تبليغاتX
MIR-KUNGFUTOA

MIR-KUNGFUTOA

اسرا واقعى ونهان تواKUNGFUTOA

۴ ماه حبس و۴۰ ضربه شلاق واخراج از كشور

 حكم پير زن ۷۵ ساله به اتهام خلوت غيرشرعي

العربيه: يك دادگاه سعودى يك پير زن تبعه سوريه را كه 75 سال دارد، به اتهام خلوت غير شرعى با دو جوان، به 4 ماه حبس و40 شلاق و اخراج نهايى از كشور محكوم كرد.
 
جزئيات اين حادثه طورى است كه هيئت امر به معروف ونهى از منكر دو جوان بنام "فهد" و"هديان" را در منطقه حائل واقع در شمال عربستان سعودى زمانى دستگير كرد كه آنان به خانه يك پير زن سورى وارد شده بودند، ويكى از اين دو جوان مدعى است كه وى در كودكى از اين زن شير خورده وپسر رضاعى او مى باشد، وجوان ديگر غذايى را باخود براى اين پير زن آورده بود. اما پس از بررسى روشن شد كه "فهد" پسر زن مذكور نبوده، ودر دروان كودكى اش از او شير نخورده است. زيرا تاريح تولد فهد سه سال ونيم پس از تولد آخرين دختر اين پيرزن مى باشد.
 
 به گزارش روزنامه "الوطن" چاپ سعودى در شماره روز چهارشنبه 4/مارس، اين حكم را يكى از قضات در دادگاه شهر "الشملى" واقع در فاصله 170 كيلوم مترى منطقه حائل سعودى صادر كرده است.
 
منابع مستقل خاطر نشان كردند كه زن ياد شده مشهور به فساد و اخلاق بد در اين منطقه است، وهمسر ندارد، وچندى قبل پدر يكى از اين دو جوان بازداشت شده، شكايت خود را عليه اين زن به پليس مذهبى ابلاغ كرده بود.
 
 قاضى دادگاه مذكور ضمن صدور حكم حبس اين زن، حكم ديگرى را نسبت به رد پسر بودن متهم دوم صادر كرد كه بر اساس آن او پسر اين زن نمى باشد. زن ياد شده در اعتراض بر حكم دادگاه خواستار استيناف آن شد، وادعا كرد كه جوان متهم پسر اوست.
 
دادگاه جوان ديگرى را كه مدعى است براى اين زن غذا ونان مى آورد، به شش ماه حبس وضرب 60 شلاق محكوم كرده است.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت23:24توسط مريدميرزايى | |

دويست مسجد مكه رو به قبله نيستند

گزارش ها از رسانه هاي عربستان سعودي حاكي از آن است كه حدود دويست مسجد در مكه، مقدس ترين شهر براي مسلمانان دقيقا رو به قبله نيستند.

نمازگزاران اين مساجد سال ها به علت ساخت نادرست محراب مساجد، در جهت غلطي نماز گزارده اند.

كعبه مقدس ترين مكان براي مسلمانان به شمار مي رود و روزانه ميليون ها مسلمان در جهان رو به قبله نماز مي خوانند.

محراب مساجد در تمام نقاط دنيا بايد رو به قبله باشد.

طبق آنچه رسانه هاي سعودي نوشته اند، محراب اين مساجد رو به قبله يعني به سمت بناي كعبه در مسجد الحرام نيست.

روزنامه "سعودي گازت" نوشته افرادي كه از آسمانخراش هاي تازه تاسيس در مكه به اين مساجد نگاه كرده اند، مشاهده كرده اند كه محراب بسياري از مساجد قديمي‌تر مكه دقيقا به سمت و سوي كعبه نيست.

برخي نمازگزاران به اين روزنامه ها گفته اند كه نسبت به اعتبار نماز خود در چنين شرايطي ترديد دارند. آنها خواهان آن شده اند كه با استفاده از ابزار مدرن، اين عيب اصلاح شود.

يك مقام وزارت مسايل اسلامي عربستان اين اشتباهات را چندان بزرگ نخوانده اما گفته براي رفع اشتباهات اقدام شده است. او گفته است كه اين اشتباهات به نماز مردم لطمه اي وارد نكرده است.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت23:20توسط مريدميرزايى | |

رمزگشايي قتل سيد احمد خميني رحمه الله عليه

امروز سالگرد ارتحال يادگار امام بود، همه بودند،آنها كه در سوگ او خون گريستند و آنها كه ...،  ناطق مراسم ناطق بود، او از خدمات سيد احمد آقا در كنار امام و از نقش سرنوشت ساز او درانتخاب رهبري - با نقل سخناني از امام - تقدير نمود.

   از زماني كه عماد باقي به نقل از نيازي گفت كه سعيد امامي و عوامل قتلهاي زنجيره اي در قتل مرحوم احمد آقا نقش داشته اند و تاييد اين نقل قول توسط حاج سيد حسن خميني، خاطره اي از سعيد امامي مرا مي آزارد، هر روز اين فرضيه در دلم قوت مي گيرد، چه اشكالي دارد سيد حسن مرگ پدر را پيگيري نمايد، آيا تحقيق و تفحص در مورد مرگ تنها يادگار امام جرم است ؟  اگر "عناصر خود سر " چنين جنايتي انجام داده باشندچرا از تحقيق و شفاف سازي پرهيز كنيم ؟ ما كه مي دانيم تمام اين قتل ها كار "عناصر خود سر" است، چه بهتر كه با شفاف سازي اعتماد ملت را از دست ندهيم و به شبهات پاسخ دهيم !

