تبليغاتX
MIR-KUNGFUTOA

MIR-KUNGFUTOA

اسرا واقعى ونهان تواKUNGFUTOA

مكان مقدس يهوديان به فهرست آثار ملي ايران اضافه شد

 

آرامگاه "استر و مردخاي" در همدان، كه از مكان هاي مقدس يهوديان محسوب مي شود، در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است.

رئيس سازمان ميراث فرهنگي همدان به ايرنا، خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي ايران گفته است كه آرامگاه استر و مردخاي از "بناهاي مهم تاريخي شهر همدان و از زيارتگاه هاي خاص يهوديان و مهم ترين مكان تاريخي باستاني در ايران" محسوب مي‌شود.

در مورد هويت استر و مردخاي نظرات مختلفي وجود دارد، اما روايت مشهورتر كه از مورخان يوناني و روايت تورات است، مي گويد كه "مردخاي" كه يكي از شخصيت هاي مذهبي قوم بني اسرائيل محسوب مي شود توسط "استر" دختر عمويش و همسر خشايارشا، موفق شد فرمان قتل عام يهوديان را از شاه پس بگيرد.

از آن به بعد، يهوديان در اواخر اسفند و اوايل فروردين هر سال ( برابر با ۱۳ - ۱۵ آدار، در گاهشمار يهوديان) در سالگرد نجات از قتل عام، با خواندن دعا و گرفتن روزه و خواندن طومار مگيلا، اين روز را به عنوان " جشن پوريم" گرامي مي دارند.

آرامگاه استر و مردخاي، يك ساختمان سنگي و آجري ساده است كه در مركز شهر همدان قرار دارد.

بازديد شهروندان از اين بنا تا حدود يك دهه پيش امكان پذير نبود ،اما در سال هاي اخير سازمان ميراث فرهنگي با فروش بليت امكان ديدار از اين آرامگاه را فراهم كرده است.

به جز آرامگاه استر و مردخاي، همدان داراي چندين مكان مقدس يهوديان است.

اين شهر تا سه دهه پيش محل زندگي جمع زيادي از يهوديان ايران بوده است، اما در سال هاي اخير و در پي مهاجرت آنها، به شكل قابل توجهي از تعداد خانواده هاي يهودي اين شهر كاسته شده است.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت13:20توسط مريدميرزايى | |

عمادالدين باقي : انفجار در حرم امام رضا هم كار وزارت اطلاعات بود

عمادالدين باقي، نويسنده  كتاب «تراژدي دموكراسي در ايران» در جلد دوم كتابش درباره نقش باند سعيد امامي در انفجار حرم حضرت رضا(ع) و دسيسه‌چيني آنان براي معرفي يك مهره سوخته سازمان مجاهدين خلق ايران (منافقين) - كه در زمان انفجار در زندان جمهوري اسلامي بوده- به عنوان عامل اين جنايت، مي‌نويسد: 

«با توجه به فرضيه قريب به واقع زنداني بودن “مهدي نحوي” مي توان گفت كه وي در طي اين مدت تحت فشار و شكنجه براي اعتراف به انفجار حرم امام رضا قرار گرفته است. بديهي است فردي كه روح او از ماجرا بي‌اطلاع بوده به آساني تن به چنين اعترافي نمي‌دهد، به ويژه اگر عرق مذهبي داشته باشد و از طرف ديگر مي‌داند با چنين اعترافي حكم مرگ خويش را امضا خواهد كرد. سرانجام پس از نااميد شدن از كسب اعتراف بايد سناريو را به گونه‌اي ديگر اجرا كرد.

مهدي نحوي با اتومبيل افراد سعيد امامي به تهرانپارس در يكي از شلوغ‌ترين نقاط كه ايستگاه مسافران نيز هست، آورده مي‌شود تا عده زيادي از مردم تهران شاهد باشند. به او يك قبضه كلت كمري خالي از فشنگ داده و جنين فريب داده مي‌شود كه مي‌خواهند او را فراري دهند. مهدي نحوي، جوان بي‌تجربه‌اي كه گمان مي‌كند فرشته نجات به سراغ او آمده است با خيالي خام از اتومبيل بيرون فرستاده مي‌شود. او چونان محكومي گريزپا به سوي سرنوشتي نامعلوم –به اميد رهايي و بي‌خبر از سناريوي طراحي شده- شتابان مي‌دود.
چند لحظه بعد ماموران از اتومبيل بيرون آمده و فرمان ايست مي‌دهند. نحوي همچنان شتابان مي‌دود، اما گلوله‌ها امان نمي‌دهند و او نقش بر زمين مي‌شود و در حاليكه عده زيادي از مردم شاهد بودند كه او در حال فرار و ماموران در حال تعقيب بودند و به او ايست دادند اما فرد فراري كه اسلحه‌اي هم نزد خود داشت تسليم نشد و هدف قرار گرفت. شب همان روز در اخبار سراسري صدا و سيما گفته شد كه عده زيادي از مردم شاهد اين درگيري بوده‌اند. ماجرا به اندازه‌اي طبيعي بود كه هيچكس به ساختگي بودن سناريوي نحوي ترديد نمي‌كند.»

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت13:15توسط مريدميرزايى | |

شهيد مطهري : زنده‌ كردن‌ لغات‌ فارسي‌ باستاني‌، برگشت‌ از تعاليم‌ قرآن‌ است‌

باري‌! اين‌ همه‌ سر و صدا و هياهو و غوغائي‌ كه‌ عليه‌ عرب‌ و حملۀ عرب‌ به‌ ايران‌ و تهمت‌ها و افتراءهائي‌ كه‌ بسته‌اند و مي‌بندند، راجع‌ به‌ عرب‌ نيست‌؛ راجع‌ به‌ اسلام‌ است‌. اينها قدرت‌ ندارند علناً به‌ اسلام‌ و قرآن‌ و رسول‌ خدا جسارت‌ كنند، در پوشش‌ عنوان‌ عرب‌ حمله‌ مي‌كنند.

