تبليغاتX
MIR-KUNGFUTOA

MIR-KUNGFUTOA

اسرا واقعى ونهان تواKUNGFUTOA

 تماس نايب امام زمان،از زندان با راديو آمريكا

به گزارش "جهان" محمد كاظميني بروجردي كه از مدعيان رابطه با امام زمان است، در تاريخ 26/9 سال جاري با راديو صداي آمريكا طي برنامه‌اي زنده گفتگو كرد.
 
كاظميني در اين مصاحبه زنده گفت: صداي من را از جهنم سرد و نمور زندان رژيم آخوندي مي‌شنويد. من در حال صحبت با آزاديخواهان جهان هستم به داد من و اين رژيم استبدادي آخوندي برسيد.
 
 مجري برنامه در ادامه گفت: تصميم‌‌هايي روي بحث كاظميني كه يكي از آيت‌ا...‌هاي! مخالف رژيم مي‌باشد گرفته شده است كه اين صدا از همه جا پخش شود.
 
اين مجري نكته‌اي را در ادامه بحث مطرح كرد و گفت: ما قصد اين را داريم كه يك مصونيت بين‌المللي براي خانواده وي ايجاد كنيم كه آنها به صورت آزاد در محافل رفت و آمد كنند و از حق كاظميني دفاع كنند.
 
گفتني است كاظميني كه راديوهاي بيگانه به او لقب آيت الله داده اند، حتي دروس سطحي حوزه علميه را هم نگذرانده است.
 
وي در بخشي از سخنرانيهايش براي هواداران ساده و خرافاتي خود گفته است: "دولت دارد ماهواره ها را به خاطر من جمع مي كند" وي همچنين با اشاره به سفر كوفي عنان به ايران براي حل مسئله هسته اي خطاب به مسئولين كشور گفت بود: من خبر موثق دارم كه كوفي عنان آمده بود به تهران كه مرا ببيند اما شما نگذاشتيد.چرا نگذاشتيد كوفي عنان به ملاقات من بيايد!".
 
اما اعترافات جالب اين شياد كم سواد كه در روزهاي آينده فيلم آن را بر روي خروجي سايت قرار خواهيم داد بسيار شنيدني و البته مايه تاسف براي هواداران خرافاتي اين فرد است:
 
خود او در فيلم اعترافاتش مي گويد: "مثلا روي چيزهاي الكي و غير مهم مانور مي دادم من تقويم چاپ مي كردم عكس مرقد حضرت امام كاظم را ميگذاشتم كنار مقبره پدر و پدربزرگم و پدرش كه در بروجرد مدفون اند. به عنوان كاظمي بروجردي مي خواستم يك جوري تبليغ كنم بعد آنها را برسونم به اجدادم يا مثلا همين كه فرزند 27 امام سجاد «ع» بودنم را توي تيراژ وسيع با عكس هاي خودم چاپ كردم بعد گفتم ببرند توي دهات ها و شهرستانها طوري شده بود كه وقتي مي گفتند فلاني اينجا برنامه داره جمعيت فوج فوج مي آمدند .
 
مي گفت: پول رفت و آمدها و اتوبوس را از محل صدقات جمع آوري كنيد و اگر هم كم مي آمد خودم مي دادم و همه اينها از روي هواي نفس بود دوست داشتم جمعيت جلسه من اينقدر زياد شود كه بين ميدان انقلاب و آزادي مردم جمع بشن و برنامه اجرا كنم. اگر شما جلوگيري نمي كرديد، يقينا جلسه بعدي ام كه سيزده رجب بود اين اتفاق مي افتاد يعني جوري مي شد كه استاديوم ها جا نداشت، تزم اين بود.
 
واقعا من الان نگاه مي كنم درسته لذت مي بردم و من تو اعترافاتم گفتم وقتي در آخرين منبر در استاديوم شهيد كشوري رفتم روي سن و نشستم اون ته سالن را كه ديدم سياهي مي زد سرم گيج رفت آن غرور نفساني مرا گرفت. گفتم خوب الحمدلله آدم شديم اين مملكت كسي با دست خالي بدون روزنامه بتونه اين جمعيت را جمع كند. خوب من كه بحث علمي نمي كردم اين اسلام سنتي را اين آخري ها در آوردم نمي گفتم ميخواهم اسلام شناسي بگم نيم ساعت دعا و توسل ميخواندم دعا را ديكلمه وار ميخوندم قسمتي از زبور، خودم هم شعر مي سرودم. صوت خوبي هم داشتم و در آهنگ هاي مختلف مي خوندم.
 
خلاصه يك كاري مي كردم بيشتر لات ها و بدحجاب ها جذب مي شدند. به خاطر چي؟ به خاطر اينكه به اينها مي گفتم بيايند حاجت بگيرند. كمتر هياتي ها و مسجدي ها مي آمدند و از بس كه روي اينها روانشناسي كار مي كردم و روي مخشان، اينها ميخكوب مي شدند بلد بودم مخ بتكونم به قول امروزي ها تريد كنم به طوري كه افراد انتظار نداشتند من استاد دانشگاه يا ... باشم انتظار يك دعاخوان پيشرفته را داشته باشند يه دعا نويس مثلا كشوري يا يك چيز گسترده تر.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت19:19توسط مريدميرزايى | |

آيت الله منتظري د راعتراض به منع برگزاري مراسم سالگرد مهندس بازرگان :

حداقل شاه با مرده ها كاري نداشت

 

شماري از ملي مذهبي ها و ديگر افراد سياسي كه با هدف يادكرد مهندس بازرگان در سالگرد در گذشت وي به قم رفته بودند پس از حضور در مزار‏ بازرگان به ديدار آيت الله منتظرى رفتند. آيت الله منتظري دراين ديدار گفت:


‏در آن زمان رهبر انقلاب در پاريس اعلام نمودند كه حتى كمونيستها هم آزادند‏ ‏و مى‎توانند حرفشان را بزنند، ولى حالا وضع به گونه اى شده كه مثلا با مجلس‏ ‏بزرگداشت مهندس بازرگان با آن همه خدمات ارزنده و يا بزرگداشت شهداى‏ ‏غزه مخالفت مى‎كنند! در رژيم سابق با مرده ها ديگر كارى نداشتند. آيا اين‏ ‏قبرستانهايى كه خراب مى‎كنند قبرستان كفار بوده است؟ حتى در مورد كفار‏ ‏هم اهانت بر ميت جايز نيست. بعضى از كسانى كه به يك سال زندان محكوم‏ ‏بودند و اعدام شدند حالا با قبرهاى آنها هم برخورد مى‎شود و براى‏ ‏خانواده هايشان مشكل درست مى‎كنند. اينها چه كسانى هستند كه اين گونه‏ ‏عمل مى‎كنند؟

‏در سالگرد انقلاب بايد مسئولين انعطاف بيشترى نشان دهند و با مردم آشتى‏ ‏كنند و بپذيرند كه مردم همه كاره اند و حاكميت مال مردم است . امروز همه جهان با هم در ارتباط هستند و مردم مى‎بينند كه در اكثر‏ ‏كشورها مردم آزادانه مى‎توانند انتخاب كنند.  استقلال، آزادى يعنى مردم‏ ‏آزادند كه فرضا جلسه بگيرند و حرف خودشان را بزنند و هر كسى را هم‏ ‏خواستند انتخاب كنند.

‏ ‏من از شما تشكر مى‎كنم كه به وظايف خود عمل كرده و براى بزرگان مجلس‏ ‏بزرگداشت مى‎گيريد. حالا كار به جايى رسيده كه جلوى برگزارى آن را‏ ‏مى‎گيرند، روسياهى به زغال مى‎ماند.