   ارتحال نابهنگام مرحوم حاج سيد احمد خميني در 49 سالگي ( در همان سني كه آيت الله خامنه اي به رهبري و احمدي نژاد به رياست جمهوري رسيدند،احمد به لقاءالله رسيد، اين هم از رموز عدد49 ) ضرورت تحقيق و تفحص را بيشتر مي كند، اين مهم نبايد دچار مرور زمان شود، شايد حاج سيد حسن آقا هرگز چهل و نهمين بهار را نبيند( زبانم لال )

  اما خاطره من از سعيد امامي :

   در يك بحث تئوري با او ، من معتقد بودم كه حذف فيزيكي در سنت پيامبر (ص) و ائمه هدي (ع) جايي ندارد، اگر چنين بود امير مومنان علي عليه السلام مي توانست در سقيفه كه چند نفر بيش نبودند مسير تاريخ را تغيير دهد، توجيه هم اين كه چند نفر معدود مي خواهند عليه بيعت 120 هزار نفر با وصي و جانشين پيامبر (ص) توطئه كنند، يا مسلم در خانه هاني كار را يكسره مي كرد و حادثه كربلا اتفاق نمي افتاد!

  او معتقد بود وقتي عليه نظام اسلامي و ولايت امرتوطئه مي كنند بايد به هر طريق فتنه را ريشه كن كرد و استناد مي كرد به دستور قتل كساني كه در جنگ احزاب خيانت و جاسوسي كردند و معتقد بود حذف فيزيكي بايد با اذن حاكم شرع باشد.

  به او گفتم: اين عمليات "عناصر خود سر" موجب وهن اسلام و تضعيف نظام است، ترورهايي نظير بختيار آبروي مسلمين را در دنيا به مخاطره انداخته است، لااقل سيا و موساد با "دست دادن" يا ريختن مواد در كفش قرباني و كمي صبر او را به سرطان مبتلا مي كنندو يا از طرق ديگر او را مبتلا به ايدز مي نمايند و اين همه رسوايي ببار نمي آورند! در همان جلسه از روشهاي نوين سخن مي گفت، مثلاً اين كه بختيار در آن سن و سال حتماً از داروهاي مختلف و مواد مخدر استفاده مي كرده است ، اگر "سيا" مي خواست او را حذف كند، به او نزديك مي شد و با شناسايي داروهاي او ترتيبي مي داد كه يكي از قرصهاي او عوض شود و يك قرص با همان شكل و شمايل اما با دوز بالا و كشنده از همان دارو در ميان قوطي قرص او قرار مي داد - دقت بفرماييد! فقط يك قرص كه پس از مرگ باقي قرص ها معمولي و استاندارد باشند - و منتظر مي ماند تا شب موعود و رسيدن نوبت آن قرص مرگبار !! مقتول مثل هميشه قرص هاي خود را خورده و آرام مي خوابد و ديگر بيدار نمي شود، پزشك قانوني نيز سمي در خون او نمي يابد! حتي اگر غلظت دارو در خون او را اندازه گيري نمايند، تنها فرضيه محتمل استفاده عمدي يا اشتباهي از داروي اضافه است !

  نمي خواهم  بگويم اين روش، مورد استفاده " عناصر خود سر" قرار گرفته است، اما غلظت خوني داروها ي مصرفي مرحوم احمد آقا بايد اندازه گيري مي شد ( اگر نشده است، مشكوك است! ) دوز سمي و كشنده مي توانست يك سر نخ قوي و محكم باشد !

   حال چه بايد كرد ؟ آيا " عناصر خود سر " بايد فارغ از پيگيري قتل فرزند امام باشند ؟ اين رسالت خانواده امام (ره) بخصوص در حيات همسر امام و مادر سيد احمد آقا است ، به دنبال فردي بگرديد كه آخرين قوطي داروي حاج احمد آقا را تهيه كرده است! مي تواند در قوطي داروي او يك قرص با دوز سمي و كشنده قرار داده باشد، سر نخ تحقيقات يافتن فردي است كه آخرين دارو را براي احمد آقا تهيه كرده است! بايد مراقب بود و از جان او صيانت كرد، دولت دهم با رسيدگي جدي به اين پرونده ها بايد نظام را از لوث اين شبهات پاك و تطهير نمايد ( دولت مطهر )

  امشب پس از سالها آرام مي خوابم، احساس مي كنم بار سنگيني از دوش بر داشته و به تكليف خود عمل كرده ام.

حال مسئولين قضايي و امنيتي دو راه دارند:

 1 - با فوتي شعله مرا خاموش كنند كه هر چه بر اين شعله بدميد برافروخته تر مي شود! و مصاحبه و تكذيب سيد حسن آقا كار را خراب تر مي كند و شبهه را در ميان مردم تقويت مي نمايد.

