|
۴ ماه حبس و۴۰ ضربه شلاق واخراج از كشور حكم پير زن ۷۵ ساله به اتهام خلوت غيرشرعي
دويست مسجد مكه رو به قبله نيستند گزارش ها از رسانه هاي عربستان سعودي حاكي از آن است كه حدود دويست مسجد در مكه، مقدس ترين شهر براي مسلمانان دقيقا رو به قبله نيستند. نمازگزاران اين مساجد سال ها به علت ساخت نادرست محراب مساجد، در جهت غلطي نماز گزارده اند. كعبه مقدس ترين مكان براي مسلمانان به شمار مي رود و روزانه ميليون ها مسلمان در جهان رو به قبله نماز مي خوانند. محراب مساجد در تمام نقاط دنيا بايد رو به قبله باشد. طبق آنچه رسانه هاي سعودي نوشته اند، محراب اين مساجد رو به قبله يعني به سمت بناي كعبه در مسجد الحرام نيست. روزنامه "سعودي گازت" نوشته افرادي كه از آسمانخراش هاي تازه تاسيس در مكه به اين مساجد نگاه كرده اند، مشاهده كرده اند كه محراب بسياري از مساجد قديميتر مكه دقيقا به سمت و سوي كعبه نيست. برخي نمازگزاران به اين روزنامه ها گفته اند كه نسبت به اعتبار نماز خود در چنين شرايطي ترديد دارند. آنها خواهان آن شده اند كه با استفاده از ابزار مدرن، اين عيب اصلاح شود. يك مقام وزارت مسايل اسلامي عربستان اين اشتباهات را چندان بزرگ نخوانده اما گفته براي رفع اشتباهات اقدام شده است. او گفته است كه اين اشتباهات به نماز مردم لطمه اي وارد نكرده است.
رمزگشايي قتل سيد احمد خميني رحمه الله عليه امروز سالگرد ارتحال يادگار امام بود، همه بودند،آنها كه در سوگ او خون گريستند و آنها كه ...، ناطق مراسم ناطق بود، او از خدمات سيد احمد آقا در كنار امام و از نقش سرنوشت ساز او درانتخاب رهبري - با نقل سخناني از امام - تقدير نمود. از زماني كه عماد باقي به نقل از نيازي گفت كه سعيد امامي و عوامل قتلهاي زنجيره اي در قتل مرحوم احمد آقا نقش داشته اند و تاييد اين نقل قول توسط حاج سيد حسن خميني، خاطره اي از سعيد امامي مرا مي آزارد، هر روز اين فرضيه در دلم قوت مي گيرد، چه اشكالي دارد سيد حسن مرگ پدر را پيگيري نمايد، آيا تحقيق و تفحص در مورد مرگ تنها يادگار امام جرم است ؟ اگر "عناصر خود سر " چنين جنايتي انجام داده باشندچرا از تحقيق و شفاف سازي پرهيز كنيم ؟ ما كه مي دانيم تمام اين قتل ها كار "عناصر خود سر" است، چه بهتر كه با شفاف سازي اعتماد ملت را از دست ندهيم و به شبهات پاسخ دهيم ! ارتحال نابهنگام مرحوم حاج سيد احمد خميني در 49 سالگي ( در همان سني كه آيت الله خامنه اي به رهبري و احمدي نژاد به رياست جمهوري رسيدند،احمد به لقاءالله رسيد، اين هم از رموز عدد49 ) ضرورت تحقيق و تفحص را بيشتر مي كند، اين مهم نبايد دچار مرور زمان شود، شايد حاج سيد حسن آقا هرگز چهل و نهمين بهار را نبيند( زبانم لال ) اما خاطره من از سعيد امامي : در يك بحث تئوري با او ، من معتقد بودم كه حذف فيزيكي در سنت پيامبر (ص) و ائمه هدي (ع) جايي ندارد، اگر چنين بود امير مومنان علي عليه السلام مي توانست در سقيفه كه چند نفر بيش نبودند مسير تاريخ را تغيير دهد، توجيه هم اين كه چند نفر معدود مي خواهند عليه بيعت 120 هزار نفر با وصي و جانشين پيامبر (ص) توطئه كنند، يا مسلم در خانه هاني كار را يكسره مي كرد و حادثه كربلا اتفاق نمي افتاد! او معتقد بود وقتي عليه نظام اسلامي و ولايت امرتوطئه مي كنند بايد به هر طريق فتنه را ريشه كن كرد و استناد مي كرد به دستور قتل كساني كه در جنگ احزاب خيانت و جاسوسي كردند و معتقد بود حذف فيزيكي بايد با اذن حاكم شرع باشد. به او گفتم: اين عمليات "عناصر خود سر" موجب وهن اسلام و تضعيف نظام است، ترورهايي نظير بختيار آبروي مسلمين را در دنيا به مخاطره انداخته است، لااقل سيا و موساد با "دست دادن" يا ريختن مواد در كفش قرباني و كمي صبر او را به سرطان مبتلا مي كنندو يا از طرق ديگر او را مبتلا به ايدز مي نمايند و اين همه رسوايي ببار نمي آورند! در همان جلسه از روشهاي نوين سخن مي گفت، مثلاً اين كه بختيار در آن سن و سال حتماً از داروهاي مختلف و مواد مخدر استفاده مي كرده است ، اگر "سيا" مي خواست او را حذف كند، به او نزديك مي شد و با شناسايي داروهاي او ترتيبي مي داد كه يكي از قرصهاي او عوض شود و يك قرص با همان شكل و شمايل اما با دوز بالا و كشنده از همان دارو در ميان قوطي قرص او قرار مي داد - دقت بفرماييد! فقط يك قرص كه پس از مرگ باقي قرص ها معمولي و استاندارد باشند - و منتظر مي ماند تا شب موعود و رسيدن نوبت آن قرص مرگبار !! مقتول مثل هميشه قرص هاي خود را خورده و آرام مي خوابد و ديگر بيدار نمي شود، پزشك قانوني نيز سمي در خون او نمي يابد! حتي اگر غلظت دارو در خون او را اندازه گيري نمايند، تنها فرضيه محتمل استفاده عمدي يا اشتباهي از داروي اضافه است ! نمي خواهم بگويم اين روش، مورد استفاده " عناصر خود سر" قرار گرفته است، اما غلظت خوني داروها ي مصرفي مرحوم احمد آقا بايد اندازه گيري مي شد ( اگر نشده است، مشكوك است! ) دوز سمي و كشنده مي توانست يك سر نخ قوي و محكم باشد ! حال چه بايد كرد ؟ آيا " عناصر خود سر " بايد فارغ از پيگيري قتل فرزند امام باشند ؟ اين رسالت خانواده امام (ره) بخصوص در حيات همسر امام و مادر سيد احمد آقا است ، به دنبال فردي بگرديد كه آخرين قوطي داروي حاج احمد آقا را تهيه كرده است! مي تواند در قوطي داروي او يك قرص با دوز سمي و كشنده قرار داده باشد، سر نخ تحقيقات يافتن فردي است كه آخرين دارو را براي احمد آقا تهيه كرده است! بايد مراقب بود و از جان او صيانت كرد، دولت دهم با رسيدگي جدي به اين پرونده ها بايد نظام را از لوث اين شبهات پاك و تطهير نمايد ( دولت مطهر ) امشب پس از سالها آرام مي خوابم، احساس مي كنم بار سنگيني از دوش بر داشته و به تكليف خود عمل كرده ام. حال مسئولين قضايي و امنيتي دو راه دارند: 1 - با فوتي شعله مرا خاموش كنند كه هر چه بر اين شعله بدميد برافروخته تر مي شود! و مصاحبه و تكذيب سيد حسن آقا كار را خراب تر مي كند و شبهه را در ميان مردم تقويت مي نمايد. 2 - رسيدگي منصفانه به پرونده و رمزگشايي قتل مرحوم حاج سيد احمد خميني. والسلام علي من اتبع الهدي پنجشنبه 22 اسفند 1387 / دكتر مهدي خزعلي منبع : وب سايت اختصاصي دكتر مهدي خزعلي
كروبي: اگر رييسجمهور شوم خود گشت ارشاد برنامههايش را متوقف خواهد كرد مهدي كروبي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ساعتي پيش با استقبال دانشجويان اين دانشگاه در سالن مملو از جمعيت دانشجويان دانشگاه زنجان به ايراد سخنراني پرداخت. كروبي در ابتداي اين برنامه طي سخناني كوتاه دانشگاه را كانون فكر، انديشه و سمتوسودادن به جامعه و كشور دانست و گفت: دانشگاه كانون نوانديشان و روشنفكران است كه همواره پيشتاز و پيشگام حركتهاي رو به جلوي جامعه هستند. دبير كل حزب اعتماد ملي به اهميت نقش دانشگاه و دانشجو به نگاه امام و ارتباط ايشان با اين قشر اشاره كرد و گفت: دانشجويان چه در حركتهاي انقلاب و چه پس از انقلاب همواره نقش پيشگام را داشتهاند از جمله تقديم 5000 شهيد در سالهاي دفاع مقدس. كروبي در ادامه به حادثه سال گذشته دانشگاه زنجان اشاره كرد و گفت: متاسفيم كه اين حادثه غمانگيز در دانشگاه زنجان رخ داد و شايد اگر مسئولان به موقع توجه ميكردند اين حادثه تلخ پيش نميآمد و متاسفيم كه در همين رابطه عدهاي از دانشجويان دستگير و به زندان افتادند. كروبي در بخش ديگري از سخنان خود وعده پيگيري براي آزادي عليرضا فيروزي از دانشجويان دانشگاه زنجان كه در زندان است را داد و گفت: تلاش خواهم كرد تا هرچه زودتر اين دانشجو به كلاس درس خود بازگردد. در ادامه اين نشست مهدي كروبي پاسخگوي پرسشهاي دانشجويان شد. يكي از فعالين دانشجويي اصلاحطلب دانشگاه زنجان به عنوان اولين پرسشگر از كروبي در خصوص برنامههاي وي براي حمايت از اقوام اجراي اصول 15 و 19 قانون اساسي سوال كرد و كروبي در پاسخ گفت: بايد تلاش كنيم تا همه اصول قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي و خونبهاي شهدا اجرا شوند، وي افزود: متاسفانه برخي از اصول قانون اساسي معطل مانده است از جمله اصول 15 و 19 و رئيس جمهور بر اساس سوگندي كه ميخورد بايد مجري و پاسدار قانون اساسي باشد، وي تاكيد كرد: تلاش ميكنم تا آنچه در حوزه اختيارات قوه مجريه است اجرا شود و آنچه در يد قواي ديگر است تلاش مي كنم تا با تعامل و همكاري مسايل را به نفع ملت به پيش ببريم. يكي ديگر از دانشجويان مسئله دريافت وجه از سوي شهرام جزايري را مطرح كرد و گفت: شما هنوز هم فردي چون كرباسچي كه داراي سوابق فساد مالي است را رئيس ستاد خود قرار دادهايد؟ كروبي نيز در مقام پاسخ گفت: من همواره دربارهي وضعيت معيشت مردم سخن گفتهام، چه در زمان مجلس يا بنياد شهيد حضور داشتهام و چه اكنون، همه كارنامه زندگي من نيز روشن است. وي افزود: در مورد مسئله شهرام جزايري نيز مقام معظم رهبري نامهاي خطاب به قوه قضاييه نوشت و حتي آنان را توبيخ كردند. دبير كل حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: هرگز از كسي براي اجرا و پيشبرد كاري وجهي دريافت نكردهام. كروبي در ادامه كرباسچي را از چهرههاي خدوم و با سابقه كشور دانست و گفت: ايشان در رژيم سلطنتي طعم زندان را چشيدهاند و همچنين بايد توجه داشت كه نتيجه بسياري از پروندههاي شهرداران تهران تبرئه بوده است. كانديداي انتخابات دهم رياست جمهوري در برابر طرح اين موضوع از سوي دانشجويي مبني بر اينكه آقاي ميرحسين از شما خواستهاند، از انتخابات كنار بكشيد و در عوض 5 وزارتخانه را به شما بدهند گفت: در ديدار اخيري كه با آقاي ميرحسين موسوي داشتهام ايشان بر چند صدايي بر انتخابات تاكيد داشتهاند و من نيز وي را به ماندن در صحنه انتخابات تشويق كردهام، كروبي تاكيد كرد: خدا را گواه ميگيرم كه نه سهمي دادهام و نه سهمي خواستهام و نه پيشنهاد سهمي به من شده است. دبير كل حزب اعتماد ملي به بخش ديگري از سخنان خود با توجه به رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري گفت: محكم