خداوند انشاءالله مرحوم آقاى مهندس بازرگان را كه درجاتشان عالى است‏ ‏متعالى بگرداند، و به ما هم توفيق دهد بتوانيم به وظايفمان عمل‏ ‏نماييم .

‏ تشكر مى‎كنم كه به فكر بزرگداشت ياد و نام‏ ‏بزرگان هستيد، گرچه متأسفانه متصديان امور فراموشكار شده اند و يادشان‏ ‏رفته كه در اول انقلاب شعار "استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى " يك شعار‏ ‏همگانى بود و همه مردم از صميم دل آن را فرياد مى‎كردند.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت19:17توسط مريدميرزايى | |

لاريجاني : فردي كه مقابل مجلس خودسوزي كرد معتاد بود نه جانباز

رئيس مجلس با اشاره به خودسوزي فردي در مقابل مجلس گفت: طبق بررسي‌هاي كه حراست مجلس به عمل آورده است مشخص شده ايشان هيچگونه سابقه جبهه و جنگ و جانبازي نداشته بلكه سابقه زندان و اعتياد و ... داشته است.

به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، علاءالدين بروجردي نماينده بروجرد در جلسه علني امروز مجلس در تذكري آئين نامه‌اي با استناد به بند 11 ماده 23 آئين نامه داخلي مجلس مربوط به حفظ شأن و جايگاه مجلس گفت: از روز گذشته كه حادثه‌اي ناگوار مقابل مجلس اتفاق افتاد و فردي با ريختن بنزين روي خود، خودسوزي كرد، در رسانه‌ها، سايت‌ها و روزنامه‌ها علت اين خودسوزي اينگونه اعلام شد كه نمايندگان مجلس به فرد ياد شده اجازه ملاقات نداده بودند.
وي افزود: موضوع جانباز بودن يعني استفاده از جايگاه مقدس جانبازي از ديگر مواردي بود كه رسانه‌ها به آن پرداختند و به افكار عمومي اطلاع‌رساني كردند كه هر دو مورد خطا و غيرواقعي است.
بروجردي تصريح كرد: بر اساس استعلام صورت گرفته از بنياد شهيد انقلاب اسلامي و استانداري تهران، اين فرد به هيچ وجه سابقه جبهه و جانبازي نداشته است.
وي افزود: نمايندگان تهران جناب آقاي كوثري در تاريخ 25/9/87 به ايشان وقت ملاقات داده و با شنيدن مشكلات ايشان براي او اقدامات لازم را انجام دادند و آقاي كاتوزيان نيز در تاريخ 7/10/87 اقدام مشابهي را انجام دادند و آقاي فدائي نيز در تاريخ 5/11/87 با ايشان ملاقات كردند و مشكلات ايشان را شنيدند و اقدام كردند.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اظهار داشت: انتظار ما به عنوان مجلس از رسانه‌ها اين است كه چنين خبر حساسي را در اين موقعيت مهم يعني 30 سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي كه يك فرد جانباز به علت بي‌توجهي خودسوزي كرده است بدون استفسار و دريافت خبر صحيح منتشر نكنند تا افكار عمومي بيهوده نگران شوند.
وي ادامه داد: اين فرد بر اساس مستندات موجود جانباز نبوده و نمايندگان تهران در سه مورد به ايشان اجازه ملاقات دادند و مشكلاتشان را پيگيري كردند و خودسوزي به علت سابقه روحي و رواني ايشان بوده است.
علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به اين تذكر با تاكيد بر اينكه تذكر شما بجا بود، اظهار داشت: در بررسي كه حراست مجلس در اين خصوص به عمل آورده است مشخص شده است كه ايشان هيچ‌گونه سابقه جبهه و جانبازي نداشته بلكه سابقه زندان و اعتياد و مشكلاتي از اين دست داشته است كه هيچ ارتباطي با امور جانبازي ندارد.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت19:7توسط مريدميرزايى | |

سرنوشت مقايسه حضرت زهرابا اوشين

محمد هاشمي در گفتگويي با ويژه نامه حضور به رابطه صداوسيماي دوران تحت مديريتش با بيت رهبري و شخص امام(ره) اشاره و خاطرات بسيار جالبي از ان روزها عنوان كرد.

وي كه در گفتگو با بهروز افخمي ـ مدير شبكه دوم سيما در دوران محمد هاشمي ـ سخن مي گفت در خصوص رابطه خود با امام(ره) با اشاره به ديدارهايي منظم و گاه هفتگي و 10 روز يكبار گفت: در اخبار شعارهاي مرگ بر امريكا، مرگ بر شوروي و مرگ بر منافقين و صدام پخش مي شد. يك شب شعار مرگ بر شوروي حذف شده بود پرس و جو كردم گفتند از بيت امام گفتند اين شعار حذف شود. احمد آقا از بيت تماس گرفت و گفت امام(ره) شما را كار دارد. امام پرسيد چه كسي گفته اين شعار را حذف كنيد و من گفتم. امام عصباني شدند و اعضاي بيت را صدا كردند. همه در رفتند و هيچ كس خدمت نرسيد. بعد به من فرمودند كه از اين به بعد اگر چيزي از قول من گفتند بيا از خود من بپرس.

وي در ادامه به بيان برخي خاطرات دوران مديريتش اشاره مي كند و مي گويد: سالگرد اميركبير بود و هيچ برنامه‌اي براي پخش نداشتيم. گفتيم از سريال صاحب قران يكساعت تدوين كنند و پخش كنند. آخرين صحنه اين فيلم گريه كردن زن اميركبير كه خانم فخري خوروش آن را بازي مي كرد، بود كه با آرايش غليظي تمام صفحه تلويزيون را مي گرفت و گريه مي كرد. اين پخش شد فردايش امام تماس گرفتند و گفتند اين چه چيزي بود كه ديشب پخش كردي؟ كي زن اميركبير اينگونه بوده؟ اين كارها چيست كه انجام مي دهيد...

به گزارش فردا، محمد هاشمي در خصوص جنجال يك برنامه راديويي در خصوص اوشين هم مي‌گويد: راديو به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) يك مصاحبه اي داشت. زماني بود كه ما اوشين را پخش مي‌كرديم. از دختر خانمي مي پرسند الگوي شما كيست؟ مي‌گويد اوشين. گوينده مي‌گويد الگوي شما بايد حضرت زهرا(س) باشد چرا اوشين؟ مي‌گويد: حضرت زهرا(س) مال 1400 سال پيش است. ما يك الگوي امروزي مي خواهيم... برنامه زنده بود و آقاي جعفري جلوه كه در راديو بود آن را پخش كرده بود.

وي در همين زمينه ادامه مي دهد: امام به آقاي ميرعماد دادستان عمومي دستور دادند كه موضوع را بررسي كنند و اگر اين برنامه با قصد پخش شده، افراد را اعدام كنند. چون توهين به حضرت زهرا(س) بود. آقاي ميرعماد احكامي صادر كرد. شش هفت نفر محكوم شدند. از 5سال انفصال تا شلاق. اما حكم اعدام به كسي ندادند. من به ميرعماد زنگ زدم سراغ بچه ها را گرفتم. گفت دفتر من هستند و مي خواهم بفرستم زندان قصر. گفتم نفرست تا من خبر دهم. نامه اي نوشتم به امام و... ميرعماد زنگ زد و گفت ديگر نمي توانم نگهشان دارم. فرستادشان زندان قصر. من زنگ زدم به مدير زندان و گفتم داخل بند نفرستنشان و سرشان را هم نتراشند. رفتم خدمت امام و گفتم من مقصرم. من مسئول صداوسيما هستم اگر اينها را مجازات كنيد ديگر در صداوسيما سنگ روي سنگ بند نمي شود و من نمي‌توانم آنجا را اداره كنم. خواهش مي كنم شما مرا مجازات كنيد. امام گفت بنويس، من آنها را عفو مي كنم. گفتم نوشتم. نامه را خدمت امام دادم. همانجا به آقاي موسوي اردبيلي نوشتند كه من اينها را عفو كردم. شما آنها را رها كنيد. خودم غذا گرفتم و رفتم زندان...