  2 - رسيدگي منصفانه به پرونده و رمزگشايي قتل مرحوم حاج سيد احمد خميني.

والسلام علي من اتبع الهدي

پنجشنبه 22 اسفند 1387 / دكتر مهدي خزعلي 

منبع : وب سايت اختصاصي دكتر مهدي خزعلي

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت23:18توسط مريدميرزايى | |

كروبي:

اگر رييس‌جمهور شوم خود گشت ارشاد برنامه‌هايش را متوقف خواهد كرد

مهدي كروبي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ساعتي پيش با استقبال دانشجويان اين دانشگاه در سالن مملو از جمعيت دانشجويان دانشگاه زنجان به ايراد سخنراني پرداخت.

كروبي در ابتداي اين برنامه طي سخناني كوتاه دانشگاه را كانون فكر، انديشه و سمت‌وسودادن به جامعه و كشور دانست و گفت: دانشگاه كانون نوانديشان و روشنفكران است كه همواره پيشتاز و پيشگام حركت‌هاي رو به جلوي جامعه هستند.

دبير كل حزب اعتماد ملي به اهميت نقش دانشگاه و دانشجو به نگاه امام و ارتباط ايشان با اين قشر اشاره كرد و گفت: دانشجويان چه در حركت‌هاي انقلاب و چه پس از انقلاب همواره نقش پيشگام را داشته‌اند از جمله تقديم 5000 شهيد در سال‌هاي دفاع مقدس.

كروبي در ادامه به حادثه سال گذشته دانشگاه زنجان اشاره كرد و گفت: متاسفيم كه اين حادثه غم‌انگيز در دانشگاه زنجان رخ داد و شايد اگر مسئولان به موقع توجه مي‌كردند اين حادثه تلخ پيش نمي‌آمد و متاسفيم كه در همين رابطه عده‌اي از دانشجويان دستگير و به زندان افتادند.

كروبي در بخش ديگري از سخنان خود وعده پيگيري براي آزادي عليرضا فيروزي از دانشجويان دانشگاه زنجان كه در زندان است را داد و گفت: تلاش خواهم كرد تا هرچه زودتر اين دانشجو به كلاس درس خود بازگردد.

در ادامه اين نشست مهدي كروبي پاسخ‌گوي پرسش‌هاي دانشجويان شد. يكي از فعالين دانشجويي اصلاح‌طلب دانشگاه زنجان به عنوان اولين پرسشگر از كروبي در خصوص برنامه‌هاي وي براي حمايت از اقوام اجراي اصول 15 و 19 قانون اساسي سوال كرد و كروبي در پاسخ گفت: بايد تلاش كنيم تا همه اصول قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي و خون‌بهاي شهدا اجرا شوند، وي افزود: متاسفانه برخي از اصول قانون اساسي معطل مانده است از جمله اصول 15 و 19 و رئيس جمهور بر اساس سوگندي كه مي‌خورد بايد مجري و پاسدار قانون اساسي باشد، وي تاكيد كرد: تلاش مي‌كنم تا آنچه در حوزه اختيارات قوه مجريه است اجرا شود و آنچه در يد قواي ديگر است تلاش مي كنم تا با تعامل و همكاري مسايل را به نفع ملت به پيش ببريم.

يكي ديگر از دانشجويان مسئله دريافت وجه از سوي شهرام جزايري را مطرح كرد و گفت: شما هنوز هم فردي چون كرباسچي كه داراي سوابق فساد مالي است را رئيس ستاد خود قرار داده‌ايد؟ كروبي نيز در مقام پاسخ گفت: من همواره درباره‌ي وضعيت معيشت مردم سخن گفته‌ام، چه در زمان مجلس يا بنياد شهيد حضور داشته‌ام و چه اكنون، همه كارنامه زندگي من نيز روشن است. وي افزود: در مورد مسئله شهرام جزايري نيز مقام معظم رهبري نامه‌اي خطاب به قوه قضاييه نوشت و حتي آنان را توبيخ كردند.

دبير كل حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: هرگز از كسي براي اجرا و پيشبرد كاري وجهي دريافت نكرده‌ام. كروبي در ادامه كرباسچي را از چهره‌هاي خدوم و با سابقه كشور دانست و گفت: ايشان در رژيم سلطنتي طعم زندان را چشيده‌اند و همچنين بايد توجه داشت كه نتيجه بسياري از پرونده‌هاي شهرداران تهران تبرئه بوده است.

كانديداي انتخابات دهم رياست جمهوري در برابر طرح اين موضوع از سوي دانشجويي مبني بر اينكه آقاي ميرحسين از شما خواسته‌اند، از انتخابات كنار بكشيد و در عوض 5 وزارت‌خانه را به شما بدهند گفت: در ديدار اخيري كه با آقاي ميرحسين موسوي داشته‌ام ايشان بر چند صدايي بر انتخابات تاكيد داشته‌اند و من نيز وي را به ماندن در صحنه انتخابات تشويق كرده‌ام، كروبي تاكيد كرد: خدا را گواه مي‌گيرم كه نه سهمي داده‌ام و نه سهمي خواسته‌ام و نه پيشنهاد سهمي به من شده است.