فرهنگ‌ ادبيّات‌ ايران‌ در زمان‌ استعمار پهلوي‌، در قالب‌ حفظ‌ آثار ملّي‌، با برانداختن‌ لغات‌ عربي‌ در هالۀ لغات‌ خارجي‌ مستقيماً بر نابودي‌ روح‌ اسلام‌ ميكوشيد. اينك‌ نيز در همان‌ خطّ و مرز در تلاش‌ است‌.

زبان‌ پهلوي‌ و لغات‌ نامأنوس‌ را بر شيوۀ أحمد كسروي‌ كه‌ خود نيز از اين‌ زمره‌ بود، از لابلاي‌ لغات‌ و كتب‌ متروكه‌ بيرون‌ كشيده‌ و بجاي‌ الفاظ‌ شيرين‌ و روان‌ و مأنوس‌ عربي‌ كه‌ فعلاً در زبان‌ فارسي‌ جاي‌ گرفته‌ و ملاحت‌ عجيبي‌ بدان‌ بخشيده‌ است‌ ميگذارند.

در زمان‌ رضاخان‌ و پسرش‌ محمّد رضا پهلوي‌، در دربار، انجمن‌ و


ص 142

مؤسّسه‌اي‌ بود براي‌ اين‌ امور كه‌ با وزارت‌ معارف‌ و فرهنگ‌ رابطه‌ داشت‌؛ و براي‌ از بين‌ بردن‌ لغات‌ عربي‌ و فرهنگ‌ اسلام‌ نهايت‌ سعي‌ و كوشش‌ را داشتند. و در ادارۀ فرهنگستاني‌ كه‌ پشت‌ مدرسۀ سپهسالار بود، براي‌ اين‌ موضوع‌ مال‌هاي‌ ملّت‌ بيچاره‌ را مي‌خوردند و مي‌بردند.

نام‌ مسجد را دمرگاه‌، و قبرستان‌ را گورستان‌، و اجتماع‌ را گردهمائي‌، و جمعه‌ را آدينه‌، و وسائل‌ ارتباط‌ جمعي‌ را رسانه‌هاي‌ گروهي‌، و خصوصاً و مخصوصاً را ويژه‌، و جمع‌ و تفريق‌ و ضرب‌ و تقسيم‌ را افزايش‌ و كاهش‌ و زدن‌ و بخش‌، نهادند؛ و همچنين‌ سائر اصطلاحات‌ رياضي‌ را، بطوريكه‌ بعضي‌ اوقات‌ خود معلّمان‌ گيج‌ مي‌شدند و در اداي‌ مقصود فرو مي‌ماندند. اينها همه‌ براي‌ دور كردن‌ مردم‌ از لغات‌ قرآن‌ است‌. براي‌ قطع‌ رابطه‌ و بريدن‌ با نهج‌ البلاغه‌ است‌. براي‌ عدم‌ آشنائي‌ مردم‌ به‌ جمعه‌ و جماعت‌ است‌. براي‌ بي‌خبر داشتن‌ ايشان‌ از اين‌ معارف‌ اصيل‌ است‌


ص 143

برداشتن‌ «طاء» از كلمات‌ و بجاي‌ آن‌ «تاء» نهادن‌، مانند تبديل‌ كتابت‌ لفظ‌ طهران‌ به‌ تهران‌ روي‌ همين‌ زمينه‌ است‌؛ و همچنين‌ دربارۀ سائر حروف‌ عربي‌ مثل‌ ظ‌ و ص‌ و ض‌ و ع‌ و غ‌ و ث‌ و ذ.


ص 144

اگر تدريس‌ زبان‌ عربي‌ از دوران‌ طفوليّت‌ با كمال‌ آساني‌ و سادگي‌، جزءِ برنامۀ اطفال‌ باشد و همينطور بتدريج‌ پيش‌ آيد، در دوران‌ دانشگاه‌ جوانان‌ ما بخوبي‌ از عهدۀ خواندن‌ و نوشتن‌ و تكلّم‌ آن‌ بر مي‌آيند؛ و مراجعه‌ به‌ فرهنگ‌ عظيم‌ تاريخ‌ و حديث‌ و فقه‌ و تفسير مي‌نمايند و سرشار از عرفان‌ ميگردند.

امّا بر عكس‌ زبان‌ عربي‌ را در دوره‌هاي‌ بالا قرارداده‌اند، آنهم‌ با اسلوبي‌ غير صحيح‌ و مشكل‌ كه‌ نه‌ معلّم‌ مي‌فهمد نه‌ شاگرد. بالاخصّ ميخواهند شاگردان‌ را خسته‌ و زده‌ كنند. آنوقت‌ براي‌ رياضيّات‌ از جبر و حساب‌ استدلالي‌ و فيزيك‌ و شيمي‌ در نمرۀ امتحاني‌ ضريب‌ ميگذارند؛ و براي‌ عربي‌ نه‌ تنها ضريب‌ نمي‌گذارند، آنقدر آنرا بدون‌ اهمّيّت‌ و در درجۀ پست‌ ميگذارند كه‌ وجود و عدمش‌ مساوي‌ مي‌باشد.

بالنّتيجه‌ جوان‌ دانشگاهي‌ كه‌ قرآن‌ نمي‌تواند بخواند بجاي‌ خود، اصلاً نوشتن‌ را بلد نيست‌؛ و در نامه‌ براي‌ پدرش‌ از آمريكا مي‌نويسد: من‌ طَب كرده‌ام‌(تب‌).