وي در خصوص فشار ها براي پخش موسيقي از صداوسيما هم اينگونه گفت: در نماز جمعه مرا تكفير مي كردند كه تو موسيقي پخش مي‌ كني و مي گويي كارهايت بر حسب نظر امام است. بگو در كجاي تحريرالوسيله آمده است. در تحريرالوسيله هيچكدام از اينها مورد بول نيست. فرداي آن روز من رفتم خدمت امام. گفتم آقاي گيلاني عضو فقهاي شوراي نگهبان آمده مرا به استناد تحريرالوسيله تكفير مي‌كند. من هيچ پاسخي ندارم. شما اگر اين نوع موسيقي كه ما پخش مي كنيم، حرام مي دانيد بگوييد. من كه نمي‌خواهم آخرتم را براي دنياي ديگران بفروشم. امام گفتند من برخي چيزهايي كه در تحريرالوسيله گفتم الان قبول ندارم. نامه اي خطاب به من بنويس من جواب آن را مي دهم.امام در جواب نامه من نوشتند: خلاف در صداوسيما به طور نادر ديده مي‌شود. اما دو نكته را من بايد تذكر بدهم\ اول اينكه اجنبي گريم نكند و دوم بيننده از روي شهوت نظر نكند.

وي در توضيح اجنبي گريم نكند، مثال ظريف و هوشمندانه امام را يادآوري مي‌كند و مي‌گويد: منظور امام اين بود كه چرا زن ها را مردها گريم مي كنند و مي‌گفتند: شما بعد از پايان برنامه‌ها مي‌نويسيد چه كسي چه كاري انجام داده است. گاهي ديده‌ام اسم گريمور مرد و زن را نمي‌آوريد اما بازيگر مرد و زن داريد. من تذكر دادم اگر اجنبي گريم مي كند، اين كار را نكند.

بنا بر اين گزارش وي در خصوص پخش سريال اشك تمساح نيز اينگونه گفت: ما دو سريال 12 قسمتي طراحي كرده بوديم. در بخش اول موضوع ليبرال ها بودند و زنان هم سربرهنه در يك اتاق بازي مي‌كردند. سريال جنجال برانگيز شد. چون به شاه هم مي پرداخت. خيلي ها مخالفت كردند در نماز جمعه پلاكارد مي زدند كه اشك تمساح اشك مومنين را در آورد. يك شب آقاي انصاري از دفتر امام زنگ زد و گفت امام گفتند امشب قسمت آخر اشك تمساح پخش مي شود يا نه. قرار بود قسمت نهم پخش شود. من گفتم نه. سريال 12 قسمت است. انصاري گفت انگار مي خواهند آن را جمع كنند. زنگ زدم مدير پخش گفت بله. آقاي جنتي دستور داده كه چهار قسمت آخر را يكي كنيم و...زنگ زدم دفتر امام و قضيه را گفتم. امام گفتند چرا؟ گفتم دليلش مخالفت شوراي سرپرستي صداوسيماست. امام فرمودند شما اطلاعيه بدهيد و بگوييد سريال ادامه دارد. بعد در اطلاعيه اين مطلبي را كه من مي گويم بنويسيد: از خبرگاني سوال شد گفتند كه ممكن است در تهيه اين سريال خلاف شرع واقع شده باشد اما پخش سريال خلاف شرع نيست.

من هم اطلاعيه را نوشتم و و اعلام كردم كه سريال پخش شود و 12 قسمت دوم آن هم توليد مي شود. اطلاعيه بعد از پايان سريال پخش شد. فرداي آن روز شوراي سرپرستي مرا احضار كردند كه چرا اين اطلاعيه را پخش كردي؟ گفتم شورا از من مشورت خواست براي اعلام قسمت پاياني آن هم در قسمت نهم كه من براي پخش اطلاعيه مشورت كنم؟ گفتند خب اين خبره تو كي بوده كه گفته اشكال شرعي نداره؟ من را مسخره كردند. يكي گفت كه اين خبره را از امريكا آورده است.
خلاصه ما را دست انداختند. من سكوت كرده بودم خوب كه مسخره كردند گفتم اگر اصرار داريد معرفي كنم. گفتند بگو. گفتم اين جمله را امام به من گفتند. رنگ اينها مثل گچ شد. گفتند بي خود مي گويي. گفتم اگر مي خواهيد همين الان زنگ بزنم دفتر امام و جلوي خودتان بپرسم.

به گزارش خبرنگار فردا، محمد هاشمي قبول مسئوليت در صداوسيما را نيز از سر استيصال مسئولان عنوان كرده و در اين گفتگو تصريح كرده است: شوراي سرپرستي صداوسيما آمدند دفتر من گفتند الان به هركسي مراجعه مي كنيم يا استخاره‌اش بد مي‌آيد يا خودش نمي‌پذيرد. علي لاريجاني هم گذاشته بود و رفته بود ديگر نمي توانست كار كند. اينها گفتند ما الان مستاصل هستيم. من گفتم من نه راديو را مي شناسم و نه تلويزيون. من اينكاره نيستيم. خواستند از من قول بگيرند من گفتم بايد بروم خدمت امام. من آن موقع معاون سياسي شهيد رجايي و سرپرست وزارت خارجه بودم. روز شنبه اي اول وقت زماني را مشخص كردند براي ملاقات با امام. اما اينها همان شب از تلويزيون انتصاب مرا اعلام كردند. من خدمت امام كه رسيدم گفتم ماجرا چيست و مرا در عمل انجام شده قرار دادند. شما حالا اگر نصيحتي داريد بفرماييد كه امام گفتند صداو سيما دانشگاه عمومي و سراسري است پس بايد آموزنده باشد. تلويزيون شركت سهامي نيست كه چند سهم آن متعلق به قوه قضائيه باشد يا مجلس و... متعلق به عموم مردم است و مردم بايد در تلويزيون حضور داشته باشند يعني بايد مشكلات و مسائل آنان حل بشود. ديگر اينكه صداوسيماي اسلام است و غير اسلامي نبايد باشد. ديگر اينكه كاري بكنيد كه مردم جلوي اين جعبه بنشينند يعني برنامه هاي شما بايد جذاب باشد. بعد فرمودند بايد صداي انقلاب را به همه دنيا برسانيد

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت19:5توسط مريدميرزايى | |

ممنوعيت فروش كادوهاي قرمز در مغازه هاي عربستان سعودي

 تنها چند روز مانده به ولنتاين، يك زن عرب به دنبال خرس قرمزي بود تا آن را براي دوست پسرش بخرد. اما تنها چيزي كه ناف فيصل پيدا كرد خرس هاي آبي و سفيد بود.

اين مسئله به خاطر عدم توانايي مغازه ها در تهيه ي آن نيست، بلكه به علت تهديد نيروهاي پليس مذهبي است كه صاحب مغازه را تهديد به خالي كردن طبقات از اشياي قرمز كرده اند، به خصوص قلب هاي پلاستيكي قرمزي كه نوشته ي منو ببر، من مال توام روي آن ها نوشته شده است.