دبير كل حزب اعتماد ملي به بخش ديگري از سخنان خود با توجه به رقابت‌هاي انتخابات رياست جمهوري گفت: محكم در صحنه انتخابات خواهم ماند و اتفاقات و رخدادهاي مرتبط با انتخابات را به دقت پيگيري مي‌كنيم و در برابر هر تخلفي كه متوجه شويم محكم مي‌ايستيم و پاسخ مي‌دهيم. همان‌گونه كه به سرلشگر فيروزآبادي و آقاي جنتي پاسخ دادم.

كشور را نمي‌توان با حكم حكومتي اداره كرد

حكم حكومتي موضوع پرسش دانشجو ديگري از دبير كل حزب اعتماد ملي بود و اينكه وي بيشتر برنامه‌هاي خود را از طريق ريش سفيدي و كدخدا منشي پيش مي‌برد.

كروبي نيز در پاسخ گفت: تعامل، گفت‌وگو و توجيه كردن با كدخدا منشي و ريش سفيدي متفاوت است گاهي برداشت‌ها نسبت به قانون متفاوت است كه نيازمند گفت‌وگو و تعامل است، وي در ادامه در خصوص حكم حكومتي خاطر نشان كرد: در ابتداي جريان تصويب قانون مطبوعات مذاكراتي صورت گرفت و رهبر انقلاب پيامي صميمانه خطاب به من و آقاي نبوي صورت گرفت و رهبر انقلاب پيامي صميمانه خطاب به من و آقاي نبوي فرستادند و خواستار تغيير در تصويب اين قانون شدند، در آن زمان هنوز كميسيون‌هاي مجلس نيز شكل نگرفته بودند اما متاسفانه در مجلس عده‌اي به جاي تعامل در پي تقابل برآمدند كه نتيجه هم آن شد كه همه ديديم.

دبير كل حزب اعتماد ملي در ادامه با بيان اينكه كشور را نمي توان با حكم حكومتي اداره كرد اظهار داشت: ماجراي كانديداتوري آقاي معين، ممانعت از استيضاح آقاي حاجي و موارد ديگري از طريق حكم حكومتي حل شد. وي در ادامه افزود : در صورت احراز سمت رياست جمهوري از حكم حكومتي استفاده نخواهم كرد مگر آنكه به نفع ملت باشد.

نبايد باب نقد در دانشگاه بسته شود

كانديداي دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري در برابر سخن يكي از دانشجويان مبني بر ايجاد محدوديت در نهادهاي مدني و دانشجويان و همچنيني دستگيري آنها گفت: ديدارها و برنامه‌هاي من مشخص است، من صراحتاً اعلام كردم كه دانشگاه پادگان نيست و نسبت به دستگيري دانشجويان و ممانعت از تحصيل آنها انتقاد كردم. اگر چنانچه رئيس جمهور شوم مانع اين محدوديت‌ها مي شوم و البته معتقدم بايد چارچوب‌ها و قوانين رعايت شود اما نبايد به اين بهانه باب نقد در دانشگاه بسته شود.

يكي از دختران دانشجو در خصوص فعاليت‌هاي گشت ارشاد سوال كرد و اينكه اگر كروبي رئيس جمهور شود چه اقدامي در اين خصوص انجام خواهد داد؟

دبير كل حزب اعتماد ملي در پاسخ گفت: من اگر رئيس جمهور شوم خود گشت ارشاد برنامه‌هايش را متوقف خواهد كرد و حتي لزومي ندارد كه من به آنها بگويم.

يكي از دانشجويان از كروبي پرسيد در اين 4 ساله چه اقداماتي را انجام داده‌ايد ؟

كروبي در پاسخ گفت: در اين زمينه از افرادي كه در طي ده ، پانزده سال اخير دچار مشكل شده‌اند مي‌توانيد سوال كنيد، از خانواده قابل، لقمانيان، باقي، كرباسچي و قوچاني يا دانشجويان از جمله دانشجويان امير كبير و در تعطيلات نوروز   13 تن از فعالان زن دستگير شدند و به زندان افتادند، تلاش كرديم تا 10 تن از آنان آزاد شدند و همچنان پيگير آزادي بقيه آنان نيز هستيم.

كروبي همچنين در خصوص واژه‌ي رجال سياسي و احراز سمت رئيس جمهوري از سوي زنان كه موضوع پرسش يكي از دانشجويان بود گفت: تعبير من از رجال سياسي مردان نيستند بلكه به نظر شخصي من زنان و مردان مي‌توانند كانديداي احراز اين سمت شوند و حتي زماني كه رئيس مجلس بودم از پشت تريبون مجلس نسبت به اينكه زنان براي كانديداتوري مجلس خبرگان فرصتي داده نمي‌شود اعتراض كردم و در صورتي كه رئيس جمهور شوم تلاش عملي خواهم كرد تا زنان بتوانند در عرصه‌هاي اجرايي و مديريتي كشور حضوري جدي و پررنگ داشته باشند.

يكي ديگر از دانشجويان از كروبي پرسيد آيا به شيرين عبادي كمكي كرده‌ايد؟ كه كروبي در پاسخ گفت: بله مشكلي براي خانم شيرين عبادي پيش آمده بود كه با من ديدار داشتند و من نيز با مسئولان در اين خصوص صحبت كرد تا مشكل ايشان حل شود.