روابط‌ جوانان‌ را از علم‌ و قرآن‌ بريدند؛ و در سنّ كودكي‌ براي‌ تحصيل‌ به‌ خارج‌، يعني‌ كشور كفر فرستادند. طفلي‌ كه‌ هنوز بايد در دامان‌ مادر پرورش‌ يابد، و سخن‌ گفتن‌ به‌ پارسي‌ و مخارج‌ و لهجۀ حروف‌ آنرا خوب‌ ياد نگرفته‌ است‌، به‌ او زبان‌ انگليسي‌ ياد دادند؛ و بدين‌ كار غلط‌ مباهات‌ هم‌ مينمودند.

يكروز جواني‌ زيبا در مسجد قائم‌ بنزد من‌ آمد و از مسائل‌ نماز و وضوء و غسل‌ و تيمّم‌ مي‌خواست‌ بپرسد. اين‌ جوان‌ حرف‌ زدن‌ را بلد نبود، و مثل‌ خارجيهائي‌ كه‌ بخواهند فارسي‌ سخن‌ گويند، شُل‌ و بي‌مزه‌ حرف‌ مي‌زد.

ميگفت‌: من‌ دكتر شده‌ام‌؛ از كودكي‌ مرا به‌ خارج‌ فرستاده‌اند، حالا برگشته‌ام‌. در اسلام‌ تحقيقات‌ كرده‌ام‌ و آنرا دين‌ صحيح‌ دانسته‌ام‌، و اينك‌ ميخواهم‌ مسائل‌ خود را ياد بگيرم‌

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت13:13توسط مريدميرزايى | |

داستان يك ايراني كه صدها يهودي را در جنگ جهاني دوم نجات داد

 

در دوران سياه جنايات نازي عليه يهوديان، كه براي هميشه به عنوان يك لكه ننگ بر پيشاني ملت آلمان و كشورهاي اروپائي و جهان باقي خواهد ماند، در ميان افرادي كه اصول اخلاقي و موازين انساني را زير پا نگذاشته و حتي با به خطر انداختن جان خود درصدد نجات شماري از يهوديان نگون بخت برآمدند، يك ايراني فرهيخته نيز وجود داشت كه دنيا آن گونه كه بايد هنوز از خدمات بشر دوستانه او آگاه نشده است.
از هنگام به قدرت رسيدن هيتلر در آلمان، تبليغات نازي در ايران نيز گسترش يافت. نازيها و عمال آنها در اين تبليغات مي كوشيدند ايرانيان و آلمانها را «هم نژاد» جلوه گر سازند و با اين استناد كه هر دو ملت ايران و آلمان از آريائيهاي باستان هستند، تلاش ميكردند ايران را به سود خود وارد جنگ كنند و يا دست كم آنكه از پيوستن ايران به ارتش متفقين جلوگيري نمايند. آنها براي انجام تبليغات نژادپرستانه خود، بستر راحتي در ايران يافتند زيرا ملاياني وجود داشته و دارند كه به نام دين، يهودي را نجس مي خوانند و به او به نظر تحقير مي نگرند و درگذشته يهوديان در اثر تحريكات ديني و طمع ورزيهاي دون صفتان مورد آزار قرار گرفته بودند و اموالشان مصادره شده بود.
حكومت ايران در آن هنگام نيز بنا بر ملاحظات سياسي و غيرسياسي گرايش هاي خطرناكي به آلمان هيتلري پيدا كرده بود. ايران كه به مدت بيش از دو قرن از شمال توسط امپراطوري روسيه تهديد ميشد و ناچار شده بود بخشي از خاك خود را به روسيه بسپارد، و در همان حال فشار امپراطوري انگليس را بر گرده خود احساس ميكرد، از پيدايش يك ابرقدرت سوم به صورت آلمان نازي خرسند بود و اميد داشت كه از طريق همكاري با آن بتواند موازنه اي براي ادامه استقلال خود ايجاد كند.