در حالي كه به روز 14 فوريه نزديك مي شويم، پليس در مغازه ها به دنبال اجناس قرمز رنگ و يا آن هايي است كه به عنوان هديه در روز سنت ولنتاين خريداري مي شوند. فروش چنين اجناسي در بقيه ي روزهاي سال قانوني است، اما با نزديك شدن روز ولنتاين فروش آن ها به شكل قاچاق صورت مي گيرد.

در بهترين حالت، مغازه هايي كه به جرم فروش اين اجناس شناسايي شوند بايد آن ها را دور بريزند. بعضي از مغازه ها هم براي چند روز بسته مي شوند.

ممنوعيت روز ولنتاين به خاطر مذهب وهابي است كه در عربستان رواج دارد. جشن گرفتن اعياد مسيحي در اين كشور ممنوع است.

جشن گرفتن هر عيدي به جز عيد قربان و عيد فطر در عربستان ممنوع است.

اين در حالي است كه روز ولنتاين به صورت مخفيانه در رياض جشن گرفته مي شود و مغازه داران، خريداران را به خريد زود هنگام هدايا تشويق مي كنند زيرا هيچ كس نمي داند پليس مذهبي چه زماني دست به كار مي شود.

يك مغازه دار مي گويد: سال گذشته يكي از همكارانم يك شب را به خاطر فروش رنگ قرمز در بازداشتگاه گذراند.

عبدالعزيز الشماري پنج روز پيش از ولنتاين 10 شاخه رز قرمز براي دوست دخترش خريد و براي اين كه آن ها را تازه نگه دارد آن ها را در يخچال گذاشت. الشماري 24 ساله مي گويد: من اين روز را به خاطر ستايش سنت ولنتاين جشن نمي گيرم. من اين روز را روز بين المللي عشق مي دانم.

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت20:16توسط مريدميرزايى | |

يك جانباز در مقابل مجلس خود را آتش زد

يك جانباز در اعتراض به عدم امكان ملاقات با نماينده حوزه انتخابيه‌اش،دقايقي پيش در مقابل مجلس خود را با بنزين به آتش كشيد.

به گزارش پايگاه خبري فراكسيون خط امام(ره) مجلس«پارلمان‌نيوز» و به نقل از شاهدان عيني وضعيت جسمي اين جانباز بعد از اين حادثه مساعد نبوده و با توجه به شدت سوختگي امكان زنده ماندن وي بسيار پائين به نظر مي رسد.

گفتني است، بعد از اين حادثه اين جانباز به بيمارستان منتقل شد.

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت20:12توسط مريدميرزايى | |

خاتمي - احمدي نژاد ؛ نبرد آخرالزمان اصلاح طلبان و اصولگرايان

سيدمحمد خاتمي، رييس جمهور سابق ايران، براي تصدي رياست جمهوري دهم اعلام آمادگي كرد تا در صورت پيروزي، اولين كسي باشد كه سه دوره رياست جمهوري را در كارنامه اش ثبت مي كند و البته در صورت شكست نيز اولين مصداق رييس جمهوري باشد كه پس از دو دوره پيروزي قاطع، طعم ناكامي براي بازگشت به همان صندلي را مي چشد.

روزها، هفته ها و ماه هاي آينده، قطعا آبستن رويدادهاي بزرگي است و از اين رو، تحليل هاي پرشماري را شاهد خواهيم بود. اما در اين مجال اندك كه كمتر از يك روز از اعلام رسمي كانديداتوري سيدمحمد خاتمي مي گذرد، ذكر نكاتي -به اختصار- شايد خالي از فايده نباشد.

1) آمدن خاتمي باعث مي شود انتخابات دوقطبي شود.

البته دو قطبي بودن به معناي انتخابات دوكانديدايي نيست و ممكن است پديده كانديداهاي فرعي در اين دوره نيز وجود داشته باشد ولي مسلما رقابت اصلي بين خاتمي (از جناح اصلاح طلب) و احمدي نژاد (از جناح اصولگرا) باشد.

هر چند كه در اردوگاه اصولگرايان، احمدي نژاد منتقدان جدي و فراواني دارد ولي همه آنها در برابر رقيب قدري مانند خاتمي ناگزير از احمدي نژاد "حمايت" خواهند كرد و يا دستكم "سكوت سياسي" را ترجيح خواهند داد.

پيشتر يكي از چهره هاي اصولگراي منتقد دولت نهم گفته بود: اگر خاتمي كانديدا شود ناگزيريم با "چشمان گريان" پشت سر احمدي نژاد بايستيم.

با ورود خاتمي رأي دهندگان اصولگرا با همت و هماهنگي بيشتري وارد عرصه خواهند شد، گروهي از آنها، "براي راي آوردن احمدي نژاد" و گروهي ديگر" براي راي نياوردن خاتمي"- كه اصلاحاتش را افسادات مي خوانند- در ميدان رقابت هاي انتخاباتي خواهند دويد.

در جبهه اصلاحات نيز شرايط كمابيش مشابهي حاكم خواهد بود زيرا رقابت خاتمي - احمدي نژاد، نه رقابت دو چهره و نه حتي دو جناح كه آوردگاه دو "گفتمان" است. از اين رو، بسيار خواهند بود كساني كه خاتمي را قبول ندارند ولي براي جلوگيري از تكرار رياست جمهوري احمدي نژاد براي چهارسال ديگر، به پاي صندوق هاي راي خواهند رفت ولو آنكه در انتخابات گذشته، در روز راي گيري خانه نشيني را بر ايستادن در صف هاي راي دادن ترجيح داده بودند.

از ميان خاتمي و احمدي نژاد كسي كه برنده انتخابات سال آينده باشد، توانسته است گفتمان مورد نظر خود (اصلاح طلبي يا اصولگرايي) را به طور جدي تري تثبيت نمايد و طرف مقابل را براي مدتي طولاني منكوب كرده از عرصه خارج كند و به كما بفرستد.
از اين رو، انتخابات دوقطبي با حضور احمدي نژاد و خاتمي را مي توان نبرد آخرالزمان اصلاح طلبان و اصولگرايان نيز ناميد! (كنايه از تعيين تكليف نهايي)

2- رقابت خاتمي و احمدي نژاد، ريسك بزرگي براي هر دو جريان سياسي- گفتماني كشور محسوب مي شود. چندي پيش برخي گروه هاي ميانه روي اصولگرا و اصلاح طلب، سخن از طرح وحدت ملي به ميان آورده بودند كه محور اصلي آن عدم كانديداتوري خاتمي و احمدي نژاد بود و دليل اصلي اش نيز اجتناب از اين ريسك.

آيا امكان دارد با افزايش ريسك براي هر دو طرف، بزرگان و سياستگذاران اصلاح طلب و اصولگرا به اين توافق برسند:" شما احمدي نژاد را كنار بگذاريد ، ما هم از خاتمي صرف نظر مي كنيم؟"

3- خاتمي تا روز قبل از اعلام حضورش تاكيد داشت كه تمام تلاش اش اين است كه ميرحسين را براي كانديداتوري متقاعد كند زيرا حساسيت ها بر روي خودش زياد است و لذا كسي بايد رييس جمهور باشد كه بتواند فارغ از مشكلات بعدي براي كشور و مردم كار كند.
صبح روزي هم كه كانديداتوري اش را اعلام كرد، اين خبر منتشر شد كه يكي از اعضاي ستاد ميرحسين پيش خاتمي رفته و از وي خواسته است كه اعلام كانديداتوري اش را دو هفته به تعويق اندازد تا بتوانند ميرحسين را براي كانديداتوري متقاعد كنند.