وي افزود: گاهي براي افرادي تلاش كرده‌ام كه تفاوت مشرب با آنان دارم اما به اعتقاد به حقوق شهروندي باعث مي‌شود تا تلاش‌هاي خود را انجام دهم.

بيكاري موضوع سوال يكي از دانشجويان بود كه كروبي اشتغال را نتيجه سرمايه‌گذاري و فراهم كردن زمينه براي سرمايه‌گذاري دانست و گفت: همه تلاش خود را انجام خواهم داد تا زمينه سرمايه‌گذاري فراهم شود و بخش خصوصي فعال‌تر شود و در نتيجه بيكاري در كشور كاهش يابد.

دبير كل حزب اعتماد ملي در بخش ديگري پرسش و پاسخ خود در ديدار با دانشجويان در خصوص حمايت اخير سازمان مجاهدين و حزب مشاركت از ميرحسين موسوي گفت: اين حق تشكل‌ها و احزاب است كه تصميم خود را بگيرند و از ميان گزينه‌هاي موجود يكي را برگزينند.

يكي ديگر از دانشجويان با اشاره به سخن امام(ره) كه كانديداها را از طريق اطرافيان آنها بشناسيد خطاب به كروبي گفت: اطرافيان شما زندانيان سياسي و دانشجويان تعليقي هستند كه كروبي هم در پاسخ گفت: حاميان من بيشتر در ميان خانواده شهدا هستند و راي دادن حق افراد است و كسي نمي‌تواند ادعا كند كه آرايشي از سوي همه پاكان و صالحان است و طرف مقابل آرايشي از سوي انسان هاي ناسالم.   

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت23:13توسط مريدميرزايى | |

ميرحسين موسوي: من اين گشت‌هاي ارشاد را جمع خواهم كرد

ياري نيوز: مهندس ميرحسين موسوي در ادامه كنفرانس مطبوعاتي خود، موسوي در پاسخ به  سوال خبرنگار اعتماد كه پرسيد«شما نخست وزير دوراني بوديد كه دوران بگير و ببند بود اگر شما رييس جمهور شويد با طرح امنيت اجتماعي و طرح هاي مشابه چگونه برخورد مي كنيد و سوال دوم اينكه موضع شما درباره تحزب چيست آيا به احزاب در كابينه سهم مي دهيد يا خود را فراحزبي مي دانيد؟» گفت:«پروژه امينت اجتماعي اثرات سوء دارد و تامين كننده اهداف نظام ما نمي باشد و همه مسايل اجتماعي با تكيه بر مزيت هاي ما در  اعتماد به جوانان و زنان بايد تهيه شود و به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردي كه داشته باشيم آثار مثبتي نخواهد داشت.»

وي تاكيد كرد:«بخشي از برخوردها اساسا موضوعيت ندارد و با سو نيت انجام مي‌شود و  اين به حساب نظام گذاشته شود و من اين گشت‌ها را جمع خواهم كرد.»

نخست وزير مورد تائيد و حمايت امام راحل درباره تحزب گفت:«من رييس دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي بودم و اهميت تحزب را مي‌دانم و يكي از كاستي هاي كشور نبود حزب هاي قوي است و بخشي از مشكلات انتخابات‌هاي ما به اين مساله بر مي‌گردد. اگر در زمينه حزب پيشرفت داشتيم مشكلات كمتري بود و اگر احزاب اميدوار باشند كه در آينده مي‌توانند سهمي در انتخابات داشته باشند براي ملت خودشان برنامه‌ريزي مي‌كنند و نيروي انساني تربيت مي كنند.»

وي ادامه داد:«معتقدم در اين زمنيه ضعف داريم و بايد مشكلاتش را حل كنيم در اين زمينه بايد تشكل هاي سياسي قوي در چارچوب قانون اساسي شكل بگيرد اما من مساله اعتقاد به تحزب را مساوي سهم دادن به احزاب نمي دانم اگر از سليقه من درباره گزينش مديران سوال شود مي گويم هر كسي كه بتواند به كشور خدمت كند بايد از او استفاده كرد من مخالف تغييرات اساسي در نيروهاي وزارت خانه ها و تغييرات كاميوني نيروها هستم و بايد از مديراني با تجربه قديمي استفاده كرد و مديران جديد را جذب كرد. من در زمان جنگ اين كار را مي كردم. در دولت من در زمان جنگ 9 نفر بودند كه كاملا با مشي كلي دولت مخالف بودند و ما هم اطلاع داشتيم اما با هم براي اعتلاي كشور كار مي كردندو نتايج خوبي مي گرفتيم در آينده هم اينگونه خواهد بود.»