به دنبال اين ملاحظات سياسي، و به علت تبليغات بسيار گسترده نازي، يهودستيزي در ايران به ميزان چشم گيري افزايش يافته بود- گرچه ايرانيان نوادگان كورش كبير هستند كه يهوديان را نجات داد و در تورات مقدس از او تجليل شد.
يكي از ايرانيان فرهيخته اي كه در دوران دهشتناك نازي دست كمك به سوي يهوديان دراز كرد، كنسول وقت سفارت ايران در پاريس زنده نام عبدالحسين سرداري قاجار بود- كه هنوز از جزئيات اين اقدام انسان دوستانه او و شمار يهودياني كه در نتيجه كمك رساني هاي وي نجات يافتند اطلاعات كافي در دست نيست.
در ماه ژوئن سال 1940 ، كوتاه مدتي پس از آنكه هيتلر بر بخشي از فرانسه مسلط گرديد و صلاح بر آن دانست كه از تسخير سراسر آن خاك در آن مرحله صرفنظر كند، اكثر دولتهاي جهان به سفيران خود در پاريس دستور دادند سفارتخانه هاي رسمي را به منطقه تحت فرمان حكومت ويشي (حكومت ظاهرا فرانسوي، ولي دست نشانده دولت آلمان) منتقل كنند. شهر ويشي به مركز جديد سفارتخانه ها مبدل گشت. ولي در هر سفارتخانه در پاريس فرد يا افرادي براي سرپرستي ساختمان و رسيدگي به امور جاري گماشته شدند.
آقاي سرداري قاجار، در سمت كنسول، به عنوان سرپرست ساختمان سفارت، در شهر پاريس كه در اشغال ارتش آلمان بود باقي ماند.
در آن ايام شمار نامعلومي از يهوديان ايراني در پايتخت اشغال شده فرانسه ميزيستند و با اين خطر فوري و جدي روبرو بودند كه افراد اس.اس و گشتاپو آنها را نيز همانند ديگر يهوديان فرانسوي شناسائي كرده و به مراكز تجمع يهوديان بفرستند و از آنجا با قطار راهي بازداشتگاههاي مرگ كنند.
زنده نام سرداري قاجار ديپلماتي خوش مشرب و ميهمان نواز بود و توانست با افسران و مأموران حكومت آلمان نازي روابط دوستانه اي برقرار سازد. او هنگامي كه جان يهوديان ايراني در پاريس را در خطر ديد، با فرستادن نامه براي مقامات آلماني اين استدلال را مطرح ساخت كه يهوديان ايراني از هنگام كورش كبير هميشه ايراني بوده و در حمايت قوانين ايران قرار داشته اند و هيچ تفاوتي بين آنان و ديگر ايرانيان وجود ندارد- و يهودي و غيريهودي ايراني قابل تشخيص و تفاوت نيستند.
در نامه اي كه بالاخره به دست «آدولف آيشمن» رسيد و او مأمور رسيدگي به آن گرديد، همچنين استدلال شده بود كه يهوديان ايراني هيچ شباهتي به يهوديان اروپائي ندارند- و اصولا" آنها «موسوي» (پيرو دين حضرت موسي) بوده و يهودي محسوب نمي شوند.
خوشبختانه اين شيوه استدلال آقاي سرداري قاجار وحمايت او از يهوديان ايران، مقامات آلماني را متقاعد ساخت و در نتيجه، سفير آلمان در پاريس نامه اي براي كنسول ايران فرستاد و درآن تعهد كرد كه به يهوديان ايراني هيچ آسيبي وارد نيايد و دستورات آلمان هيتلري در مورد بازداشت يهوديان و اعزام آنان به اردوگاههاي مرگ، يهودياني را كه داراي گذرنامه ايراني هستند شامل نخواهد شد.
زنده نام سرداري قاجار به اين خدمت ارزنده به يهوديان اكتفا نكرد- بلكه در سال 1942، هنگامي كه آلمان نازي درصدد برآمد با استناد به طرح شيطاني «حل نهائي مسأله يهود» يهوديان فرانسوي را نيز به اردوگاههاي مرگ بفرستد، تا آنان هم مانند يهوديان اروپاي شرقي به قتل برسند، به درخواست نماينده جامعه يهوديان ايراني در پاريس كه با وي دوستي نزديك داشت، به شمار نامعلومي از يهوديان فرانسوي نيز گذرنامه ايراني اعطا كرد تا از مرگ نجات يابند.
اين اقدام انسان دوستانه از آنجا امكان پذير گرديد كه خوشبختانه شماري گذرنامه هاي خالي در بخش كنسولي سفارت ايران در پاريس باقي مانده بود و زنده نام سرداري قاجار با به عهده گرفتن خطر مجازات هاي اداري و احتمالي، اين گذرنامه ها را به نام شماري از يهوديان فرانسوي كه با خطر بازداشت و اعزام به اردوگاههاي مرگ روبرو بودند صادر كرد و در اختيار آنان گذاشت.
عبدالحسين سرداري قاجار كه از خدمات كورش كبير به ملت يهود آگاهي داشت، مي دانست كه از نظر اخلاقي و حتي اداري نه تنها تخلفي مرتكب نشده، بلكه در واقع در راستاي انسان دوستي دولت ايران عمل كرده كه خود را وارث راستين پايه گذار امپراطوري هخامنشي ميداند.
پس از آنكه ارتش متفقين وارد ايران شد (تا از طريق آن كشور كمكهاي گسترده تسليحاتي و خوراكي خود را به اتحاد شوروي برساند كه به شدت با ارتش آلمان هيتلري درگير بود)، سفير ايران در ويشي (آقاي انوشيروان سپهبدي- كه همسرش خواهر آقاي سرداري بود) آنجا را ترك گفت و آقاي سرداري به عنوان تنها سرپرست منافع ايران در پاريس باقي ماند- ولي ارتباط با تهران به طور كامل قطع شده بود.
يكي از افرادي كه در نتيجه اقدامات بشر دوستانه آقاي «سرداري قاجار» نجات يافت آقاي «ابراهيم مرادي» نام دارد كه در تابستان سال 2006 در سن 92 سالگي در لوس آنجلس چشم از جهان فرو بست.
فرد ديگري كه به كمك او از چنگال گشتاپو نجات يافت يكي از وارد كنندگان معروف خاويار ايران به نام پطروسيان بود كه با جنبش زيرزميني مقاومت ملي فرانسه همكاري داشت و به اين علت گشتاپو ميخواست او را بازداشت و مجازات كند.
آقاي سرداري قاجار مدتي پس از جنگ جهاني سمت كاردار سفارت ايران در بروكسل را به عهده گرفت و در سال هاي دهه پنجاه ميلادي به عضويت شركت ملي نفت ايران درآمد و در سال 1981 در لندن چشم از جهان فروبست.