خاتمي در حالي بر حضور خود در انتخابات تصريح كرد كه ميرحسين موسوي، ستادش را تشكيل داده و حتي رييس آن را نيز مشخص كرده بود.

حال اين سوال مطرح است كه آيا خاتمي در اعلام كانديداتوري اش تسليم فشار اطرافيان شده و از ميرحسين عبور كرده يا آنكه ميرحسين و ماجراي كانديداتوري و حتي تشكيل ستاد و ... همه و همه بخشي از پازل كانديداتوري خاتمي بود؟!

4- آيا امكان دارد خاتمي را ردصلاحيت كنند؟
اين سوالي است كه برخي از اصولگرايان دوست دارند به كنايه و اشاره بدان پاسخ مثبت دهند.
يكبار، حسين شريعتمداري نوشته بود كه برخي كارهاي خاتمي براي ردصلاحيت اش كفايت مي كند (نقل به مضمون) و مرتضي آقاتهراني (عضو رايحه خوش و نماينده مجلس) نيز بعدها گفت كه شوراي نگهبان در اين باره كار خودش را بلد است و نبايد فرقي بين خاتمي و ديگران بگذارد و نهايتا ساعاتي پس از اعلام كانديداتوري خاتمي، كيهان در يادداشتي ضمن استقبالي سرد و گزنده از حضور وي در انتخابات، نوشت كه فارغ از دلايلي كه خاتمي را به كانديداتوري كشاند، او چگونه خواهد توانست از عقبه هاي انتخابات عبور كند؟ و اين، پرسش كه جمله پاياني يادداشت كيهان بود در دل خود اشارات و تهديدات فراواني دارد كه از آن جمله مي توان به گذرگاهي به نام شوراي نگهبان اشاره كرد.

با اين حال، رد صلاحيت فردي مثل خاتمي مي تواند بسيار پر هزينه باشد چه آنكه او همين الان نيز ميليون ها هوادار دارد و رد صلاحيت احتمالي اش حتما تنش زا و مشاركت زدا خواهد بود و بسياري را براي عدم حضور پاي صندوق هاي راي مصمم خواهد ساخت.

5- بسياري از منتقدان پرقدرت كانديداتوري سيد محمد خاتمي ، بر اين باور بوده اند كه آنچه حضور خاتمي را "نگران كننده" مي سازد، نه خودش كه برخي نيروهاي سياسي پيرامون اش هستند كه "تندرو" ناميده مي شوند و عمدتا شامل نيروهاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت ايران اسلامي اند.

خاتمي مي توانست كانديداتوري خود را در يك كنفرانس مطبوعاتي در دفترش يا در يك سخنراني عمومي يا طي يك بيانيه مطبوعاتي اعلام كند اما هيچ كدام از اين كارها را نكرد بلكه براي اعلام حضور، مراسم نه چندان مهم افتتاحيه سايت مجمع روحانيون مبارز را انتخاب كرد كه اولا خاستگاه حزبي شخص خاتمي محسوب مي شود و ثانيا پيامي سياسي محسوب مي شود به كساني كه نگران قدرت گيري سازماني ها و مشاركتي ها هستند بدين مضمون كه محور حركت هاي آينده خاتمي نيروهاي اعتدال گراي اصلاحات است تا شايد فشار كمتري به وي وارد آيد.
با اين وجود، نمي توان نفوذ جمعي همه نيروهاي جريان اصلاح طلب از سازمان مجاهدين گرفته تا مجمع روحانيون را بر خاتمي ناديده گرفت.

6- نبرد انتخاباتي دهم رياست جمهوري بسيار حيثيتي و به معناي واقعي كلمه حياتي است. از اين رو، پيش بيني دو رويداد چندان سخت نيست: "بالاترين سطح رقابت ها و تخريب ها از سوي فعالان سياسي و انتخاباتي" و "مشاركت قابل توجه مردم در انتخابات خرداد 88."
انتخابات بزرگي در پيش است...

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت21:3توسط مريدميرزايى | |

((روزنامه آينده نو شماره 121 )) اول بهمن 85 :
به گزارش اداره بين المللي مواد مخدر ونيروي انتظامي وزارت امور خارجه آمريكا، هزينه مبارزه وكنترل مواد مخدر درايران سالانه چيزي حدود 300 تا 800 ميليون دلار برآورد شده .
آمار مقايسه اي ازميزان كشف، درگيري با باندهاي مواد مخدر، ومصرف مواد مخدر را ذيلا" ملاحظه ميكنيد؛وضعيت مواد مخدر ومبارزه با آن درايران مقطع زماني ميزان واحد:
1- تعداد درگيري هاي مسلحانه 1382- 1368 12238 مورد
2- تعداد باندهاي متلاشي شده 1382-1368 13232 باند
3- تعداد كشته شدگان اشرار 1382-1368 4983 نفر
4- تعداد شهداي مبارزه با مواد مخدر 1382-1357 3350 نفر
5- تعداد جانبازان مبارزه با مواد مخدر 1382-1357 10000 نفر
6 – تعداد اسلحه مكشوفه 1382-1368 14661 قبضه
7- تعداد خودروتوقيفي 1382-1368 36927 دستگاه
8 – تعداد موتور سيكلت توقيفي 1382-1368 12507 دستگاه
9 – تعداد پرونده هاي مواد مخدري وارده به دادگاهها 1382-1376 1962049 پرونده
10 – تعداد معتادان وارد شده به زندان 1382-1358 911646 نفر
11 – تعداد زندانيان مواد مخدروارد شده به زندان(خريد وفروش ،تهيه ، توزيع و ... ) 1382-1375 1644497 نفر
12 – تعداد متوفيات ناشي از سوء مصرف مواد مخدر 1383-1373 15365 نفر
13 – افزايش قيمت ترياك (kg ) 1382-1368 767% درصد رشد
14- افزايش قيمت هروئين (kg ) 1382-1368 645% درصد رشد
15 – افزايش قيمت حشيش ( kg ) 1382-1368 327% درصد رشد
16_ افزايش قيمت مرفين (kg) 1382-1368 1091% درصد رشد
17 – تعداد افراد قاچاقچي مواد مخدر دستگير شده 1382-1368 967386 نفر
18 – تعداد افراد معتاد مواد مخدر دستگيرشده 1382-1368 1714601 نفر
19- تعداد افراد آلوده به ويروس HIV وايدزازطريق اعتياد 1382-1365 3923 نفر
20- كشفيات هروئين 1382-1357 54280 كيلوگرم
21- كشفيات ترياك 1382-1357 1807893 كيلوگرم
22- كشفيات مرفين 1382-1357 199362 كيلوگرم
23- كشفيات حشيش 1382-1357 386942 كيلوگرم
24 – كشفيات ساير مواد 1382-1357 64279 كيلوگرم
25- نگراني مردم ازرشد اعتياد 1381 90% نفر
26- تعدادمصرف كنندگان مواد مخدر 1382 000/2000 نفر
27 – تعداد مراكز درمان سرپايي وبستري ((دولتي)) 1382 172 مركز
28 – تعدادمراكز درمان سرپايي وبستري ((خصوصي )) 1382 267 مركز
29- تعداد معتادان مراجعه كننده به مراكزدولتي سرپايي ترك اعتياد 1382-1375 204170 نفر
اينها فقط امار خود رژيم بوده واقعيت بالاتر از اين صحبتهاست!!

افزايش مرگ و مير ناشي از مصرف مواد مخدر در ايران

 

گزارشها نشان مي دهد مرگ و مير ناشي از مصرف مواد مخدر در ايران در حال افزايش است و ستاد مبارزه با مواد مخدر نسبت به ناخالصي مواد مخدر هشدار داده است.