من افراد را به خودي و غير خودي تبديل نمي كنم

موسوي در پاسخ به خبرنگار فارس كه پرسيد،  علت سكوت شما نسبت به ساختارشكني‌هايي كه درباره دين و خط امام  صورت گرفت چيست و خط قرمز شما با گروه هاي سياسي و احزاب در كجاست؟» گفت:«شرايط اوايل انقلاب به گونه‌اي بود كه شهيد بهشتي مي توانست با كيانوري و دكتر پيمان و ناينده چريك هاي فدايي خلق مناظره كند و با استدلال فضايي را در كشور باز كند. بنده آن مناظره ها را به اين معنا نمي‌گيرم كه اقاي بهشتي افكار خود را به سطح حزب توده تقليل مي داد بلكه اينگونه بود كه ايشان به برهان خود انقدر اعتقاد داشت كه به مصاف يك انديشه مي‌رفت.»

وي ادامه داد،:«دركشور ما ممكن است ساختار شكني را اينگونه تعبير كنيم كه كسي مي‌خواهد با نظام بجنگد كه حساب او با دستگاه هاي امنيتي است، اما ممكن است كسي اعتقادش را به نظام از دست داده باشد اما در چهارچوب قانون عمل كند ما  حق نداريم مثل كسي كه از مدار شهروندي خارج شده با او مواجه شويم.»

وي تاكيد كرد:«من نمي‌توانم با افراد ساختار شكن كنار بيايم و هيچ وقت هم سكوت نكردم؛ من در همين 20 سال دست كم سالي يك تا دو سخنراني داشتم و مواضعم را بيان كردم و بر اساس همان مواضع عمل مي‌كنم و در اطلاعيه‌اي كه دادم اين اصول را به صراحت مطرح كردم و در آينده هم بر همين اصول متكي خواهم بود.»

موسوي گفت:«من براي خودم قيد درست نمي كنم و اينگونه نيست كه سريع خط قرمز بكشم و افراد به غير نظام يا خودي و غير خودي تبديل كنم من با اصلاح طلبان و اصولگرايان ارتباط قوي دارم و گفتم من اصلاح‌طلبي هستم كه دايم به اصول رجوع مي‌كنم و دستم را به كساني كه قانون اصول و نظام را قبول دارند دراز مي‌كنم، هنوز مي‌گويم بسيج مدرسه عشق است و در عين‌حال مي‌دانم در ميان شعارهاي اصلاح طلبي هم شعارهاي زيبايي هست و به معناي اين نيست كه تاييد آن شعارها اصول را نفي مي‌كند.»

هولوكاست وجود دارد

در ادامه خبرنگار خبرگزاري فرانسه از او پرسيد، گفته مي شود شما شخصيت ميانه‌رويي داريد چه كارهايي انجام خواهيد داد كه چهره جمهوري اسلامي نه افراط و نه تفريط باشد و نظر شما درباره هولوكاست چيست؟

موسوي پاسخ داد:«يكي از آسيب هاي ما در سياست خارجي افراط و تفريط هاست در جايي ما تند رفتيم و در جايي مجبوريم كند برويم و اين جريان ها به منافع ما لطمه جدي زده است درباره هولوكاست اسلام كشتن يك فرد را بر نمي تابد و اين چهره اسلام است. بحث هولوكاست بحث اينكه چه تعداد يهودي بودند نيست بحث اين است كه آيا از هولوكاست كه جنايتي اتفاق افتاده فلسطيني ها چه گناهي دارند  و چرا بايد تقاص جنايت نازي‌ها را پس بدهند اگر از اين منظر نگاه كنيم خواهيم ديد كه ما مطابق همه هنجارهايي كه بشريت به آنها معتقد است صحبت مي كنيم.»

متاسفانه تا كمي ظاهر جوانان با ما تفاوت مي‌كند هزار سو ظن در ذهن ما برانگيخته مي‌شود

وي در پاسخ به سوال ايسنا كه پرسيد :«برخي منتقدان مي گويند آقاي موسوي در 20 سال گذشته ارتباطي با جوانان نداشته و آيا جونان نسل سوم آقاي موسوي را مي شناسند ؟ گفت:«بين نسل هاي مختلف امكان گفت‌و‌گو قايل هستيم و من مي‌توانم چنين ارتباطي را برقرار كنم من در ده سال گذشته در فرهنگستان هنر بودم و با جامعه ميليوني هنرمندان ارتباط داشتم و مهمترين استفاده كنندگان كالاهاي فرهنگي ما جوانان هستند و گمان نمي‌كنم افرادي كه تا اين اندازه به گرايش‌هاي جوانان آشنايي دارند به اندازه من باشند يكي از مشغله‌هاي روزانه من درباره جوانان بود.»

اين كانديداي انتخابات دهم رياست جمهوري ادامه داد:«به نظر من مهمترين مساله جوانان اين است جوانان بيش از همه متاثر تغييراتي هستند كه در جامعه رخ مي‌دهد و نوع برخورد ما به اين تغييرات بسيار مهم است برخي در جهت بستن تغييرات جهاني حركت مي‌كنند در حالي كه اين رويه موجب انباشت مسايل پشت يك سد مي شود ودر صورت شكست آن خطرات جدي كشور را تهديد مي‌كند كه يكي از مهمترين آنها جدايي جوانان از نظام است.»