در صحنه انتخابات خواهم ماند و اتفاقات و رخدادهاي مرتبط با انتخابات را به دقت پيگيري ميكنيم و در برابر هر تخلفي كه متوجه شويم محكم ميايستيم و پاسخ ميدهيم. همانگونه كه به سرلشگر فيروزآبادي و آقاي جنتي پاسخ دادم. كشور را نميتوان با حكم حكومتي اداره كرد حكم حكومتي موضوع پرسش دانشجو ديگري از دبير كل حزب اعتماد ملي بود و اينكه وي بيشتر برنامههاي خود را از طريق ريش سفيدي و كدخدا منشي پيش ميبرد. كروبي نيز در پاسخ گفت: تعامل، گفتوگو و توجيه كردن با كدخدا منشي و ريش سفيدي متفاوت است گاهي برداشتها نسبت به قانون متفاوت است كه نيازمند گفتوگو و تعامل است، وي در ادامه در خصوص حكم حكومتي خاطر نشان كرد: در ابتداي جريان تصويب قانون مطبوعات مذاكراتي صورت گرفت و رهبر انقلاب پيامي صميمانه خطاب به من و آقاي نبوي صورت گرفت و رهبر انقلاب پيامي صميمانه خطاب به من و آقاي نبوي فرستادند و خواستار تغيير در تصويب اين قانون شدند، در آن زمان هنوز كميسيونهاي مجلس نيز شكل نگرفته بودند اما متاسفانه در مجلس عدهاي به جاي تعامل در پي تقابل برآمدند كه نتيجه هم آن شد كه همه ديديم. دبير كل حزب اعتماد ملي در ادامه با بيان اينكه كشور را نمي توان با حكم حكومتي اداره كرد اظهار داشت: ماجراي كانديداتوري آقاي معين، ممانعت از استيضاح آقاي حاجي و موارد ديگري از طريق حكم حكومتي حل شد. وي در ادامه افزود : در صورت احراز سمت رياست جمهوري از حكم حكومتي استفاده نخواهم كرد مگر آنكه به نفع ملت باشد. نبايد باب نقد در دانشگاه بسته شود كانديداي دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري در برابر سخن يكي از دانشجويان مبني بر ايجاد محدوديت در نهادهاي مدني و دانشجويان و همچنيني دستگيري آنها گفت: ديدارها و برنامههاي من مشخص است، من صراحتاً اعلام كردم كه دانشگاه پادگان نيست و نسبت به دستگيري دانشجويان و ممانعت از تحصيل آنها انتقاد كردم. اگر چنانچه رئيس جمهور شوم مانع اين محدوديتها مي شوم و البته معتقدم بايد چارچوبها و قوانين رعايت شود اما نبايد به اين بهانه باب نقد در دانشگاه بسته شود. يكي از دختران دانشجو در خصوص فعاليتهاي گشت ارشاد سوال كرد و اينكه اگر كروبي رئيس جمهور شود چه اقدامي در اين خصوص انجام خواهد داد؟ دبير كل حزب اعتماد ملي در پاسخ گفت: من اگر رئيس جمهور شوم خود گشت ارشاد برنامههايش را متوقف خواهد كرد و حتي لزومي ندارد كه من به آنها بگويم. يكي از دانشجويان از كروبي پرسيد در اين 4 ساله چه اقداماتي را انجام دادهايد ؟ كروبي در پاسخ گفت: در اين زمينه از افرادي كه در طي ده ، پانزده سال اخير دچار مشكل شدهاند ميتوانيد سوال كنيد، از خانواده قابل، لقمانيان، باقي، كرباسچي و قوچاني يا دانشجويان از جمله دانشجويان امير كبير و در تعطيلات نوروز 13 تن از فعالان زن دستگير شدند و به زندان افتادند، تلاش كرديم تا 10 تن از آنان آزاد شدند و همچنان پيگير آزادي بقيه آنان نيز هستيم. كروبي همچنين در خصوص واژهي رجال سياسي و احراز سمت رئيس جمهوري از سوي زنان كه موضوع پرسش يكي از دانشجويان بود گفت: تعبير من از رجال سياسي مردان نيستند بلكه به نظر شخصي من زنان و مردان ميتوانند كانديداي احراز اين سمت شوند و حتي زماني كه رئيس مجلس بودم از پشت تريبون مجلس نسبت به اينكه زنان براي كانديداتوري مجلس خبرگان فرصتي داده نميشود اعتراض كردم و در صورتي كه رئيس جمهور شوم تلاش عملي خواهم كرد تا زنان بتوانند در عرصههاي اجرايي و مديريتي كشور حضوري جدي و پررنگ داشته باشند. يكي ديگر از دانشجويان از كروبي پرسيد آيا به شيرين عبادي كمكي كردهايد؟ كه كروبي در پاسخ گفت: بله مشكلي براي خانم شيرين عبادي پيش آمده بود كه با من ديدار داشتند و من نيز با مسئولان در اين خصوص صحبت كرد تا مشكل ايشان حل شود. وي افزود: گاهي براي افرادي تلاش كردهام كه تفاوت مشرب با آنان دارم اما به اعتقاد به حقوق شهروندي باعث ميشود تا تلاشهاي خود را انجام دهم. بيكاري موضوع سوال يكي از دانشجويان بود كه كروبي اشتغال را نتيجه سرمايهگذاري و فراهم كردن زمينه براي سرمايهگذاري دانست و گفت: همه تلاش خود را انجام خواهم داد تا زمينه سرمايهگذاري فراهم شود و بخش خصوصي فعالتر شود و در نتيجه بيكاري در كشور كاهش يابد. دبير كل حزب اعتماد ملي در بخش ديگري پرسش و پاسخ خود در ديدار با دانشجويان در خصوص حمايت اخير سازمان مجاهدين و حزب مشاركت از ميرحسين موسوي گفت: اين حق تشكلها و احزاب است كه تصميم خود را بگيرند و از ميان گزينههاي موجود يكي را برگزينند. يكي ديگر از دانشجويان با اشاره به سخن امام(ره) كه كانديداها را از طريق اطرافيان آنها بشناسيد خطاب به كروبي گفت: اطرافيان شما زندانيان سياسي و دانشجويان تعليقي هستند كه كروبي هم در پاسخ گفت: حاميان من بيشتر در ميان خانواده شهدا هستند و راي دادن حق افراد است و كسي نميتواند ادعا كند كه آرايشي از سوي همه پاكان و صالحان است و طرف مقابل آرايشي از سوي انسان هاي ناسالم.
