا با استناد به نوشته هاي وي نگارش يافته، در ادامه خاطرات خود مي نويسد: در سال 1948 هيأتي از جانب سران جامعه يهوديان ايران به پاريس رفت و به پاس خدمات انسان دوستانه آقاي سرداري، لوح تقديري كه از نقره ساخته شده بود به وي اهدا كرد.
پسركشي براي توقف جنگ هاي قبيله اي خبرگزاري آسوشيتدپرس استراليا گزارش داد: "زنان در اين مناطق براي پايان بخشيدن به جنگ هاي قبيله اي كه بيش از 20 سال به طول انجاميده است نوزادان پسر خود را به قتل مي رسانند! چند تن از زنان ساكن «گوروكا»، پايتخت فلات گينه شرقي، در توجيه اين اقدام وحشيانه گفتند: "اگر جمعيت مردان كاهش يابد آنگاه از تعداد جنگ جويان كاسته شده و در اين صورت جنگ هاي قبيله اي به پايان خواهد رسيد!" براساس اين گزارش گفته مي شود زنان اين قبايل توافق كرده اند كليه نوزادان پسر خود را به قتل برسانند چرا كه معتقدند اكنون به اندازه كافي مردان درگير جنگ هاي قبيله اي هستند كه باعث فلاكت و تيره روزي آنها شده است. اين گزارش مي افزايد: "مشخص نيست تاكنون چه تعداد از نوزادان پسر در اين راه قرباني شده اند." از سوي ديگر زنان گفته اند: "در حالي كه شوهرانشان مشغول جنگ هستند يافتن غذا بسيار دشوار شده و مادران و فرزندان بايد به تنهايي گليم خود را از آب بيرون بكشند." برپايه اين گزارش «سپاه رستگاري» – يك سازمان خيريه بين المللي – در تلاش است بين گروه هاي جنگ طلب، صلح برقرار كند. يك سخنگوي اين سازمان گفت: "شرايط به گونه اي است كه زنان از سر ناچاري و درماندگي به اقدامات افراطي روي آورده اند."
آموزش امامان جمعه فرانسه توسط كليساي كاتوليك اولين امامان جمعه مسلمان فرانسه كه توسط كليساي كاتوليك تعليم ديده اند، ديپلم هاي خود را در پاريس دريافت كردند. چهل امام جمعه مسلمان در فرانسه دوره آموزشي را كه با هدف همبستگي اديان برگزار شده بود، به پايان رساندند. در اين دوره كه توسط مسجد جامع پاريس برگزار شد، بخشي درباره شهروندي گنجانده شده بود كه توسط انيستيتوي كاتوليك روم تدريس شد. دليل بوبكر رهبر مسجد جامع پاريس، گفت كه مسلمانان فرانسوي به امام جمعه هايي كه با طبعي تندخو آموزش ديده باشند و نمي توانند به زبان فرانسه صحبت كنند و فرهنگ اين كشور را درك نمي كنند، نياز ندارد. گفتني است بيشترين جامعه مسلمانان اروپا در كشور فرانسه زندگي مي كنند. تحقيقات اخير نشان مي دهد كه حدود چهار ميليون نفر از مردم اين كشور ريشه اسلامي دارند. امروزه در اروپاي غربي حدود ۱۵ ميليون جوان مسلمان زندگي مي كنند. بسياري از جوانان خانواده هاي مسلمان در اين جوامع احساس بيگانگي مي كنند. اين نگراني وجود دارد كه خشم آنها اشكال افراطي به خود بگيرد.
احمدي نژاد: ديگر نميپذيريم كه اجتماع عظيم مردم بيايند و بگويند كه اين آقا را ما نميخواهيم
|
![]()
من
Home
|