آقاي فريدون هويدا كه زنده نام عبدالحسين سرداري دائي او بود- و بخشي از مطالب بالا با استناد به نوشته هاي وي نگارش يافته، در ادامه خاطرات خود مي نويسد: در سال 1948 هيأتي از جانب سران جامعه يهوديان ايران به پاريس رفت و به پاس خدمات انسان دوستانه آقاي سرداري، لوح تقديري كه از نقره ساخته شده بود به وي اهدا كرد.
در موزه «يد و شم» در اورشليم كه شامل اسناد و آثار جنايات نازيها عليه يهوديان است، كپي برخي از مكاتبات آقاي سرداري با مقامات آلماني نگاهداري مي شود.
در ماه آوريل 2004 كه مصادف با شصتمين سالگرد انتقال بيش از نيم ميليون نفر يهوديان مجارستان به اردوگاههاي مرگ و مصادف با يادروز قربانيان جنايات نازيها بود، كانون «سيمون ويزنتال» (مركز پژوهش هاي علمي درباره دوران هولوكاست- كه به ياد شكارچي نازيها نامگذاري شده است) از عبدالحسين سرداري قاجار تجليل به عمل آورد و لوح تقدير از وي به آقاي فريدون هويدا اهدا گرديد.
آقاي فريبرز مختاري، پژوهشگر و استاد دانشگاه مقيم واشنگتن كه در حال نگارش كتابي درباره اين ايراني فرهيخته است ارزيابي مي كند كه زنده نام سرداري چند صد نفر ايراني و يهودي غير ايراني را از چنگال گشتاپو و اعزام آنان به اردوگاههاي مرگ آلمان نازي نجات داده است. آقاي مختاري در كتاب خود كه قرار است در ماههاي آينده انتشار يابد، اسامي چندين نفر از نجات يافتگان را كه خود وي با آنان و خانواده هايشان سخن گفته ذكر كرده است.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت13:9توسط مريدميرزايى | |

پسركشي براي توقف جنگ هاي قبيله اي


 زنان ساكن مناطق كوهستاني در كشور جزيره اي «پاپوا گينه نو»، واقع در اقيانوس آرام، به راهكار عجيبي براي خاتمه دادن به جنگ هاي قبيله اي متوسل شده اند.

 خبرگزاري آسوشيتدپرس استراليا گزارش داد: "زنان در اين مناطق براي پايان بخشيدن به جنگ هاي قبيله اي كه بيش از 20 سال به طول انجاميده است نوزادان پسر خود را به قتل مي رسانند!

چند تن از زنان ساكن «گوروكا»، پايتخت فلات گينه شرقي، در توجيه اين اقدام وحشيانه گفتند: "اگر جمعيت مردان كاهش يابد آنگاه از تعداد جنگ جويان كاسته شده و در اين صورت جنگ هاي قبيله اي به پايان خواهد رسيد!"

براساس اين گزارش گفته مي شود زنان اين قبايل توافق كرده اند كليه نوزادان پسر خود را به قتل برسانند چرا كه معتقدند اكنون به اندازه كافي مردان درگير جنگ هاي قبيله اي هستند كه باعث فلاكت و تيره روزي آنها شده است.

اين گزارش مي افزايد: "مشخص نيست تاكنون چه تعداد از نوزادان پسر در اين راه قرباني شده اند."

از سوي ديگر زنان گفته اند: "در حالي كه شوهرانشان مشغول جنگ هستند يافتن غذا بسيار دشوار شده و مادران و فرزندان بايد به تنهايي گليم خود را از آب بيرون بكشند."

برپايه اين گزارش «سپاه رستگاري» – يك سازمان خيريه بين المللي – در تلاش است بين گروه هاي جنگ طلب، صلح برقرار كند.

يك سخنگوي اين سازمان گفت: "شرايط به گونه اي است كه زنان از سر ناچاري و درماندگي به اقدامات افراطي روي آورده اند."

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت13:8توسط مريدميرزايى | |

آموزش امامان جمعه فرانسه توسط كليساي كاتوليك

اولين امامان جمعه مسلمان فرانسه كه توسط كليساي كاتوليك تعليم ديده اند، ديپلم هاي خود را در پاريس دريافت كردند.

چهل امام جمعه مسلمان در فرانسه دوره آموزشي را كه با هدف همبستگي اديان برگزار شده بود، به پايان رساندند. در اين دوره كه توسط مسجد جامع پاريس برگزار شد، بخشي درباره شهروندي گنجانده شده بود كه توسط انيستيتوي كاتوليك روم تدريس شد.

دليل بوبكر رهبر مسجد جامع پاريس، گفت كه مسلمانان فرانسوي به امام جمعه هايي كه با طبعي تندخو آموزش ديده باشند و نمي توانند به زبان فرانسه صحبت كنند و فرهنگ اين كشور را درك نمي كنند، نياز ندارد.

گفتني است بيشترين جامعه مسلمانان اروپا در كشور فرانسه زندگي مي كنند.

تحقيقات اخير نشان مي دهد كه حدود چهار ميليون نفر از مردم اين كشور ريشه اسلامي دارند.

امروزه در اروپاي غربي حدود ۱۵ ميليون جوان مسلمان زندگي مي كنند.

بسياري از جوانان خانواده هاي مسلمان در اين جوامع احساس بيگانگي مي كنند. اين نگراني وجود دارد كه خشم آنها اشكال افراطي به خود بگيرد.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت13:5توسط مريدميرزايى | |

احمدي نژاد:

ديگر نمي‌پذيريم كه اجتماع عظيم مردم بيايند و بگويند كه اين آقا را ما نمي‌خواهيم

دكتر محمود احمدي‌نژاد در مراسم توديع علي كردان از وزارت كشور و معارفه صادق محصولي به عنوان وزير كشور خطاب به مسئولان وزارت كشور با تاكيد بر اين كه بايد قانون را دقيق اجرا كنيد، افزود: انتخابات و آراي مردم يك امانت‌داري الهي و بزرگ است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري انتخاب، رييس‌جمهور گفت: بدانند و مي‌دانند كه هيچ‌كس نمي‌تواند راي ملت را جابه‌جا كند و راي ملت حاكم است، هم‌چنين هيچ‌كس نمي‌تواند بر اين ملت چيزي را تحميل كند و كساني كه اين حرف‌هاي سطحي را مي‌زنند، خودشان را كوچك مي‌كنند و به ملت نشان مي‌دهند.