خبرگزاري مهر به نقل از پزشكي قانوني گزارش داده كه در ۲۱ ماه گذشته ۵۰۹ نفر از شهروندان تهراني بر اثر اعتياد و مصرف مواد مخدر جان خود را از دست داده اند.

بنابر اين آمار، هر ماه ۲۴ تهراني بر اثر اعتياد جان خود را از دست داده است.

كارشناسان مي گويند افرادي كه مواد مخدر مصرف مي كنند دركي درستي از زمان و مكان ندارند و براي همين، يكي از عمده ترين دلايل مرگ و مير معتادان سقوط از ارتفاع است.

گزارش هاي پزشكي قانوني نشان مي دهد كه هر ماهه تعدادي از معتادان از ارتفاع سقوط كرده و دچار مرگ مغزي مي شوند.

بالا رفتن مصرف مواد مخدر و شيوع مصرف مواد مخدر جديد نظير كراك و شيشه باعث افزايش مرگ و مير شده است.

ايرج شمس پزشك اورژانس تهران مي گويد: "هر ماه قربانياني داريم كه بر اثر مصرف شيشه سقوط كرده و دچار مرگ مغزي مي شوند و اين معضل از دو سال پيش افزايش داشته است به گونه اي كه قبلا چنين حوادثي روي نمي داد."

يكي ديگر از دلايل مرگ و مير معتادان مصرف زياد مواد مخدر"اوردوز" است. علت مرگ معتاداني كه در زير پلها و يا اماكن عمومي پيدا مي شوند، عمدتا مصرف زياد مواد مخدر است.

مصرف مواد مخدر ناخالص

 

علاوه بر افزايش مصرف روانگردان ها و شيشه و كراك، ستاد مبارزه با مواد مخدر نسبت به وجود ناخالصي در مواد مخدر هشدار داده است.

سعيد صفاتيان مدير كل درمان و بازپروري ستاد مبارزه با مواد مخدر، ناخالصي مواد مخدر را خطرناك تر از خود مواد مخدر دانسته و گفته است: "مواد مخدر از هر نوع به ويژه ترياك و هروئين، داراي ناخالصي هستند."

فروشندگان مواد مخدر براي افزايش حجم مواد مخدر و سود بيشتر مواد شيميايي را به مواد مخدر اضافه مي كنند.

آقاي صفاتيان به خبرگزاري دانشجويان گفته است در مواد مخدري كه كشف شده موادي چون "چرم بي كيفيت آب شده" وجود داشته است.

برخي گزارشها نيز نشان مي دهد كه فروشندگان مواد مخدر براي افزايش حجم مواد مخدر از داروهايي نظير داروهاي اعصاب استفداه مي كنند براي همين معتاداني كه مواد مخدر را ترك مي كنند بعد از گذشت چند هفته دچار عوارضي مي شوند كه ناشي از ترك نيست بلكه مشكل، مواد مخدر ناخالصي است كه مصرف كرده اند.

نتايج آزمايش هاي معتادان نشان مي دهد كه در خون برخي از معتادان سرب وجود دارد كه نشاندهنده مصرف مواد مخدر ناخالص است.

سازمان پزشكي قانوني مي گويد كه اكثر مواد مخدر تزريقي حاوي مواد شيميايي مرگ آور هستند كه برخي موجب مرگ آني و برخي نيز به علت تخريب سيستم عصبي در دراز مدت به مرگ تدريجي معتاد منجر مي شود.

بنابر گزارشها رسمي در ايران بيشتر از يك ميليون و دويست هزار نفر معتاد هستند و ترياك با ۳۳ درصد بيش ‌ترين ماده مصرفي در اين كشور است.

بخش عمده ترياك جهان در افغانستان توليد مي شود كه در شرق ايران قرار دارد. مواد مخدر توليدي در افغانستان عمدتا از طريق ايران به ديگر كشورها منتقل و بخشي از آن نيز در داخل ايران مصرف مي شود.

ايران با داشتن ۹۵۰ كيلومتر مرز مشترك با افغانستان و قرار گرفتن ميان اين كشور و اروپا، همواره يكي از راه هاي اصلي ترانزيت مواد مخدر افغانستان به جهان خارج بوده است.
برنامه هاي گسترده اي براي كنترل مصرف مواد مخدر و برخورد با معتادان در ايران اجرا شده اما اين برنامه ها موفقيت آميز نبوده و گزارشها از افزايش مصرف مواد مخدر حكايت دارد.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت21:2توسط مريدميرزايى | |

رجبي :

وجود يا عدم وجود حضرت رقيه (س) به طور قطعي و مسلّم رد نشده است

محمدحسين رجبي در پاسخ به اين سؤال خبرنگار فرهنگي باشگاه خبري فارس «توانا»، كه آيا وجود دختر سه ساله‌اي به نام رقيه براي امام حسين (ع) سنديت دارد يا خير، گفت: به طور قاطع نمي‌شود گفت نبوده است و نمي‌توان به همان جديت هم گفت وجود داشته است.
رجبي با اشاره به اينكه در هيچ يك از منابع معتبر تاريخي و مقاتل چنين موردي ديده نمي‌شود، گفت: وجود رقيه در مقاتلي همچون خوارزمي و ابي مخنف، تاريخ طبري، فتوح ابن اعصم كوفي و لهوف سيد ابن طاووس كه از اعتبار بالايي برخوردار است ديده نمي‌شود.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: مرحوم شيخ عباس قمي - كه در ارادت وي به اهل بيت عليهم السلام شكي نيست - در كتاب «نفس المهموم» كه در رابطه با وقايع كربلا است و نيز در «منتهي الآمال» كه بخش مهمي را به وقايع كربلا اختصاص داده است مي‌گويد: من در هيچ سند معتبري راجع به حضرت رقيه چيزي نديدم اما چون شيخ صدوق آن را نقل كرده است و ايشان را قبول دارم، از قول وي آن را نقل مي‌كنم.
رجبي با ذكر اين نكته كه برخي روايات شيخ صدوق قابل رد است، گفت: درست است كه شيخ صدوق پيشواي محدثين است اما از آنجايي كه سندي ارائه نكرده است، بنابراين براي شيخ عباس قمي نيز حجيت ندارد. هر چند كه شيخ صدوق نهايت سعي خود را در جمع‌آوري روايات صحيح به كار برده است اما معدود رواياتي نيز در «من لايحضره الفقيه» ايشان وجود دارد كه با سند و مدرك رد شده است. بنابراين تأييد وجود رقيه از سوي ايشان حجيت نمي‌آورد.
وي در ادامه تصريح كرد: وقتي در منابع مختلف راجع به اولاد امام حسين (ع) بحث مي‌شود عموماً از 2 دختر به نام‌هاي سكينه و رقيه نام برده مي‌شود. به عنوان مثال شيخ مفيد - كه آرائش براي محققين حجت است - مي‌گويد امام حسين (ع) دو دختر داشته است.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اين كه برخي منابع براي امام حسين(ع) سه دختر برشمرده‌اند، گفت: اين منابع به سه دختر اشاره كرده‌اند اما تنها از دو نفر نام برده‌اند و اين خود جاي سوال دارد. با اين حال، با شرط اينكه اين روايات مستند و صحيح باشند، با اندكي مسامحه و اغماض مي‌توان گفت دختر سوم همان رقيه است.
محمد حسين رجبي در پايان تصريح كرد: در كل اگر بخواهيم يك جمع‌بندي در اين مسأله داشته باشيم بايد گفت وجود يا عدم وجود رقيه به طور قطعي و مسلّم رد نشده است. همچنان كه شهيد مطهري نيز در حماسه حسيني(ع) اين مورد را ساقط شده نمي‌داند.