ميرحسين موسوي: من اين گشتهاي ارشاد را جمع خواهم كرد ياري نيوز: مهندس ميرحسين موسوي در ادامه كنفرانس مطبوعاتي خود، موسوي در پاسخ به سوال خبرنگار اعتماد كه پرسيد«شما نخست وزير دوراني بوديد كه دوران بگير و ببند بود اگر شما رييس جمهور شويد با طرح امنيت اجتماعي و طرح هاي مشابه چگونه برخورد مي كنيد و سوال دوم اينكه موضع شما درباره تحزب چيست آيا به احزاب در كابينه سهم مي دهيد يا خود را فراحزبي مي دانيد؟» گفت:«پروژه امينت اجتماعي اثرات سوء دارد و تامين كننده اهداف نظام ما نمي باشد و همه مسايل اجتماعي با تكيه بر مزيت هاي ما در اعتماد به جوانان و زنان بايد تهيه شود و به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردي كه داشته باشيم آثار مثبتي نخواهد داشت.» وي تاكيد كرد:«بخشي از برخوردها اساسا موضوعيت ندارد و با سو نيت انجام ميشود و اين به حساب نظام گذاشته شود و من اين گشتها را جمع خواهم كرد.» نخست وزير مورد تائيد و حمايت امام راحل درباره تحزب گفت:«من رييس دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي بودم و اهميت تحزب را ميدانم و يكي از كاستي هاي كشور نبود حزب هاي قوي است و بخشي از مشكلات انتخاباتهاي ما به اين مساله بر ميگردد. اگر در زمينه حزب پيشرفت داشتيم مشكلات كمتري بود و اگر احزاب اميدوار باشند كه در آينده ميتوانند سهمي در انتخابات داشته باشند براي ملت خودشان برنامهريزي ميكنند و نيروي انساني تربيت مي كنند.» وي ادامه داد:«معتقدم در اين زمنيه ضعف داريم و بايد مشكلاتش را حل كنيم در اين زمينه بايد تشكل هاي سياسي قوي در چارچوب قانون اساسي شكل بگيرد اما من مساله اعتقاد به تحزب را مساوي سهم دادن به احزاب نمي دانم اگر از سليقه من درباره گزينش مديران سوال شود مي گويم هر كسي كه بتواند به كشور خدمت كند بايد از او استفاده كرد من مخالف تغييرات اساسي در نيروهاي وزارت خانه ها و تغييرات كاميوني نيروها هستم و بايد از مديراني با تجربه قديمي استفاده كرد و مديران جديد را جذب كرد. من در زمان جنگ اين كار را مي كردم. در دولت من در زمان جنگ 9 نفر بودند كه كاملا با مشي كلي دولت مخالف بودند و ما هم اطلاع داشتيم اما با هم براي اعتلاي كشور كار مي كردندو نتايج خوبي مي گرفتيم در آينده هم اينگونه خواهد بود.» من افراد را به خودي و غير خودي تبديل نمي كنم موسوي در پاسخ به خبرنگار فارس كه پرسيد، علت سكوت شما نسبت به ساختارشكنيهايي كه درباره دين و خط امام صورت گرفت چيست و خط قرمز شما با گروه هاي سياسي و احزاب در كجاست؟» گفت:«شرايط اوايل انقلاب به گونهاي بود كه شهيد بهشتي مي توانست با كيانوري و دكتر پيمان و ناينده چريك هاي فدايي خلق مناظره كند و با استدلال فضايي را در كشور باز كند. بنده آن مناظره ها را به اين معنا نميگيرم كه اقاي بهشتي افكار خود را به سطح حزب توده تقليل مي داد بلكه اينگونه بود كه ايشان به برهان خود انقدر اعتقاد داشت كه به مصاف يك انديشه ميرفت.» وي ادامه داد،:«دركشور ما ممكن است ساختار شكني را اينگونه تعبير كنيم كه كسي ميخواهد با نظام بجنگد كه حساب او با دستگاه هاي امنيتي است، اما ممكن است كسي اعتقادش را به نظام از دست داده باشد اما در چهارچوب قانون عمل كند ما حق نداريم مثل كسي كه از مدار شهروندي خارج شده با او مواجه شويم.» وي تاكيد كرد:«من نميتوانم با افراد ساختار شكن كنار بيايم و هيچ وقت هم سكوت نكردم؛ من در همين 20 سال دست كم سالي يك تا دو سخنراني داشتم و مواضعم را بيان كردم و بر اساس همان مواضع عمل ميكنم و در اطلاعيهاي كه دادم اين اصول را به صراحت مطرح كردم و در آينده هم بر همين اصول متكي خواهم بود.» موسوي گفت:«من براي خودم قيد درست نمي كنم و اينگونه نيست كه سريع خط قرمز بكشم و افراد به غير نظام يا خودي و غير خودي تبديل كنم من با اصلاح طلبان و اصولگرايان ارتباط قوي دارم و گفتم من اصلاحطلبي هستم كه دايم به اصول رجوع ميكنم و دستم را به كساني كه قانون اصول و نظام را قبول دارند دراز ميكنم، هنوز ميگويم بسيج مدرسه عشق است و در عينحال ميدانم در ميان شعارهاي اصلاح طلبي هم شعارهاي زيبايي هست و به معناي اين نيست كه تاييد آن شعارها اصول را نفي ميكند.» هولوكاست وجود دارد در ادامه خبرنگار خبرگزاري فرانسه از او پرسيد، گفته مي شود شما شخصيت ميانهرويي داريد چه كارهايي انجام خواهيد داد كه چهره جمهوري اسلامي نه افراط و نه تفريط باشد و نظر شما درباره هولوكاست چيست؟ موسوي پاسخ داد:«يكي از آسيب هاي ما در سياست خارجي افراط و تفريط هاست در جايي ما تند رفتيم و در جايي مجبوريم كند برويم و اين جريان ها به منافع ما لطمه جدي زده است درباره هولوكاست اسلام كشتن يك فرد را بر نمي تابد و اين چهره اسلام است. بحث هولوكاست بحث اينكه چه تعداد يهودي بودند نيست بحث اين است كه آيا از هولوكاست كه جنايتي اتفاق افتاده فلسطيني ها چه گناهي دارند و چرا بايد تقاص جنايت نازيها را پس بدهند اگر از اين منظر نگاه كنيم خواهيم ديد كه ما مطابق همه هنجارهايي كه بشريت به آنها معتقد است صحبت مي كنيم.» متاسفانه تا كمي ظاهر جوانان با ما تفاوت ميكند هزار سو ظن در ذهن ما برانگيخته ميشود وي در پاسخ به سوال ايسنا كه پرسيد :«برخي منتقدان مي گويند آقاي موسوي در 20 سال گذشته ارتباطي با جوانان نداشته و آيا جونان نسل سوم آقاي موسوي را مي شناسند ؟ گفت:«بين نسل هاي مختلف امكان گفتوگو قايل هستيم و من ميتوانم چنين ارتباطي را برقرار كنم من در ده سال گذشته در فرهنگستان هنر بودم و با جامعه ميليوني هنرمندان ارتباط داشتم و مهمترين استفاده كنندگان كالاهاي فرهنگي ما جوانان هستند و گمان نميكنم افرادي كه تا اين اندازه به گرايشهاي جوانان آشنايي دارند به اندازه من باشند يكي از مشغلههاي روزانه من درباره جوانان بود.» اين كانديداي انتخابات دهم رياست جمهوري ادامه داد:«به نظر من مهمترين مساله جوانان اين است جوانان بيش از همه متاثر تغييراتي هستند كه در جامعه رخ ميدهد و نوع برخورد ما به اين تغييرات بسيار مهم است برخي در جهت بستن تغييرات جهاني حركت ميكنند در حالي كه اين رويه موجب انباشت مسايل پشت يك سد مي شود ودر صورت شكست آن خطرات جدي كشور را تهديد ميكند كه يكي از مهمترين آنها جدايي جوانان از نظام است.» وي اظهار داشت:«ما بايد ماهيت تغييرات را بفهميم قدرت ماهوارهها و رسانهها را درك كنيم ، به دهكده جهاني توجه كنيم و در عين حال سعي كنيم تغييرات را مديريت كنيم. يكي از مشكلات ما در مورد جوانان اين است كه اعتماد ما به جوانان كم شده و به محض اينكه كمي ظاهر آنها با ما تفاوت ميكند هزار سو ظن در ذهن ما برانگيخته ميشود. مورد ديگر اين است كه نهاد خانواده در كشور ما هنوز مهم است و همه متعلق به خانوادههاي بزرگي هستم . خانواده ها بزرگترين كنترل كننده سليقههاي گوناگون هستند. مشكل از اينجا شروع مي شود كه ما در يك خانواده بزرگ عدهاي را خودي و عدهاي را غيرخودي ميناميم و نتيجه آن نوعي جدايي بين نسل هاي گوناگون است در حالي كه در نهادهاي سنتي كه از ارزش هاي زيباي مذهبي متاثر هستند اين جدا سازي ها وجود نداد.» نخست وزير مورد تائيد و حمايت امام تصريح كرد:« آيا يك گشت امنيتي ميتواند جوانان ما را حفظ كند يا پدربزرگي كه سعي دارد نوه هايش را حفظ كند؟ من معتقدم ما بخشي از نهادهاي سنتي را از دست ميدهيم و براي اعتماد سازي بايد به جوانان اعتماد كنيم و بدانيم آنها كشور خودشان را دوست دارند و سعي كنيم نظام ارتباط قوي با اين نسل ايجاد كند.» موسوي تاكيد كرد:«اين نسل فرزندان همان پدراني هستند كه دفاع مقدس را پيش بردند امروز جنگ نيست اما كشور مسايل ديگري دارد اگر اول انقلاب به جوانان اعتماد نميكرديم ان همه نيرو در جبهه ها نداشتيم الان هم بايد به فرزندان همان جوانان اعتماد كنيم.»
