|
تماس نايب امام زمان،از زندان با راديو آمريكا
آيت الله منتظري د راعتراض به منع برگزاري مراسم سالگرد مهندس بازرگان : حداقل شاه با مرده ها كاري نداشت شماري از ملي مذهبي ها و ديگر افراد سياسي كه با هدف يادكرد مهندس بازرگان در سالگرد در گذشت وي به قم رفته بودند پس از حضور در مزار بازرگان به ديدار آيت الله منتظرى رفتند. آيت الله منتظري دراين ديدار گفت: در آن زمان رهبر انقلاب در پاريس اعلام نمودند كه حتى كمونيستها هم آزادند و مىتوانند حرفشان را بزنند، ولى حالا وضع به گونه اى شده كه مثلا با مجلس بزرگداشت مهندس بازرگان با آن همه خدمات ارزنده و يا بزرگداشت شهداى غزه مخالفت مىكنند! در رژيم سابق با مرده ها ديگر كارى نداشتند. آيا اين قبرستانهايى كه خراب مىكنند قبرستان كفار بوده است؟ حتى در مورد كفار هم اهانت بر ميت جايز نيست. بعضى از كسانى كه به يك سال زندان محكوم بودند و اعدام شدند حالا با قبرهاى آنها هم برخورد مىشود و براى خانواده هايشان مشكل درست مىكنند. اينها چه كسانى هستند كه اين گونه عمل مىكنند؟ در سالگرد انقلاب بايد مسئولين انعطاف بيشترى نشان دهند و با مردم آشتى كنند و بپذيرند كه مردم همه كاره اند و حاكميت مال مردم است . امروز همه جهان با هم در ارتباط هستند و مردم مىبينند كه در اكثر كشورها مردم آزادانه مىتوانند انتخاب كنند. استقلال، آزادى يعنى مردم آزادند كه فرضا جلسه بگيرند و حرف خودشان را بزنند و هر كسى را هم خواستند انتخاب كنند. من از شما تشكر مىكنم كه به وظايف خود عمل كرده و براى بزرگان مجلس بزرگداشت مىگيريد. حالا كار به جايى رسيده كه جلوى برگزارى آن را مىگيرند، روسياهى به زغال مىماند. خداوند انشاءالله مرحوم آقاى مهندس بازرگان را كه درجاتشان عالى است متعالى بگرداند، و به ما هم توفيق دهد بتوانيم به وظايفمان عمل نماييم . تشكر مىكنم كه به فكر بزرگداشت ياد و نام بزرگان هستيد، گرچه متأسفانه متصديان امور فراموشكار شده اند و يادشان رفته كه در اول انقلاب شعار "استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى " يك شعار همگانى بود و همه مردم از صميم دل آن را فرياد مىكردند.
لاريجاني : فردي كه مقابل مجلس خودسوزي كرد معتاد بود نه جانباز رئيس مجلس با اشاره به خودسوزي فردي در مقابل مجلس گفت: طبق بررسيهاي كه حراست مجلس به عمل آورده است مشخص شده ايشان هيچگونه سابقه جبهه و جنگ و جانبازي نداشته بلكه سابقه زندان و اعتياد و ... داشته است. به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، علاءالدين بروجردي نماينده بروجرد در جلسه علني امروز مجلس در تذكري آئين نامهاي با استناد به بند 11 ماده 23 آئين نامه داخلي مجلس مربوط به حفظ شأن و جايگاه مجلس گفت: از روز گذشته كه حادثهاي ناگوار مقابل مجلس اتفاق افتاد و فردي با ريختن بنزين روي خود، خودسوزي كرد، در رسانهها، سايتها و روزنامهها علت اين خودسوزي اينگونه اعلام شد كه نمايندگان مجلس به فرد ياد شده اجازه ملاقات نداده بودند.