وي اظهار داشت:«ما بايد ماهيت تغييرات را بفهميم قدرت ماهواره‌ها و رسانه‌ها را درك كنيم ، به دهكده جهاني توجه كنيم و در عين حال سعي كنيم تغييرات را مديريت كنيم. يكي از مشكلات ما در مورد جوانان اين است كه اعتماد ما به جوانان كم شده و به محض اينكه كمي ظاهر آنها با ما تفاوت مي‌كند هزار سو ظن در ذهن ما برانگيخته مي‌شود. مورد ديگر اين است كه نهاد خانواده در كشور ما هنوز مهم است و همه متعلق به خانواده‌هاي بزرگي هستم . خانواده ها بزرگترين كنترل كننده سليقه‌هاي گوناگون هستند. مشكل از اينجا شروع مي شود كه ما در يك خانواده بزرگ عده‌اي را خودي و عده‌اي را غيرخودي مي‌ناميم و نتيجه آن نوعي جدايي بين نسل هاي گوناگون است در حالي كه در نهادهاي سنتي كه از ارزش هاي زيباي مذهبي متاثر هستند اين جدا سازي ها وجود نداد.»

نخست وزير مورد تائيد و حمايت امام تصريح كرد:« آيا يك گشت امنيتي مي‌تواند جوانان ما را حفظ كند يا پدربزرگي كه سعي دارد نوه هايش را حفظ كند؟ من معتقدم ما بخشي از نهادهاي سنتي را از دست مي‌دهيم و براي اعتماد سازي بايد به جوانان اعتماد كنيم و بدانيم آنها كشور خودشان را دوست دارند و سعي كنيم نظام ارتباط قوي با اين نسل ايجاد كند.»

موسوي تاكيد كرد:«اين نسل فرزندان همان پدراني هستند كه دفاع مقدس را پيش بردند امروز جنگ نيست اما كشور مسايل ديگري دارد اگر اول انقلاب به جوانان اعتماد نمي‌كرديم ان همه نيرو در جبهه ها نداشتيم الان هم بايد به فرزندان همان جوانان اعتماد كنيم.»

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت23:9توسط مريدميرزايى | |

روزنامه هاآرتص چاپ تل آويو درگزارشي از تفكيك جنسيتي دراتوبوس‌هايي در مذهبي‌ترين شهر اسرائيل خبر داد. به نوشته اين روزنامه، زناني كه در محله بين ديوار ندبه و شهر قديمي بيت المقدس زندگي مي‌كنند، بايد از در عقب اتوبوس سوار آن شوند و محل نشستن آن‌‌ها نيز قسمت پشتي اتوبوس است. به نوشته هاآرتص اين تصميم را يهوديان سنتي و افراطي محله گرفته‌اند.

شكاف ميان مذهبي‌هاي سنتي و سكولار‌ها در جامعه اسرائيل تا آنجا پيش رفته است كه دو روزنامه قشر مذهبي اسرائيل هفته گذشته در عكس دسته جمعي دولت، تصوير خانم سوفا لندفر و خانم ليمور ليفنات، دو وزير زن جديد دولت بنيامين نتانياهو را از اين عكس حذف كردند.

اما اين تنها يكي از شباهت‌هاي ظاهري ميان اسرائيل و ايران است. دو كشوري كه در سال‌هاي بعد از انقلاب بهمن ٥٧، اختلافات سياسي زيادي ميان آن دو ايجاد شده است، دو كشوري كه نظام سياسي كاملا متفاوتي دارند، اما در بطن هر دو به تدريج شباهت‌هايي سر بر مي‌آورد. شباهت‌هايي كه به گفته كارشناسان، برگرفته از مباني شريعتي است كه مردم اسرائيل و حكومت ايران پيرو آنند: دين يهود و شريعت اسلام.

در ميزگرد مجله صداي ديگر با خانم فرنوش رام خبرنگار ساكن اسرائيل، و آقاي سراج الدين ميردامادي، خبرنگار ساكن پاريس، گفت‌وگو كرده‌ايم.

در ابتدا از خانم رام در مورد صحت اخبار منتشر شده در مورد تفكيك جنسيتي اتوبوس‌هاي اسرائيل مي‌پرسيم.


فرنوش رام: الان چندين دهه است كه در بخش‌هايي از اسرائيل كه در آنجا يهوديان اورتدكس و يهوديان اولترا اورتدكس زندگي مي‌كنند، خطوط اتوبوس و بسياري از خدمات عمومي ‌زنانه مردانه است و امري است كاملاً داوطلبانه و به اختيار خود مردم آن منطقه‌ها. در اورشليم محله‌هاي متعددي مربوط به يهوديان اورتدكس و يهوديان اولترا اورتدكس وجود دارند كه در آنجا بنا به درخواست خود آن افرادي كه در آنجا زندگي مي‌كنند، خانواده‌هاي مذهبي پراولاد از شهرداري اورشليم درخواست كردند كه تعداد اين خطوط افزايش يابد. از جمله خط شماره يك در اورشليم كه از محله قديمي «مئآ شعاريم» (صد دروازه) كه در تورات ريشه دارد و اين محله قدمتش به سه هزار سال پيش، پادشاهي حضرت داود بر مي‌گردد، از آن محله تا «كوتِل همعرابي» يا ديوار ندبه مقدس يهوديان، كه چسبيده به مسجد الاقصي و مسجد عمر است، اين خط اتوبوس الان مدتي است كه زنانه مردانه شده و به هيچ وجه يك امر تحميلي نيست. خانم‌هايي كه مايل‌اند در آن محله‌هاي مذهبي از آن استفاده مي‌كنند. درحاليكه تقريباً هزاران خطوط اتوبوس ديگر وجود دارد كه مختلط است. اسرائيل نوشته شده: كشور يهودي است ولي قوانين آن مبتني بر دموكراسي است و قوانين سكولار.