رييس‌جمهور افزود: من از آقاي كردان تشكر مي‌كنم كه اين مسائل را تحمل كرد و چيزي نگفت، اگر بنا بر مقابله به مثل بود خيلي چيزها مطرح مي‌شد و بيرون مي‌ريخت؛ ولي بناي ما استفاده از اين روش‌ها نيست.

وي ادامه داد: وزارت كشور ام (مادر) وزارتخانه‌هاست و پيشبرد سياست‌هاي داخلي دولت بر عهده آن است. وزارت كشور بايد سياست‌هاي داخلي دولت را مستحكم و دقيق پيش ببرد و آن را پي‌گيري كند.

احمدي‌نژاد هم‌چنين گفت: بدنه وزارت كشور سرشار از نيروهاي انقلابي، مومن و توانمند است؛ چنان كه ديديم علي‌رغم نوسانات كوچك و بزرگ، بدنه وزارت كشور متعهد به آرمان‌هاي انقلاب بوده و است و ان‌شاءالله آقاي محصولي نيز محكم بايستند و سياست‌هاي دولت و قوه مجريه را كه در عرصه داخلي بر عهده وزارت كشور است، اعمال كنند.

وي گفت: در اين دوره اختيارات فراواني به وزارت كشور، استانداران و فرمانداران داده شد و من در همين جا به آقاي محصولي و استانداران مي‌گويم هر مديري در مجموعه وزارت كشور بناست جا به جا شود، اين جابه‌جايي بايد بر اساس معيارهاي انقلاب، خدمت به مردم و پاكي باشد و مبادا تحت تاثير فشار اين و آن قرار بگيريد و حق نداريد تحت فشار اين و آن تغييرات انجام بدهيد. من به شما مي‌گويم و شما پيش خدا حجتي نداريد كه براي رضايت فلان آقا و فلان آقا، از معيارهاي انقلاب كوتاه بياييد و استقلال قوه مجريه را حق نداريد مخدوش كنيد؛ شما بايد پاسخ دهيد.

وي گفت:‌ در صورت لزوم جابه‌جايي بايد انسان‌هاي كارآمد، پاك، انقلابي و مردمي را انتخاب كنيد و حق نداريد براي راضي كردن اين آقا و آن آقا از آرمان‌هاي انقلاب كوتاه بياييد و فرصت‌هاي انقلاب را از بين ببريد و خدا و خلق خدا را ناراضي كنيد تا يك بنده را بخواهيد راضي كنيد كه معلوم نيست عاقبتش هم چه شود.

احمدي‌نژاد افزود: در اين چند سال كوتاه آمدم، ولي ديگر كوتاه نمي‌آيم، ديگر نمي‌پذيريم كه اجتماع عظيم مردم بيايند و بگويند كه اين آقا را ما نمي‌خواهيم، اين قبول نيست كه مثلا يك نفر بيايد و بگويد اين اجتماع عظيم فريب خورده است، ولي فلان آقا كه حمايت مي‌كند، فريب نخورده است.

وي با بيان اين كه ما تصميمات فراواني در سفرهاي استاني گرفته‌ايم و بايد اين تصميمات اجرايي و به مردم خدمت شود، افزود: فضاي كشور بايد فضاي همدلي و محبت باشد و من مطمئن هستم كه قوه مجريه و مجلس محترم از شما و از مسيري كه انتخاب مي‌كنيد، حمايت مي‌كند؛ چرا كه همه اعتلا و سرافرازي كشور را مي‌خواهند و به شما در پيشبرد اين مسير كمك مي‌كنند، من پيشاپيش از آن‌ها تشكر مي‌كنم كه پاي اصول و آرمان‌هاي انقلاب ايستاده‌اند.

رييس‌جمهور گفت: ‌اكنون نيروهاي خوب زيادي مشغول به كار هستند و نيروهاي خوب ديگر نيز مي‌توانند به شما كمك كنند.

وي با بيان اين كه فضاي كشور بايد فضاي اميد، نشاط، برادري و تلاش و كوشش باشد، افزود: همه در محدوده قانون آزاد هستند، قانون ما وسيع‌ترين قانون‌هاست و افراد مي‌توانند در محدوده قانون نظراتشان را بگويند.

رييس‌جمهور در ادامه خطاب به مسئولان با بيان اين كه شما بايد به مردم خدمت و بر اساس آرمان‌هاي انقلاب حركت كنيد، گفت: مهم اين است كه شما بر اساس آرمان‌هاي انقلاب حركت كنيد و اگر چند نفر نيز از شما ناراحت شدند، خيلي مهم نيست، شما نبايد تحت تاثير فشارهاي برخي افراد قرار بگيريد و مديرهاي ضعيف را روي كار بياوريد.

وي در ادامه با اشاره به تخريب‌ها عليه دولت و بيان اين كه « عده‌اي هر روز از بالا تا پايين دولت را مي‌شورند» اظهار كرد: اين چيزها مهم نيست، به خدا لبخند يك كودك مستضعف در يك روستا مي‌ارزد كه انسان تمام عمرش را بدهد و لبخند آن را كودك را ببيند.

احمدي‌نژاد با بيان اين كه آقاي محصولي يك بسيجي است، گفت: من يك جمله در مجلس گفتم و البته برخي‌ حرف‌هاي بي‌مبنا زدند . من در مجلس اشاره كردم آن قدر كه من آقاي محصولي را مي‌شناسم، ايشان داراي روحيه بسيجي است و اگر تكليف شود كه ماموريتي را انجام دهد، حاضر است با تمام دنيا قطع رابطه كند.