سرنوشت مقايسه حضرت زهرابا اوشين
ممنوعيت فروش كادوهاي قرمز در مغازه هاي عربستان سعودي تنها چند روز مانده به ولنتاين، يك زن عرب به دنبال خرس قرمزي بود تا آن را براي دوست پسرش بخرد. اما تنها چيزي كه ناف فيصل پيدا كرد خرس هاي آبي و سفيد بود. اين مسئله به خاطر عدم توانايي مغازه ها در تهيه ي آن نيست، بلكه به علت تهديد نيروهاي پليس مذهبي است كه صاحب مغازه را تهديد به خالي كردن طبقات از اشياي قرمز كرده اند، به خصوص قلب هاي پلاستيكي قرمزي كه نوشته ي منو ببر، من مال توام روي آن ها نوشته شده است. در حالي كه به روز 14 فوريه نزديك مي شويم، پليس در مغازه ها به دنبال اجناس قرمز رنگ و يا آن هايي است كه به عنوان هديه در روز سنت ولنتاين خريداري مي شوند. فروش چنين اجناسي در بقيه ي روزهاي سال قانوني است، اما با نزديك شدن روز ولنتاين فروش آن ها به شكل قاچاق صورت مي گيرد. در بهترين حالت، مغازه هايي كه به جرم فروش اين اجناس شناسايي شوند بايد آن ها را دور بريزند. بعضي از مغازه ها هم براي چند روز بسته مي شوند. ممنوعيت روز ولنتاين به خاطر مذهب وهابي است كه در عربستان رواج دارد. جشن گرفتن اعياد مسيحي در اين كشور ممنوع است. جشن گرفتن هر عيدي به جز عيد قربان و عيد فطر در عربستان ممنوع است. اين در حالي است كه روز ولنتاين به صورت مخفيانه در رياض جشن گرفته مي شود و مغازه داران، خريداران را به خريد زود هنگام هدايا تشويق مي كنند زيرا هيچ كس نمي داند پليس مذهبي چه زماني دست به كار مي شود. يك مغازه دار مي گويد: سال گذشته يكي از همكارانم يك شب را به خاطر فروش رنگ قرمز در بازداشتگاه گذراند. عبدالعزيز الشماري پنج روز پيش از ولنتاين 10 شاخه رز قرمز براي دوست دخترش خريد و براي اين كه آن ها را تازه نگه دارد آن ها را در يخچال گذاشت. الشماري 24 ساله مي گويد: من اين روز را به خاطر ستايش سنت ولنتاين جشن نمي گيرم. من اين روز را روز بين المللي عشق مي دانم.
يك جانباز در مقابل مجلس خود را آتش زد يك جانباز در اعتراض به عدم امكان ملاقات با نماينده حوزه انتخابيهاش،دقايقي پيش در مقابل مجلس خود را با بنزين به آتش كشيد.
خاتمي - احمدي نژاد ؛ نبرد آخرالزمان اصلاح طلبان و اصولگرايان سيدمحمد خاتمي، رييس جمهور سابق ايران، براي تصدي رياست جمهوري دهم اعلام آمادگي كرد تا در صورت پيروزي، اولين كسي باشد كه سه دوره رياست جمهوري را در كارنامه اش ثبت مي كند و البته در صورت شكست نيز اولين مصداق رييس جمهوري باشد كه پس از دو دوره پيروزي قاطع، طعم ناكامي براي بازگشت به همان صندلي را مي چشد. روزها، هفته ها و ماه هاي آينده، قطعا آبستن رويدادهاي بزرگي است و از اين رو، تحليل هاي پرشماري را شاهد خواهيم بود. اما در اين مجال اندك كه كمتر از يك روز از اعلام رسمي كانديداتوري سيدمحمد خاتمي مي گذرد، ذكر نكاتي -به اختصار- شايد خالي از فايده نباشد. 