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت21:16توسط مريدميرزايى | |

انقلاب: توطئه خارجي يا عوامل داخلي؟

 

علت و چگونگي وقوع انقلاب اسلامي در طول سي سالي كه از پيروزي آن در ايران مي گذرد، همواره مورد توجه تحليلگران و صاحبنظران سياسي بوده و نظريه هاي مختلفي در تبيين علت واقعي اين تحول در ايران مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته است.

بر اساس يكي از نظريه هاي مطرح در اين زمينه، وقوع انقلاب اسلامي در ايران توطئه اي طرح ريزي شده از سوي خارجي ها مخصوصا آمريكا و بريتانيا بود.

محسن سازگارا تحليلگر سياسي و رييس مركز مطالعات ايران معاصر در واشنگتن، در اين باره مي گويد: "تئوري توطئه يكي از موانع مهم توسعه سياسي در كشور ما است. اين تئوري همه چيز را حاصل برنامه ريزي آدم هايي مي داند كه تمام مسايل دنيا را طراحي مي كنند و به قدري قوي است كه نه فقط بين مردم عادي، بلكه بين سياستمداران ايران هم رايج است."

ابراهيم يزدي، دبيركل نهضت آزادي هم فرافكني را دليل اصلي پيدايش تئوري توطئه مي داند. به گفته او، در روانشناسي، رفتاري روانشناختي به نام فرافكني وجود دارد كه بر اساس آن، كسي كه به دليل كار خود، مشكلي پيدا مي كند، به جاي آن كه واقع بينانه كارهاي خود را بررسي كند و تشخيص دهد كه علت اصلي شكستش، كم كاري يا بد كار كردن خودش بوده است، اين موضوع را به عوامل بيگانه نسبت مي دهد.

اين طرز فكر مورد توجه محمدرضا شاه پهلوي هم قرار داشت. او در بيشتر مصاحبه ها و كتاب هاي خود، مستقيم يا غيرمستقيم و با صراحت از توطئه و برنامه ريزي غربي ها به عنوان عامل سقوط خود سخن مي گويد.

 

شاه در يكي از همين مصاحبه ها گفت:"آيا فكر مي كنيد آقاي خميني مي تواند همه اينها را طراحي كند؟ مغز متفكر همه چيزها باشد و همه چيز را سازماندهي كند؟ من مي دانم كه يك نفر به تنهايي نمي تواند چنين كاري انجام دهد. پول هاي زيادي هزينه شده اند. مي دانم كه كارشناسان ارشد تبليغات، به كار گرفته شده اند تا اين اتفاق ها بيفتد. من فكر نمي كنم او به تنهايي برنامه ريزي كرده باشد، برنامه ريزي ها در جاي ديگري انجام شده است."

به گفته دكتر سازگارا، آخرين شاه ايران هم گرفتار تئوري توطئه بوده است. او مي گويد:"مصاحبه ها و حرف هايي كه از شاه باقي مانده است، نشان مي دهد او هم تا حدي گرفتار تئوري توطئه بوده است. از جمله در مصاحبه با شبكه سي بي اس، به مايكل والاس مي گويد همه مطبوعات و رسانه هاي غربي، به دست يهودي ها اداره مي شود، ولي وقتي خبرنگار شروع به سوال كردن مي كند، در پاسخ به سوال هاي بعدي مي ماند. او هم چنين تصوري از دنيا داشت و جاي تعجب ندارد، چون قوت اين تئوري نحس در جامعه ما، فقط دامن مردم را نگرفته است، بلكه بسياري از سياستمداران و حتي شخص اول مملكت را هم در بر مي گيرد."

ولي به طور مشخص، در باره انقلاب اسلامي ايران، چه مي توان گفت؟ آيا مردم ايران كه حدود سي سال پيش، از سقوط رژيم سلطنتي پهلوي شادمان شدند، چنين تصوري دارند؟

آقاي سازگارا در اين باره مي گويد:" اين ديدگاه در بين ايراني ها در باره انقلاب اسلامي قوت زيادي دارد كه بگويند شاه وابسته به آمريكا بود و روحانيون وابسته به انگليس هستند. در نتيجه چون انگليسي ها با آمريكايي ها اختلاف نظر داشتند، شاه را سرنگون كردند و روحانيون را به قدرت رساندند."

وي مي افزايد:" ولي اگر از طرفداران اين تئوري دليل و مدرك بخواهيد، بافته هاي ذهني خود را تحويل مي دهند و شايد يكي از مهم ترين مستنداتي كه معتقدان به اين تئوري دارند، صحبت هاي راديو بي بي سي در زمان انقلاب باشد و آن را دليلي بر جانبداري سياست بريتانيا از انقلاب و پشتيباني آن از روحانيون مي دانند، حتي خود شاه هم چنين عقيده اي داشت همچنان كه در يادداشت هاي سفيران آن روز در ايران، به ويژه آنتوني پارسونز، سفير وقت انگليس، ديده مي شود كه شاه به شدت از خبررساني بي بي سي در آن روزها ناراحت بود و فكر مي كرد عملكرد آن، دليل توطئه دولت بريتانيا براي سرنگون كردن او است، البته انتشار اسناد وزارت امور خارجه بريتانيا، كاملا نشان مي دهد كه سفير بريتانيا در ايران، تا آخرين لحظه و حتي تا بهمن سال 57 به جد گزارش هايي را به وزارت امور خارجه بريتانيا مي داد و تاكيد داشت كه انگليس بايد با تمام قوا پشت شاه بايستد."

ابوالحسن بني صدر اولين رييس جمهوري ايران در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم با رد دخالت بيگانگان در پيروزي انقلاب اسلامي مي گويد:"هر رژيم استبدادي، از جمله ابزاري كه به كار مي برد، تئوري يا نظريه توطئه است براي سركوب. او به ضرورت نمي تواند بگويد عيب از من است و حق اعتراض با ديگري است، ناگزير است كه اين نقص خود را و حق ديگري را با نظريه توطئه بپوشاند."

 

ولي آيا مي توان ريشه هايي فراتر از خودكامگي هاي فردي براي چنين ديدگاهي پيدا كرد؟ آقاي سازگارا معتقد است كه قائل نبودن به بينش علمي، به خصوص در مسايل مربوط به امور سياسي و علوم انساني، از دلايل طرح تئوري توطئه است.

او مي گويد:"بينش علمي جديد، هنوز در ذهنيت ايراني ها جايگزين نشده و يكي از مهم ترين محصولات عقل جديد كه بينش علمي و صحبت كردن بر اساس داده هاي تجربي است، در ذهنيت ايراني ها نهادينه نشده است. در نتيجه به راحتي مي توانيم بدون مستندات تجربي يا بي اعتنا به مستندات واقعي، نظريه اي بدهيم و از آن دفاع كنيم."

ولي هنوز اين پرسش كه آيا وقوع انقلاب اسلامي در ايران، ريشه هايي در خارج داشت و عواملي بيگانه به طور مستقيم در شكل گيري آن دست داشته اند يا نه؟ به قوت خود باقي است.

ابراهيم يزدي، كه در دوران پيروزي انقلاب اسلامي، از مشاوران سياسي نزديك آيت الله خميني بود، اين نظريه را رد مي كند. او مي گويد انقلاب اسلامي ايران، انقلابي سالم و اصيل مردمي بود كه از شرايط ايران نشات گرفت.