وي با بيان اين كه در حوزه امنيت، مسائل اجتماعي و اقتصادي، وزارت كشور بايد سياست‌هايش را پي‌گيري كند، گفت: شما بايد با ساير قوا نيز تعامل مناسب داشته باشيد و ان‌شاءالله در فضاي همدلي، كارها جلو خواهد رفت.

وي گفت: در اين چند ماهي كه باقي مانده ما بايد شاهد وزارت كشوري مقتدر، رئوف و مهربان باشيم؛ در واقع وزارت كشور بايد سمبل اقتدار و مردمي‌ترين وزارتخانه باشد.

 رييس‌جمهور در ابتداي سخنانش نيز گفت: خدا را شاكرم كه اين فرصت را داد كه ديدار مجددي با شما عزيزان در وزارت كشور داشته باشم.

وي هم‌چنين با اشاره به اين كه در هفته بسيج قرار داريم، به ويژگي‌هاي بسيجيان اشاره كرد و گفت: فرهنگ بسيجي يعني فرهنگ آمادگي براي فداكاري در راه آرمان‌ها و تحمل سختي‌ها و ناملايمت‌ها در مسير انجام وظيفه الهي.

احمدي‌نژاد افزود: خدا را سپاسگزارم كه امروز در سرزمين ايران نواي ملكوتي فرهنگ بسيجي طنين‌انداز است و به يمن اين فرهنگ كه در كانون آن عشق به ولايت و همراهي و پيوستگي با ولايت وجود دارد، امروز ملت ايران جزو عزيزترين ملت‌ها در دنياست.

وي گفت: خدا را سپاسگزارم كه به واسطه فرهنگ بسيجي در عالم امروز استكبار جهاني در سراشيبي سقوط قرار گرفته است.

رييس‌جمهور افزود: ‌امپراتوري مادي و سلطه‌گر به پايان راه خود رسيده و ضربه اصلي را هم از فرهنگ بسيجي خورده است. امروز هيچ تحليل‌گري در دنيا نيست كه بهره‌اي از واقعيت برده باشد و مقاومت ملت ايران را عامل اصلي فروپاشي نظام استكبار نداند.

وي گفت: استكبارگران به منطقه آمدند با خيال اين كه مرهمي بر زخم اقتصاد خود و مشكلات فرهنگي و اجتماعي‌شان بگذارند و خود را به نوعي تثبيت كنند، اما به فضل الهي باز هم در برابر ديوار بلند فرهنگ بسيجي متوقف شدند و امروز نه تنها در دل ملت‌هاي منطقه، بلكه در بين ملت‌هاي جهان، نه تئوري، نه مباني نظري و نه نظامات اقتصادي و اجتماعي آن‌ها، هيچ مشروعيت و جاذبه‌اي ندارد و آن‌ها دير يا زود بايد منطقه را ترك كنند، و من تعجب مي‌كنم كه برخي مستكبران را بي‌نقص و شكست‌ناپذير و آن‌ها را جاي خدا مي‌دانند.

رييس‌جمهور در ادامه با اشاره به مشكلات اقتصادي قدرتها گفت: بدانيد كه مشكلات اقتصادي آن‌ها بيش از صد برابر آن چيزي است كه اخبار آن را منتشر مي‌كند، به فضل الهي و ايستادگي ملت ايران و رهبر عزيز انقلاب و فداكاري‌هاي بسيجيان قهرمان، بساط ظلم و استكبار به سرعت از جهان جمع مي‌شود.

احمدي‌نژاد هم‌چنين با بيان اين كه رمز پيروزي ما حفظ فرهنگ بسيجي، روحيه بسيجي و عشق به آرمان‌هاي انقلاب است، اظهار كرد: اميدارم هفته بسيج فرصت مناسبي براي يادآوري، تبيين، نشر و تعميق انديشه‌هاي بسيجي باشد.

رييس‌جمهور بخش ديگر سخنان خود را به تقدير از كردان اختصاص داد و خطاب به جمعيت گفت: شما آقاي كردان را مي‌شناسيد، او كسي نيست كه من بخواهم او را اينجا معرفي كنم.

وي گفت: من رفتار آقاي كردان در روز استيضاح را يك رفتار انقلابي‌، آرماني و مبتني بر فرهنگ بسيجي ديدم.

رييس‌جمهور افزود: من مي‌ديديم كه ايشان آبروي خود را گذاشت تا لطمه‌اي به انسجام ملي و اركان نظام و حيثيت كشور وارد نشود. فحش‌ها را خورد، تحمل كرد و حرفي نزد و اين يعني بسيجي بودن.

رييس‌جمهور گفت: ‌من از ايشان به خاطر خدماتشان در طول اين سه ماه و هم‌چنين خدماتشان بعد از انقلاب تشكر و قدرداني مي‌كنم. ما بعد از انقلاب وزير كشوري نداشتيم كه اين قدر تحت فشار باشد. ايشان از جهت‌هاي مختلف تحت فشار بودند. خود ايشان چيزي نگفت و من هم نمي‌گويم، ولي ايشان به خاطر خدا خيلي ايستادگي كرد و من اين برداشت را مي‌كنم و مطمئن هستم كسي كه خود و آبروي خود را با خدا معامله مي‌كند، خدا به بهترين وجه آن را خواهد خريد. خدا مثل ما نيست كه كم ظرفيت باشد و در بازي‌هاي كم سطح و سخيف گرفتار.

رييس‌جمهور با بيان اين كه عده‌اي هم‌اكنون انتخابات را نشانه گرفته‌اند و مي‌خواهند آن را بزنند، گفت:‌ در واقع عمل آن‌ها به خاطر اين است كه اگر يك موقع نتايج انتخابات مورد نظرشان نبود، به آن خدشه وارد كنند.