1) آمدن خاتمي باعث مي شود انتخابات دوقطبي شود. البته دو قطبي بودن به معناي انتخابات دوكانديدايي نيست و ممكن است پديده كانديداهاي فرعي در اين دوره نيز وجود داشته باشد ولي مسلما رقابت اصلي بين خاتمي (از جناح اصلاح طلب) و احمدي نژاد (از جناح اصولگرا) باشد. هر چند كه در اردوگاه اصولگرايان، احمدي نژاد منتقدان جدي و فراواني دارد ولي همه آنها در برابر رقيب قدري مانند خاتمي ناگزير از احمدي نژاد "حمايت" خواهند كرد و يا دستكم "سكوت سياسي" را ترجيح خواهند داد. پيشتر يكي از چهره هاي اصولگراي منتقد دولت نهم گفته بود: اگر خاتمي كانديدا شود ناگزيريم با "چشمان گريان" پشت سر احمدي نژاد بايستيم. با ورود خاتمي رأي دهندگان اصولگرا با همت و هماهنگي بيشتري وارد عرصه خواهند شد، گروهي از آنها، "براي راي آوردن احمدي نژاد" و گروهي ديگر" براي راي نياوردن خاتمي"- كه اصلاحاتش را افسادات مي خوانند- در ميدان رقابت هاي انتخاباتي خواهند دويد. در جبهه اصلاحات نيز شرايط كمابيش مشابهي حاكم خواهد بود زيرا رقابت خاتمي - احمدي نژاد، نه رقابت دو چهره و نه حتي دو جناح كه آوردگاه دو "گفتمان" است. از اين رو، بسيار خواهند بود كساني كه خاتمي را قبول ندارند ولي براي جلوگيري از تكرار رياست جمهوري احمدي نژاد براي چهارسال ديگر، به پاي صندوق هاي راي خواهند رفت ولو آنكه در انتخابات گذشته، در روز راي گيري خانه نشيني را بر ايستادن در صف هاي راي دادن ترجيح داده بودند. از ميان خاتمي و احمدي نژاد كسي كه برنده انتخابات سال آينده باشد، توانسته است گفتمان مورد نظر خود (اصلاح طلبي يا اصولگرايي) را به طور جدي تري تثبيت نمايد و طرف مقابل را براي مدتي طولاني منكوب كرده از عرصه خارج كند و به كما بفرستد. 2- رقابت خاتمي و احمدي نژاد، ريسك بزرگي براي هر دو جريان سياسي- گفتماني كشور محسوب مي شود. چندي پيش برخي گروه هاي ميانه روي اصولگرا و اصلاح طلب، سخن از طرح وحدت ملي به ميان آورده بودند كه محور اصلي آن عدم كانديداتوري خاتمي و احمدي نژاد بود و دليل اصلي اش نيز اجتناب از اين ريسك. آيا امكان دارد با افزايش ريسك براي هر دو طرف، بزرگان و سياستگذاران اصلاح طلب و اصولگرا به اين توافق برسند:" شما احمدي نژاد را كنار بگذاريد ، ما هم از خاتمي صرف نظر مي كنيم؟" خاتمي در حالي بر حضور خود در انتخابات تصريح كرد كه ميرحسين موسوي، ستادش را تشكيل داده و حتي رييس آن را نيز مشخص كرده بود. حال اين سوال مطرح است كه آيا خاتمي در اعلام كانديداتوري اش تسليم فشار اطرافيان شده و از ميرحسين عبور كرده يا آنكه ميرحسين و ماجراي كانديداتوري و حتي تشكيل ستاد و ... همه و همه بخشي از پازل كانديداتوري خاتمي بود؟! 4- آيا امكان دارد خاتمي را ردصلاحيت كنند؟ با اين حال، رد صلاحيت فردي مثل خاتمي مي تواند بسيار پر هزينه باشد چه آنكه او همين الان نيز ميليون ها هوادار دارد و رد صلاحيت احتمالي اش حتما تنش زا و مشاركت زدا خواهد بود و بسياري را براي عدم حضور پاي صندوق هاي راي مصمم خواهد ساخت.
افزايش مرگ و مير ناشي از مصرف مواد مخدر در ايران گزارشها نشان مي دهد مرگ و مير ناشي از مصرف مواد مخدر در ايران در حال افزايش است و ستاد مبارزه با مواد مخدر نسبت به ناخالصي مواد مخدر هشدار داده است. خبرگزاري مهر به نقل از پزشكي قانوني گزارش داده كه در ۲۱ ماه گذشته ۵۰۹ نفر از شهروندان تهراني بر اثر اعتياد و مصرف مواد مخدر جان خود را از دست داده اند. بنابر اين آمار، هر ماه ۲۴ تهراني بر اثر اعتياد جان خود