روزنامه هاآرتص چاپ تل آويو درگزارشي از تفكيك جنسيتي دراتوبوسهايي در مذهبيترين شهر اسرائيل خبر داد. به نوشته اين روزنامه، زناني كه در محله بين ديوار ندبه و شهر قديمي بيت المقدس زندگي ميكنند، بايد از در عقب اتوبوس سوار آن شوند و محل نشستن آنها نيز قسمت پشتي اتوبوس است. به نوشته هاآرتص اين تصميم را يهوديان سنتي و افراطي محله گرفتهاند. اما اين تنها يكي از شباهتهاي ظاهري ميان اسرائيل و ايران است. دو كشوري كه در سالهاي بعد از انقلاب بهمن ٥٧، اختلافات سياسي زيادي ميان آن دو ايجاد شده است، دو كشوري كه نظام سياسي كاملا متفاوتي دارند، اما در بطن هر دو به تدريج شباهتهايي سر بر ميآورد. شباهتهايي كه به گفته كارشناسان، برگرفته از مباني شريعتي است كه مردم اسرائيل و حكومت ايران پيرو آنند: دين يهود و شريعت اسلام. در اسرائيل رئيس قوه قضائيه در يك دهه گذشته زن است. دادستان كل كشور حدود هشت سال يك خانم بود. در دوره هجدهم كنست يك چهارم تعداد كرسيهاي كنست را خانمها گرفتند كه اتفاقاً هفت نفرشان هم سوپر مدل هستند. نگاه يهوديان اولترا اورتدكس مسلم است كه تفاوت دارد با يهوديان «سِفارادي» يعني يهوديان شرقيتبار كه يهوديان ايران هم جزو يهوديان سِفارادي محسوب ميشوند.
دكتر مهران مصطفوي : برخي از كاركنان دفتر بنيصدر هم اعدام شدند شايد كمتر كسي امروز باور كند كه روزگاري نه چندان دور، در ايران انسانهايي صرفا به اتهام پناه دادن به يك رييس جمهور قانوني اعدام شدهاند. دكتر ابوالحسن بنيصدر، اولين رييس جمهوري انقلاب اسلامي بود كه به دلايلي در اواخر خرداد ماه سال ۱۳۶۰ از اين مقام عزل شد. دكتر مهران مصطفوي، فعال سياسي، خشونتهاي اعمال شده و نقض گستردهي حقوق بشر در جريان عزل دكتر ابوالحسن بنيصدر از رياست جمهوري را براي ما روايت ميكند:
مهران مصطفوي: طرح عزل از رياست جمهوري كه در اواخر خرداد به مجلس رفت، از قبل آماده شده بود. براي اين روزنامهي «انقلاب اسلامي» و همچنين «ميزان» كه نهضت آزادي آن را منتشر ميكرد، توقيف شدند. آقاي جعفري، مدير روزنامهي انقلاب اسلامي را دستگير ميكنند، در شهرهاي مختلف به دفاتر «هماهنگي مردم و رييس جمهور» حمله ميكنند. آقاي خميني، آخرين بار از طريق برادرش آقاي پسنديده، تماسي با آقاي بنيصدر ميگيرد و به او پيغام ميدهد كه: «ميخواهم شما در رياست جمهوري و فرماندهي كل قوا باشيد، ولي اين روزنامه را از خودتان طرد كنيد، احزابي مثل مجاهدين، نهضت آزادي، جاما، حزب دمكرات كردستان ايران و فداييان خلق را از خودتان دور و آنها را مطرود اعلام كنيد و شوراي نگهبان و مجلس را هم بپذيريد.» آقاي بنيصدر هم فرادي آن روز به ايشان پاسخ ميدهد كه: «شما نميخواهيد قانون اساسي اجرا شود. در مسايل اساسي طوري عمل ميكنيد كه كشور را با خطر نابودي مواجه كرديد، شما رييس جمهوري ضعيف و دولتي ناتوان ميخواهيد، مجلسي مطيع و يك دستگاه قضايي براي تهديد و نابودي مخالفين ميخواهيد و…» در هر حال جواب محكم و قاطعي به آقاي خميني داده بود و برعكس از آقاي خميني خواسته بود كه اين مجلس را منحل كند و انتخابات آزاد برگزار كند.