وي گفت: در كشوري كه بيش صدها هزار نفر خون خود را براي دفاع از انقلاب داده‌اند، خيلي بد است كه در چنين فضايي بيفتيم؛ يعني در بازي‌هاي سخيف و سطح پايين و اين خيلي سقوط، انحطاط و خسارت است؛ البته ملت ما هوشمند است و اركان اين كشور با اين حرف‌هاي پايين و دم‌دستي و تكراري هيچ‌گاه خدشه‌دار نخواهد شد.

بر اساس اين گزارش پيش از سخنان رييس‌جمهور، علي كردان، وزير سابق كشور سخنراني كرد و بعد از صحبت‌هاي رييس‌جمهور محصولي وزير جديد كشور به سخنراني پرداخت.

محصولي سومين وزير كشور دولت نهم است و پيش از وي، پورمحمدي و كردان تصدي اين وزارتخانه را بر عهده داشتند.

در اين مراسم زماني كه كردان قصد سخنراني داشت، مورد تشويق شركت‌كنندگان در مراسم قرار گرفت و از سوي رييس جمهور نيز لوحي به وي اهدا شد.

علي كردان چندي پيش در پي بروز شبهاتي درباره مدرك تحصيلي‌اش از سوي نمايندگان مجلس استيضاح شد.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت13:2توسط مريدميرزايى | |

ايسنا : محمود احمدي نژاد ديروز در جمع فرماندهان نيروي مقاومت بسيج و سپاه محمد رسول الله(ص) با اشاره به بن بست دنياي مادي در عرصه هاي مختلف نظري، فرهنگي و اقتصادي گفت: « مي توانيم راه حل هاي صحيح براي اداره درست جهان را به سرعت در اختيار بشريت قرار دهيم.» رئيس جمهوري همچنين طي سخناني در گردهمايي 15هزار نفره گردان هاي عاشورا، الزهرا(س) و امام حسين(ع) در ستاد نيروي زميني سپاه با بيان اينكه «هر بسيجي بايد يك نورافكن درخشان براي روشن كردن راهي داشته باشد و كانون رافت، عشق، تواضع و خدمتگزاري باشد»، گفت: «عزيزان من خارج از خط امام و ولايت هيچ زيبايي و رحمتي در عالم وجود ندارد و اين اراده، سنت و خواست خداست.»
 
رئيس جمهوري خطاب به مستكبران با اشاره به حوادث غزه و جناياتي كه در آن مي شود، خاطرنشان كرد: «صحنه غزه آينه تمام نماي چهره واقعي مستكبراني است كه به دروغ دم از حقوق بشر مي زنند اما براي توسعه كارخانه هاي اسلحه سازي خود و پر كردن جيب سرمايه داران فاسد جنگ راه مي اندازند و ميليون ها انسان را مي كشند. من امروز خطاب به مستكبران و جنايتكاران از زبان شما مي گويم بس است.» وي ادامه داد: «در طول اين صد سال گذشته جنايت هاي زيادي مرتكب شديد كه بيش از جنايت هاي طول تاريخ بشر است. كرامت انسان ها را لگدمال كرديد، عزت ملت ها را سركوب كرديد، بس است. به راه خدا برگرديد، به راه انبياي الهي برگرديد، به راه پاكي برگرديد و اين به نفع شماست.»
احمدي نژاد در ادامه گفت: « آنها براي اينكه به ظاهر و به دروغ نشان دهند كه طرفدار حقوق بشر هستند در كشوري مانند كشور ما وقتي پاي يك گربه زير كاميون شهرداري مي رود، صدها قطعنامه حقوق بشري صادر مي كنند اما در مورد غزه كه مردم از دسترسي به نان، دارو و انرژي محروم هستند، سكوت مي كنند. اين حقيقت استكبار و خودپرستي است.»
رئيس جمهوري با بيان اينكه «خيال نكنيد كه با بازي هاي سياسي و شعارها و تغيير دكوراسيون مي توانيد چهره حقيقي خود را از جامعه بشري پنهان كنيد»، اظهار داشت: « امروز ملت ايران و ملت ها بيدار شده اند و اگر دست از جنايت برنداريد، بدانيد بسيجيان ايران زمين و جهان متحد و منسجم در برابر شما مي ايستند و شما را از اريكه قدرت به خاك مذلت خواهند كشاند. البته ما مي دانيم، تمام ملت ها نيز مي دانند و خود شما نيز مي دانيد كه دست و پا زدن هايتان نه از موضع اقتدار و ماندگاري بلكه از موضع ضعف، از موضع يأس و نااميدي است.»
احمدي نژاد ادامه داد: «به لطف خدا و ايستادگي ملت ايران و زعامت
رهبر معظم انقلاب اسلامي امروز مستكبرين هم در عرصه نظر و انديشه و هم در عرصه اقتصاد و سياست و هم در عرصه نظامي گري به بن بست كامل رسيده اند و اين را شما مي بينيد البته آنها تا آخر دست و پا مي زنند ولي انديشمندان عالم و اهل تفكر مي دانند كه آنها به پايان راه رسيده اند البته به اين معنا نيست كه آنها فتنه نمي كنند، جنايت نمي كنند و براي نجات خود دست و پا نمي زنند. خير، آنها هر كاري كه از دست شان برآيد مي كنند.» وي با بيان اينكه «امروز ملت ايران در پرتو فرهنگ بسيجي جزء عزيزترين ملت ها و پرچمدار رهايي ملت ها، خداپرستي، عدالت، برابري و پاكي است»، گفت: «زورگويان رو به اضمحلال هستند. سند و نشاني بالاتر از اينكه سردمداران جبهه استكبار خود به فروپاشي و اضمحلال خود اعتراف مي كنند؟»

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت12:57توسط مريدميرزايى | |