را از دست داده است. كارشناسان مي گويند افرادي كه مواد مخدر مصرف مي كنند دركي درستي از زمان و مكان ندارند و براي همين، يكي از عمده ترين دلايل مرگ و مير معتادان سقوط از ارتفاع است. گزارش هاي پزشكي قانوني نشان مي دهد كه هر ماهه تعدادي از معتادان از ارتفاع سقوط كرده و دچار مرگ مغزي مي شوند. بالا رفتن مصرف مواد مخدر و شيوع مصرف مواد مخدر جديد نظير كراك و شيشه باعث افزايش مرگ و مير شده است. ايرج شمس پزشك اورژانس تهران مي گويد: "هر ماه قربانياني داريم كه بر اثر مصرف شيشه سقوط كرده و دچار مرگ مغزي مي شوند و اين معضل از دو سال پيش افزايش داشته است به گونه اي كه قبلا چنين حوادثي روي نمي داد." يكي ديگر از دلايل مرگ و مير معتادان مصرف زياد مواد مخدر"اوردوز" است. علت مرگ معتاداني كه در زير پلها و يا اماكن عمومي پيدا مي شوند، عمدتا مصرف زياد مواد مخدر است. علاوه بر افزايش مصرف روانگردان ها و شيشه و كراك، ستاد مبارزه با مواد مخدر نسبت به وجود ناخالصي در مواد مخدر هشدار داده است. سعيد صفاتيان مدير كل درمان و بازپروري ستاد مبارزه با مواد مخدر، ناخالصي مواد مخدر را خطرناك تر از خود مواد مخدر دانسته و گفته است: "مواد مخدر از هر نوع به ويژه ترياك و هروئين، داراي ناخالصي هستند." فروشندگان مواد مخدر براي افزايش حجم مواد مخدر و سود بيشتر مواد شيميايي را به مواد مخدر اضافه مي كنند. آقاي صفاتيان به خبرگزاري دانشجويان گفته است در مواد مخدري كه كشف شده موادي چون "چرم بي كيفيت آب شده" وجود داشته است. برخي گزارشها نيز نشان مي دهد كه فروشندگان مواد مخدر براي افزايش حجم مواد مخدر از داروهايي نظير داروهاي اعصاب استفداه مي كنند براي همين معتاداني كه مواد مخدر را ترك مي كنند بعد از گذشت چند هفته دچار عوارضي مي شوند كه ناشي از ترك نيست بلكه مشكل، مواد مخدر ناخالصي است كه مصرف كرده اند. نتايج آزمايش هاي معتادان نشان مي دهد كه در خون برخي از معتادان سرب وجود دارد كه نشاندهنده مصرف مواد مخدر ناخالص است. سازمان پزشكي قانوني مي گويد كه اكثر مواد مخدر تزريقي حاوي مواد شيميايي مرگ آور هستند كه برخي موجب مرگ آني و برخي نيز به علت تخريب سيستم عصبي در دراز مدت به مرگ تدريجي معتاد منجر مي شود. بنابر گزارشها رسمي در ايران بيشتر از يك ميليون و دويست هزار نفر معتاد هستند و ترياك با ۳۳ درصد بيش ترين ماده مصرفي در اين كشور است. بخش عمده ترياك جهان در افغانستان توليد مي شود كه در شرق ايران قرار دارد. مواد مخدر توليدي در افغانستان عمدتا از طريق ايران به ديگر كشورها منتقل و بخشي از آن نيز در داخل ايران مصرف مي شود. ايران با داشتن ۹۵۰ كيلومتر مرز مشترك با افغانستان و قرار گرفتن ميان اين كشور و اروپا، همواره يكي از راه هاي اصلي ترانزيت مواد مخدر افغانستان به جهان خارج بوده است.
رجبي : وجود يا عدم وجود حضرت رقيه (س) به طور قطعي و مسلّم رد نشده است محمدحسين رجبي در پاسخ به اين سؤال خبرنگار فرهنگي باشگاه خبري فارس «توانا»، كه آيا وجود دختر سه سالهاي به نام رقيه براي امام حسين (ع) سنديت دارد يا خير، گفت: به طور قاطع نميشود گفت نبوده است و نميتوان به همان جديت هم گفت وجود داشته است.