آقاي يزدي با تقسيم عوامل زمينه ساز انقلاب اسلامي به دو دسته علل بيروني ناشي از عملكرد سياست هاي خارجي در ايران و دلايل دروني ناشي از عملكرد دولت و شاه در آن دوران، مي گويد:"بيگانگان در به وجود آوردن شرايط انقلاب در ايران، به طور منفي دخالت داشتند. از جمله هنگامي كه انگليس و آمريكا به طور مشترك، در كودتاي 28 مرداد عليه دولت ملي مشاركت داشتند و دولت شاه را دوباره بر ملت ما مسلط كردند."

وي مي گويد:"به طور حتم تمام اينها، عواملي است كه در به وجود آمدن، استمرار و توسعه جنبش ضد استبدادي ايران نقشي كليدي داشتند، اما در باره اينكه آيا انقلاب اسلامي ايران عليه استبداد سلطنتي، توطئه بيگانگان بوده است و بيگانگان اين انقلاب را ايجاد كرده اند، هيچ نوع شواهد و اسناد تاريخي كه بر اين موضوع دلالت كند، وجود ندارد و تا به حال مدعيان اين موضوع نتوانسته اند سندي در تاييد اين ادعا ارائه كنند."

در سال هاي اخير، پژوهشگران بسياري تلاش كرده اند با بررسي حيات اجتماعي و تاريخ ايران، ريشه هاي اعتقاد به تئوري توطئه را در دوره هاي زماني مختلف در كشور، شناسايي و بررسي كنند، شايد نتايج اين بررسي ها بتواند به ياري تاريخ نگاري معاصر ايران بيايد تا تصويري واقع گرايانه و همه جانبه از حوادث سه دهه اخير شكل بگيرد.

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت21:14توسط مريدميرزايى | |

مشاور احمدي نژاد:  هاله نور را يك نفر ديگر گفته بود

صداوسيما با ما نيست

مشاور مطبوعاتي محمود احمدي نژاد اعلام كرد كه صداوسيما با دولت نهم نيست.

به گزارش عصر ايران علي اكبر جوانفكر در گفتگو با روزنامه اعتماد و در پاسخ به پرسش خبرنگار اين روزنامه درباره مقايسه بين عملكرد صداوسيما در زمان دولت آقاي هاشمي و خاتمي و  دولت نهم گفت:" در زمان آقاي هاشمي رفسنجاني، زماني كه يك كارخانه لاستيك سازي و سيمان در اردبيل راه اندازي مي كردند، صدا و سيما به طور زنده راه اندازي اين دو كارخانه با حضور آقاي رفسنجاني را پخش مي كرد. اكنون چندين برابر آن در كشور كار كرده ايم و اصلاً مردم در جريان قرار نگرفته اند. اگر نسبت به فعاليت در دولت ها حساب كنيم اصلاً مردم در جريان قرار نمي گيرند و صداوسيما اطلاع رساني نمي كند و در خدمت دولت نيست."

مشاور مطبوعاتي احمدي نژاد در ادامه با انتقاد از كم كاري صدا و سيما در پوشش اخبار فعاليت هاي دولت گفت:" ما اصلاً از صداوسيما راضي نيستيم...زيرا كاركرد آن به نفع دولت نيست. كاركرد صداوسيما در هيچ جا به نفع دولت نبوده است. ما در خيلي از جاها منتقد صداوسيما هستيم. صداوسيما فقط چند سخنراني رئيس جمهور را پوشش مي دهد. آيا اين پوشش رسانه يي دولت است؟"

مناقشه هاله نور

در ادامه مصاحبه جوانفكر، خبرنگار اعتماد به موضوع جنجالي هاله نور مي پردازد.

پس از سفرمحمود احمدي نژاد براي بار اول به نيويورك براي شركت در اجلاس سالانه مجمع عمومي ملل متحد فيلمي از ديدار رييس جمهور با آيت الله جوادي آملي در رسانه ها منتشر شد كه در آن رييس جمهور از احساس وجود هاله نور در اطرافش به هنگام سخنراني در مجمع عمومي به آيت الله جوادي آملي توضيحاتي مي دهد.

در گفتگوي جوانفكر اين موضوع دست مايه سوال و جواب هاي خبرنگار با مشاور مطبوعاتي رييس جمهور شده است كه در ادامه عينا پرسش ها و پاسخ ها مي آيد:


حضرتعالي اشاره كرديد وظيفه رسانه ها اطلاع رساني دقيق، بي طرفانه، صادقانه و شفاف است. موضع گيري هاي آقاي رئيس جمهور در چند مورد كاملاً دچار دوگانگي شده است. من از لفظ تناقض استفاده نمي كنم. از ايشان فيلمي تحت عنوان هاله نور منتشر شد كه به نيويورك رفته و هاله نور را ديده است.

شما اين را اشتباه منتقل مي كنيد. اين جمله اشتباه است. ايشان نگفته هاله نور را ديده است.

دقيق تر جمله آقاي احمدي نژاد را بگويم؟

بله، دقيق بگوييد.

ايشان در ديدار با آيت الله جوادي آملي گفت من زماني كه پشت تريبون رفتم و در حال صحبت كردن بودم، سران كشورها همين طور نگاه مي كردند و حتي پلك هم نمي زدند. دوستان بعداً به من گفتند يك هاله نور دور سر شما بود. البته خود من هم احساس كردم. اين عين جمله آقاي احمدي نژاد است، نيست؟

 پس خود ايشان نگفته اند من هاله نور ديده ام، گفتند يك نفر گفته است.

 گفتند خود من هم احساس كردم.

خير، نقل قول ديگري را گفته است كه ما احساس كرديم. شما در يك هاله يي از نور پشت تريبون رفته و شروع به صحبت كرديد.

جمله ايشان اين بوده كه «من احساس كردم يك هاله نور وجود دارد».

 خير، اين طور نبوده است. من آنجا بوده ام. من در جلسه ديدار با آقاي جوادي آملي بوده ام. اگر مي خواهيد نقل كنيد، درست نقل كنيد، اين طور نيست. اين همان دروغ هايي است كه پشت سر هم چيده مي شود.

خبرنگار صدا و سيما از آقاي احمدي نژاد پرسيد و ايشان گفتند من نگفتم هاله نور، خدا نور است، كلمه الله نور است، آيا در اين دو جمله تناقض وجود ندارد؟

يعني چه؟ دوگانگي براي چه؟ مگر كلمه الله نور نيست؟

اين پاسخ با آنچه آقاي احمدي نژاد در ديدار با آقاي جوادي آملي مي گويد، متفاوت است.

كجاي اين جمله تناقض است؟ ايشان نقل كرده اند يك نفر چنين چيزي را گفته است ولي چه ربطي دارد به اينكه كلمه الله نور است.

شما چرا جمله خود آقاي احمدي نژاد را نمي گوييد كه گفتند؛ «خود من هم احساس كردم »؟

چنين چيزي نگفته اند.

فيلم آن وجود دارد.

شما ببينيد و اگر بود، به مردم منتقل كنيد.

 مردم ايران اين فيلم را ديده اند. نيازي به انتقال مجدد وجود ندارد.

پس مردم هم ديده اند و چنين چيزي نبوده است كه گفته باشند من هم چنين چيزي را احساس كردم.

يادآور مي شود ، پيش از اين ، برخي مقامات دولتي ، اصل اين فيلم را زير سوال برده  و آن را "مونتاژ شده" دانسته بودند ولي اينك ، جوانفكر با يك قدم به سمت واقع گرايي ، از انكار اصالت فيلم خودداري و فقط روايت ديگري از فيلم را بيان كرده است.
اين فيلم در اينترنت نيز پخش شد و جزو پربيننده ترين ويدئوها قرار گرفت.

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت21:11توسط مريدميرزايى | |