اين وضعيت بالاخره تا جايي پيش ميرود كه بعد از اين پاسخ آقاي بنيصدر، آقاي خميني ميگويد كه من ديگر نامههاي ايشان را نميخوانم و به من ديگر نامه ننويسيد. روز بيست و پنجم خرداد به دفتر رياست جمهوري حمله ميشود و عدهاي از چماقداران و پاسداران مسلح، در محوطهي دفتر كوكتل مولوتف مياندازند. عدهي زيادي را هم دستگير كردند. آقاي بنيصدر از بيست و پنجم خرداد به مخفيگاه ميرود. حزب ملت ايران و دوستان شهيد داريوش فروهر در مخفي شدن آقاي بنيصدر، به او كمك ميكنند. ابتدا ايشان در خانهي مهندس اخوان كه از افراد حزب ملت ايران بود، مخفي ميشود. آقاي اخوان را بعد از خرداد ۶۰، دستگير ميكنند، به زندان ميبرند و بسيار اذيت ميكنند. بعد از اين كه ميبينند آنجا مناسب نيست، آقاي بنيصدر به منزل آقاي قائمي كه ايشان هم از نزديكان حزب ملت ايران است، ميرود و سه يا چهار شب در آنجا ميماند. در اين زمان، آقاي بنيصدر هنوز رييس جمهور قانوني ايران است و هنوز طرح عزل به مجلس نرفته است. طرح عزل را روز بيست و هفتم خرداد به مجلس ميبرند. آقاي قائمي كه آقاي بنيصدر را پناه داده بود، بعد از سال ۶۰ فقط به جرم اين كه ايشان را چند شبي در خانهاش پناه داده بود، اعدام ميشود. بالاخره، در بيست و هفت خرداد كه طرح بررسي عملكرد رياست جمهوري را به مجلس ميبرند، تعدادي مثل آقاي غضنفرپور و مهندس معين فر، خطابهاي بس شجاعانه، در مخالفت با عزل ايراد ميكنند و عدهاي هم از جمله، نهضت آزادي، جلسه را ترك ميكنند. در سيام خرداد، تظاهرات بزرگي صورت ميگيرد كه از جمله، سازمان مجاهدين خلق به دفاع از آقاي بنيصدر، اين تظاهرات را سازماندهي ميكند. رژيم اين تظاهرات را شديداً سركوب ميكند و تعداد بسيار زيادي در آن تظاهرات كشته ميشوند. آقاي بهشتي از قبل تدارك اين كار را داده بود. هنوز آقاي بنيصدر در مخفيگاه حزب ملت ايران است، از منزل آقاي قائمي به منزل آقاي لقايي ميرود. آقاي لقايي كه از نزديكان حزب ملت ايران است، بعد از سال ۶۰ پسرش اعدام ميشود و خود او هم از ناراحتي دق ميكند و در شرايط بسيار بدي فوت ميكند. عدهي بسياري از دوستان آقاي بنيصدر دستگير ميشوند، كساني كه در دفتر رياست جمهوري يا روزنامهي انقلاب اسلامي كار ميكردند و عدهاي از آنها بعد از سي خرداد اعدام ميشوند. از جمله، آقاي منوچهر مسعودي، مشاور حقوقي آقاي بنيصدر، آقاي رشيد صدرالحفاظي، مسئول اطلاعات دفتر آقاي بنيصدر، آقاي حسين نواب صفوي، مسئول روابط خارجه و آقاي ذوالفقاري، مسئول نگهبانان دفتر رياست جمهوري. اين چهار نفر كه مسئوليتهاي مهمي داشتند و هيچ جرمي به غير از اين كه در دفتر رياست جمهوري كار ميكردند نداشتند، اعدام ميشوند.
به جز اينها، افراد ديگري كه در آن دفتر كار و يا در روزنامه انقلاب اسلامي كار ميكردند، مثل خانم سودابه ثليثي و آقايان: احمد غضنفرپور، مصطفي انتظاريان، جعفر فرشيد، بهزادپور، اخوان، مجيد بهبهاني، جواد پورابراهيم، مصطفي اصفهانيان، محمد جعفري، هوشنگ فرامرزي، مهندس روش، همه دستگير و چند سالي در زندان (بعضي از آنها تا شش سال) باقي ميمانند. آقاي بنيصدر با لباس نظامي و به كمك همافرها از ايران خارج ميشود. متاسفانه، تعداد زيادي از همافرها، از جمله يكي از آنها كه كارت همافري خود را به آقاي بنيصدر داده بود، اعدام ميشوند. آقاي دكتر مصطفوي، آيا در مورد اتهامات اين افراد، اعم از كساني كه گرفتار زندانهاي طولاني شدهاند و يا كساني كه اعدام شدهاند، محاكمهاي هم صورت گرفت يا نه؟ محاكمه به مفهوم درست كلمه كه قاضياي يا وكيل مدافعي باشد، شرايط برابري باشد، دليل و برهاني باشد، خير، محاكمه نشدند. اما، جالب است كه دستگاه قضايي ايران بعداً، كتابي به اسم «غائله چهارده اسفند» منتشر كرد. در اين كتاب آمده است از افرادي كه اعدام شدند در زندان «اعترافاتي» ميگيرند و در آن اعترافات، اين افراد آنچه را كه به صداقت انجام داده بودند، بيان كردند و در يك محاكمهي ساختگي، اصلاً معلوم نيست به چه عنوان اعدام ميشوند. افرادي مثل آقاي نواب صفوي كه فقط در روزنامهي انقلاب اسلامي قلم ميزد و از مشاوران آقاي بنيصدر بود، يا آقاي صدرالحفاظي كه گناهش اين بود كه در مورد روابط سران حزب جمهوري اسلامي با گروه ريگان و بوش (پدر جرج بوش) سرجريان گروگانگيري، اطلاعات جمع كرده بود. عدهي ديگري تحت شكنجههاي وحشيانه و سخت قرار ميگيرند و آن شرايط شكنجه را بعضي از آنها تحمل نميكنند و به تلويزيون ميآيند يا ندامتنامه مينويسند. هيچيك از آنها محاكمهاي كه كوچكترين حقوق انساني در آن رعايت شده باشد، در موردشان صورت نميگيرد. آن شرايط، شرايطي بود كه شبي سيصد يا چهارصد نفر را اعدام ميكردند و اعلام ميكردند. چگونه امكان دارد، دادگاهي در زندان چهارصد نفر را محاكمه كند. ما متاسفانه، از اول انقلاب، محاكمه نداشتيم. محاكمهي سياسي صحيحي نداشتيم. هيچ محاكمهاي نداشتيم و اغلب، صحنهها، صحنههاي اعدام بود تا صحنههاي دادگاه.
ترور نافرجام واعظ طبسي در شهرتايباد واعظ طبسي كه براي شركت در همايش روحانيون اهل تسنن و شيعه به تايباد سفر كرده بود از يك ترور جان سالم به در برد . به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر در پي اين سو قصد نافرجام ، نيروهاي انتظامي و سپاه سه استان خراسان به حالت فوق العاده آماده باش در آمدند. همچنين در پي كشته شدن يكي از محافظان واعظ طبسي ، بنياد شهيد خراسان نيز طي اطلاعيه اي ضمن تسليت به خانواده وي اعلام كرد از سوي بنياد شهيد خراسان رضوي مكاني در جوار مرقد امام رضا براي دفن وي در نظر گرفته شده است. اين حادثه در روز يكشنبه رخ داده است.