انقلاب: توطئه خارجي يا عوامل داخلي؟ علت و چگونگي وقوع انقلاب اسلامي در طول سي سالي كه از پيروزي آن در ايران مي گذرد، همواره مورد توجه تحليلگران و صاحبنظران سياسي بوده و نظريه هاي مختلفي در تبيين علت واقعي اين تحول در ايران مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته است. بر اساس يكي از نظريه هاي مطرح در اين زمينه، وقوع انقلاب اسلامي در ايران توطئه اي طرح ريزي شده از سوي خارجي ها مخصوصا آمريكا و بريتانيا بود. محسن سازگارا تحليلگر سياسي و رييس مركز مطالعات ايران معاصر در واشنگتن، در اين باره مي گويد: "تئوري توطئه يكي از موانع مهم توسعه سياسي در كشور ما است. اين تئوري همه چيز را حاصل برنامه ريزي آدم هايي مي داند كه تمام مسايل دنيا را طراحي مي كنند و به قدري قوي است كه نه فقط بين مردم عادي، بلكه بين سياستمداران ايران هم رايج است." ابراهيم يزدي، دبيركل نهضت آزادي هم فرافكني را دليل اصلي پيدايش تئوري توطئه مي داند. به گفته او، در روانشناسي، رفتاري روانشناختي به نام فرافكني وجود دارد كه بر اساس آن، كسي كه به دليل كار خود، مشكلي پيدا مي كند، به جاي آن كه واقع بينانه كارهاي خود را بررسي كند و تشخيص دهد كه علت اصلي شكستش، كم كاري يا بد كار كردن خودش بوده است، اين موضوع را به عوامل بيگانه نسبت مي دهد. اين طرز فكر مورد توجه محمدرضا شاه پهلوي هم قرار داشت. او در بيشتر مصاحبه ها و كتاب هاي خود، مستقيم يا غيرمستقيم و با صراحت از توطئه و برنامه ريزي غربي ها به عنوان عامل سقوط خود سخن مي گويد. شاه در يكي از همين مصاحبه ها گفت:"آيا فكر مي كنيد آقاي خميني مي تواند همه اينها را طراحي كند؟ مغز متفكر همه چيزها باشد و همه چيز را سازماندهي كند؟ من مي دانم كه يك نفر به تنهايي نمي تواند چنين كاري انجام دهد. پول هاي زيادي هزينه شده اند. مي دانم كه كارشناسان ارشد تبليغات، به كار گرفته شده اند تا اين اتفاق ها بيفتد. من فكر نمي كنم او به تنهايي برنامه ريزي كرده باشد، برنامه ريزي ها در جاي ديگري انجام شده است." به گفته دكتر سازگارا، آخرين شاه ايران هم گرفتار تئوري توطئه بوده است. او مي گويد:"مصاحبه ها و حرف هايي كه از شاه باقي مانده است، نشان مي دهد او هم تا حدي گرفتار تئوري توطئه بوده است. از جمله در مصاحبه با شبكه سي بي اس، به مايكل والاس مي گويد همه مطبوعات و رسانه هاي غربي، به دست يهودي ها اداره مي شود، ولي وقتي خبرنگار شروع به سوال كردن مي كند، در پاسخ به سوال هاي بعدي مي ماند. او هم چنين تصوري از دنيا داشت و جاي تعجب ندارد، چون قوت اين تئوري نحس در جامعه ما، فقط دامن مردم را نگرفته است، بلكه بسياري از سياستمداران و حتي شخص اول مملكت را هم در بر مي گيرد." ولي به طور مشخص، در باره انقلاب اسلامي ايران، چه مي توان گفت؟ آيا مردم ايران كه حدود سي سال پيش، از سقوط رژيم سلطنتي پهلوي شادمان شدند، چنين تصوري دارند؟ آقاي سازگارا در اين باره مي گويد:" اين ديدگاه در بين ايراني ها در باره انقلاب اسلامي قوت زيادي دارد كه بگويند شاه وابسته به آمريكا بود و روحانيون وابسته به انگليس هستند. در نتيجه چون انگليسي ها با آمريكايي ها اختلاف نظر داشتند، شاه را سرنگون كردند و روحانيون را به قدرت رساندند." وي مي افزايد:" ولي اگر از طرفداران اين تئوري دليل و مدرك بخواهيد، بافته هاي ذهني خود را تحويل مي دهند و شايد يكي از مهم ترين مستنداتي كه معتقدان به اين تئوري دارند، صحبت هاي راديو بي بي سي در زمان انقلاب باشد و آن را دليلي بر جانبداري سياست بريتانيا از انقلاب و پشتيباني آن از روحانيون مي دانند، حتي خود شاه هم چنين عقيده اي داشت همچنان كه در يادداشت هاي سفيران آن روز در ايران، به ويژه آنتوني پارسونز، سفير وقت انگليس، ديده مي شود كه شاه به شدت از خبررساني بي بي سي در آن روزها ناراحت بود و فكر مي كرد عملكرد آن، دليل توطئه دولت بريتانيا براي سرنگون كردن او است، البته انتشار اسناد وزارت امور خارجه بريتانيا، كاملا نشان مي دهد كه سفير بريتانيا در ايران، تا آخرين لحظه و حتي تا بهمن سال 57 به جد گزارش هايي را به وزارت امور خارجه بريتانيا مي داد و تاكيد داشت كه انگليس بايد با تمام قوا پشت شاه بايستد." ابوالحسن بني صدر اولين رييس جمهوري ايران در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم با رد دخالت بيگانگان در پيروزي انقلاب اسلامي مي گويد:"هر رژيم استبدادي، از جمله ابزاري كه به كار مي برد، تئوري يا نظريه توطئه است براي سركوب. او به ضرورت نمي تواند بگويد عيب از من است و حق اعتراض با ديگري است، ناگزير است كه اين نقص خود را و حق ديگري را با نظريه توطئه بپوشاند." ولي آيا مي توان ريشه هايي فراتر از خودكامگي هاي فردي براي چنين ديدگاهي پيدا كرد؟ آقاي سازگارا معتقد است كه قائل نبودن به بينش علمي، به خصوص در مسايل مربوط به امور سياسي و علوم انساني، از دلايل طرح تئوري توطئه است. او مي گويد:"بينش علمي جديد، هنوز در ذهنيت ايراني ها جايگزين نشده و يكي از مهم ترين محصولات عقل جديد كه بينش علمي و صحبت كردن بر اساس داده هاي تجربي است، در ذهنيت ايراني ها نهادينه نشده است. در نتيجه به راحتي مي توانيم بدون مستندات تجربي يا بي اعتنا به مستندات واقعي، نظريه اي بدهيم و از آن دفاع كنيم." ولي هنوز اين پرسش كه آيا وقوع انقلاب اسلامي در ايران، ريشه هايي در خارج داشت و عواملي بيگانه به طور مستقيم در شكل گيري آن دست داشته اند يا نه؟ به قوت خود باقي است. ابراهيم يزدي، كه در دوران پيروزي انقلاب اسلامي، از مشاوران سياسي نزديك آيت الله خميني بود، اين نظريه را رد مي كند. او مي گويد انقلاب اسلامي ايران، انقلابي سالم و اصيل مردمي بود كه از شرايط ايران نشات گرفت. آقاي يزدي با تقسيم عوامل زمينه ساز انقلاب اسلامي به دو دسته علل بيروني ناشي از عملكرد سياست هاي خارجي در ايران و دلايل دروني ناشي از عملكرد دولت و شاه در آن دوران، مي گويد:"بيگانگان در به وجود آوردن شرايط انقلاب در ايران، به طور منفي دخالت داشتند. از جمله هنگامي كه انگليس و آمريكا به طور مشترك، در كودتاي 28 مرداد عليه دولت ملي مشاركت داشتند و دولت شاه را دوباره بر ملت ما مسلط كردند." وي مي گويد:"به طور حتم تمام اينها، عواملي است كه در به وجود آمدن، استمرار و توسعه جنبش ضد استبدادي ايران نقشي كليدي داشتند، اما در باره اينكه آيا انقلاب اسلامي ايران عليه استبداد سلطنتي، توطئه بيگانگان بوده است و بيگانگان اين انقلاب را ايجاد كرده اند، هيچ نوع شواهد و اسناد تاريخي كه بر اين موضوع دلالت كند، وجود ندارد و تا به حال مدعيان اين موضوع نتوانسته اند سندي در تاييد اين ادعا ارائه كنند." در سال هاي اخير، پژوهشگران بسياري تلاش كرده اند با بررسي حيات اجتماعي و تاريخ ايران، ريشه هاي اعتقاد به تئوري توطئه را در دوره هاي زماني مختلف در كشور، شناسايي و بررسي كنند، شايد نتايج اين بررسي ها بتواند به ياري تاريخ نگاري معاصر ايران بيايد تا تصويري واقع گرايانه و همه جانبه از حوادث سه دهه اخير شكل بگيرد.