امام جمعه مشهد :رفت و آمد هاي فاميلي در ايام نوروز ممكن است جوانان ما را به انحراف سوق دهد خطيب نماز جمعه مشهد گفت: بيانات ارزشمند رهبر معظم انقلاب در آغاز سال جديد، اتمام حجتي براي تمامي مسوولان كشور بود.
عضو فقهاي شوراي نگهبان : هر وقت بمب اتم ساختيم با آمريكا رابطه برقرار مي كنيم دبير كل حزب الله ايران، در همايش حزب الله گيلان، برقراري رابطه ايران با آمريكا را مشروط بر ساختن بمب اتم دانست. آيت الله دكتر سيد محمد باقر خرازي در حاشيه همايش حزب الله گيلان درباره رابطه ايران با آمريكا به خبرنگار شبستان گفت: هر وقت بمب اتم ساختيم با آمريكا رابطه برقرار مي كنيم.
تنش ميان پيروان شيعه و سني در چند سال گذشته در كشورهايي چون عراق، لبنان، بحرين و اخيرا عربستان سعودي به بحراني تمام عيار تبديل شده است. گرچه فقط 15 درصد از جمعيت 25 ميليوني عربستان سعودي پيرو مذهب شيعه هستند، اما بر اساس گزارش گروه بين المللي بحران، شيعيان، غالب جمعيت شهرهاي نفت خيز و مهمي چون قطيف، دمام و حساء (محل بزرگترين ميادين نفتي و پالايشگاه هاي عربستان) را تشكيل مي دهند. ماه گذشته درگيري ميان شيعيان و نيروهاي پليس در شهر مدينه موجي از نا آرامي به راه انداخت كه منجر به بازداشت ده ها نفر شد. اين نا آرامي ها با دستور ملك عبدالله در خصوص آزادي بازداشت شدگان فروكش كرد، اما شرايط همچنان تنش آلود است. بسياري از شيعيان عربستان خود را به پيروان اين مذهب در عراق، ايران و لبنان نزديكتر مي بينند تا به سعودي ها كه اكثرا وهابي هستند. وهابي ها معمولا شيعيان را رافضي و حتي گاهي مرتد لقب مي دهند. زماني كه بسياري از مقامهاي كشورهاي عرب، ايران را كه بيشترين جمعيت شيعه را در جهان دارد، تهديدي براي امنيت منطقه خواندند، اين نظريه در رسانه هاي عرب زبان به وجود آمد كه ايران در راستاي برنامه هايش از شيعيان عربستان حمايت مي كند. اما شيعيان عربستان اين نظر را رد مي كنند و معتقدند كه مورد تبعيض واقع شده اند. اتهام تبعيض در قبال شيعيان عربستان از سوي بسياري از كشورهاي غربي به رهبري آمريكا مطرح شده كه بارها نگراني خود را در خصوص نبودن آزادي مذهب در عربستان سعودي ابراز كرده اند. ملك عبدالعزيز بن سعود، بنيانگذار پادشاهي عربستان سعودي در سال 1913 در قبال به رسميت شناخت شدن حكومتش از سوي رهبران شيعيان عربستان، وعده داد بود كه امنيت و آزادي براي عبادت شيعيان را تامين خواهد كرد. اما توفيق السيف، فعال سياسي در عربستان به بي بي سي گفت كه به نظرش هيچ كدام از اين وعده ها عملي نشده است. او گفت: "مشكلات زيادي وجود دارد كه مي تواند موجب نا آرامي شود. بسياري از رهبران سني و شيعه در تلاشند كه به اين آشفتگي پايان دهند."
اما به اعتقاد آقاي سيف فقط با معرفي اصلاحات سياسي و اجتماعي از سوي دولت، دستيابي به ثباتي بلند مدت امكان پذير است. شيعيان عربستان خواهان برخورداري از امكان حضور مساوي در دولت و ارتش و همچين داشتن آزادي براي برگزاري مراسم مذهبي شان هستند. آنها مي خواهند كه مساجد خود را داشته باشند و اجازه داشته باشند كه كتابهاي مذهبي شان را چاپ كنند. در سال 1979 با وقوع انقلاب در ايران، رهبران انقلاب اسلامي خواهان تغيير در تمام منطقه شدند كه اعتراضهاي شيعيان و كشته شدن دهها نفر را در شهر قطيف در پي داشت. درگيري هاي فرقه اي در عربستان سعودي در سالهاي 1980 به اخراج بسياري از شيعيان انجاميد كه عمدتا در ايران، سوريه، بريتانيا و آمريكا سكني گزيدند. با آنكه گروه هاي ميانه رو شيعيان عربستان از جمله روشنفكران چپگرا، اقليت كم جمعيتي در جامعه شيعيان اين كشور محسوب مي شوند و نسبت به اسلامگرايان بسيار كمتر سازمان يافته هستند، اما فعالان مذهبي براي رسيدن به حقوق شان در عربستان، با آنها و همچنين صوفي ها هم مسير شده اند. در گزارشي كه از سوي گروه بين المللي بحران منتشر شده آمده است: ملك عبدالله كه گفته مي شود پيشرو بيشتر دخالت دادن شيعيان در جامعه بوده، اكنون در موقعيتي است كه مي تواند تغييرات بيشتري در اين زمينه ايجاد كند. اما رهبران جنبش تازه تاسيس مخالفان دولت موسوم به "خلاص" مي گويند كه در 15 سال گذشته دولت فرصتهاي زيادي براي اصلاح سياست هايش در قبال شيعيان داشته كه از هيچكدام استفاده نكرده است
پال كلب نيكوف (Paul Klebnikov) نويسنده كتاب معروف "آيت الله هاي مليونر" است كه در ۹ جولاي ۲۰۰۴ به طرز ناجوانمردانه اي در بيرون دفتر روزنامه محل كارش در مسكو ترور و كشته شد.
|
![]()
من
Home
|