مشاور احمدي نژاد: هاله نور را يك نفر ديگر گفته بود صداوسيما با ما نيست مشاور مطبوعاتي محمود احمدي نژاد اعلام كرد كه صداوسيما با دولت نهم نيست. به گزارش عصر ايران علي اكبر جوانفكر در گفتگو با روزنامه اعتماد و در پاسخ به پرسش خبرنگار اين روزنامه درباره مقايسه بين عملكرد صداوسيما در زمان دولت آقاي هاشمي و خاتمي و دولت نهم گفت:" در زمان آقاي هاشمي رفسنجاني، زماني كه يك كارخانه لاستيك سازي و سيمان در اردبيل راه اندازي مي كردند، صدا و سيما به طور زنده راه اندازي اين دو كارخانه با حضور آقاي رفسنجاني را پخش مي كرد. اكنون چندين برابر آن در كشور كار كرده ايم و اصلاً مردم در جريان قرار نگرفته اند. اگر نسبت به فعاليت در دولت ها حساب كنيم اصلاً مردم در جريان قرار نمي گيرند و صداوسيما اطلاع رساني نمي كند و در خدمت دولت نيست." مشاور مطبوعاتي احمدي نژاد در ادامه با انتقاد از كم كاري صدا و سيما در پوشش اخبار فعاليت هاي دولت گفت:" ما اصلاً از صداوسيما راضي نيستيم...زيرا كاركرد آن به نفع دولت نيست. كاركرد صداوسيما در هيچ جا به نفع دولت نبوده است. ما در خيلي از جاها منتقد صداوسيما هستيم. صداوسيما فقط چند سخنراني رئيس جمهور را پوشش مي دهد. آيا اين پوشش رسانه يي دولت است؟" مناقشه هاله نور در ادامه مصاحبه جوانفكر، خبرنگار اعتماد به موضوع جنجالي هاله نور مي پردازد. پس از سفرمحمود احمدي نژاد براي بار اول به نيويورك براي شركت در اجلاس سالانه مجمع عمومي ملل متحد فيلمي از ديدار رييس جمهور با آيت الله جوادي آملي در رسانه ها منتشر شد كه در آن رييس جمهور از احساس وجود هاله نور در اطرافش به هنگام سخنراني در مجمع عمومي به آيت الله جوادي آملي توضيحاتي مي دهد. در گفتگوي جوانفكر اين موضوع دست مايه سوال و جواب هاي خبرنگار با مشاور مطبوعاتي رييس جمهور شده است كه در ادامه عينا پرسش ها و پاسخ ها مي آيد: شما اين را اشتباه منتقل مي كنيد. اين جمله اشتباه است. ايشان نگفته هاله نور را ديده است. دقيق تر جمله آقاي احمدي نژاد را بگويم؟ بله، دقيق بگوييد. ايشان در ديدار با آيت الله جوادي آملي گفت من زماني كه پشت تريبون رفتم و در حال صحبت كردن بودم، سران كشورها همين طور نگاه مي كردند و حتي پلك هم نمي زدند. دوستان بعداً به من گفتند يك هاله نور دور سر شما بود. البته خود من هم احساس كردم. اين عين جمله آقاي احمدي نژاد است، نيست؟ پس خود ايشان نگفته اند من هاله نور ديده ام، گفتند يك نفر گفته است. گفتند خود من هم احساس كردم. خير، نقل قول ديگري را گفته است كه ما احساس كرديم. شما در يك هاله يي از نور پشت تريبون رفته و شروع به صحبت كرديد. جمله ايشان اين بوده كه «من احساس كردم يك هاله نور وجود دارد». خير، اين طور نبوده است. من آنجا بوده ام. من در جلسه ديدار با آقاي جوادي آملي بوده ام. اگر مي خواهيد نقل كنيد، درست نقل كنيد، اين طور نيست. اين همان دروغ هايي است كه پشت سر هم چيده مي شود. خبرنگار صدا و سيما از آقاي احمدي نژاد پرسيد و ايشان گفتند من نگفتم هاله نور، خدا نور است، كلمه الله نور است، آيا در اين دو جمله تناقض وجود ندارد؟ يعني چه؟ دوگانگي براي چه؟ مگر كلمه الله نور نيست؟ اين پاسخ با آنچه آقاي احمدي نژاد در ديدار با آقاي جوادي آملي مي گويد، متفاوت است. كجاي اين جمله تناقض است؟ ايشان نقل كرده اند يك نفر چنين چيزي را گفته است ولي چه ربطي دارد به اينكه كلمه الله نور است. شما چرا جمله خود آقاي احمدي نژاد را نمي گوييد كه گفتند؛ «خود من هم احساس كردم »؟ چنين چيزي نگفته اند. فيلم آن وجود دارد. شما ببينيد و اگر بود، به مردم منتقل كنيد. مردم ايران اين فيلم را ديده اند. نيازي به انتقال مجدد وجود ندارد. پس مردم هم ديده اند و چنين چيزي نبوده است كه گفته باشند من هم چنين چيزي را احساس كردم.
|
![]()
من
Home
|