آقاي ميردامادي، با توجه به توضيحات خانم رام، به نظر مي‌رسد كه عليرغم تمامي ‌تفاوت‌هايي كه بين حكومت ايران و حكومت اسرائيل وجود دارد و علاوه بر اختلافاتي كه بين دو حكومت وجود دارد، يك بخش از آنچه درجامعه رخ دهد، شبيه هم است.

سراج الدين ميردامادي: نظام جمهوري اسلامي در ايران و نظام حاكم بر اسرائيل هر دو متكي بر فقه و شريعت است. يكي اسلام و يكي يهود. در جاهايي با هم اشتراك دارند و منطق مشتركي بر اين دو فقه حاكم است كه مسائلي را در جامعه دامن مي‌زند. از جمله مسئله مردم‌سالاري. نكته دوم دين‌سالاري است. رگه‌هايي از دستورات و مقررات ديني فقهي ديده مي‌شود بويژه در ايران كه همه چيز منبعث است از اسلام و فقه و قران، كمابيش در اسرائيل هم ديده مي‌شود. در شئون اجتماعي، جداسازي زن و مرد را مي‌بينيم. در شئون قضائي مثلاً قاضي نشدن زن را مي‌بينيم كه در ايران حالا اخيراً قاضي تحقيق را از ميان زنان هم انتخاب مي‌كنند.

در مسئوليت‌هاي سياسي طبعاً نماينده مجلس و مسئولان مياني ممانعتي ديده نمي‌شود اما در حد وزير و روساي قوا و رئيس جمهوري ممانعت‌ها و بحث‌هايي هست كه از منظر فقهي و اسلامي فقهاي سنتي به آن معتقدند. بطور كلي نقش سياسي و اجتماعي را كه منطق فقهي و منطق شريعت اسلام به آن معتقد است، در جامعه براي زن قائل نيستند.

خانم رام، نگاه يهوديان در جامعه اسرائيل نسبت به زنان چگونه است؟

فرنوش رام: من اين را تشبيه مي‌كردم شايد به دوران قبل از انقلاب در ايران كه براي مثال در قم خانواده‌ها بخاطر اينكه سبك سنتي خاص خود را داشتند كاملاً متفاوت بودند از آنچه بر فرض در شمال تهران مي‌گذشت.

مسئله اتوبوس در اسرائيل در حد محدود است. در انتخابات دهم فوريه اسرائيل در انتخابات كنست هفت كرسي از مجموع ١٢٠ كرسي كنست تعلق گرفت به احزاب اولترا اورتدكس و اين‌ها يهوديان اشكنازي هستند؛ يعني يهوديان اروپايي تبار. اين اصلاً به جامعه اسرائيل تسري پيدا نمي‌كند.

سراج الدين ميردامادي: من فكر مي‌كنم در جامعه اسرائيل هم اگر اولترا اورتدكس‌ها حاكم شوند آن‌ها هم قدرت را بدست بگيرند، همان اتفاقي مي‌افتد كه در ايران امروز افتاده است.
...
فرنوش رام: در تكميل حرف‌هاي آقاي ميردامادي دقيقاً اين را مي‌گويم كه بسياري از اسرائيلي‌ها هنگامي كه از من مي‌پرسند چرا اين مسائل در ايران مي‌گذرد، من هميشه يك جواب براي آن‌ها دارم. بهشان مي‌گويم كه فكر كنيد آن گروه اولترا اولترا اولترا اورتدكس يك روز در اسرائيل قدرت را بدست بگيرد، چه خواهد كرد.

در اسرائيل رئيس قوه قضائيه در يك دهه گذشته زن است. دادستان كل كشور حدود هشت سال يك خانم بود. در دوره هجدهم كنست يك چهارم تعداد كرسي‌هاي كنست را خانم‌ها گرفتند كه اتفاقاً هفت نفرشان هم سوپر مدل هستند. نگاه يهوديان اولترا اورتدكس مسلم است كه تفاوت دارد با يهوديان «سِفارادي» يعني يهوديان شرقي‌تبار كه يهوديان ايران هم جزو يهوديان سِفارادي محسوب مي‌شوند.

سراج الدين ميردامادي: من فكر مي‌كنم در جامعه اسرائيل هم اگر اولترا اورتدكس‌ها حاكم شوند آن‌ها هم قدرت را بدست بگيرند، همان اتفاقي مي‌افتد كه در ايران امروز افتاده است.

فرنوش رام: در تكميل حرف‌هاي آقاي ميردامادي دقيقاً اين را مي‌گويم كه بسياري از اسرائيلي‌ها هنگامي كه از من مي‌پرسند چرا اين مسائل در ايران مي‌گذرد، من هميشه يك جواب براي آن‌ها دارم. بهشان مي‌گويم كه فكر كنيد آن گروه اولترا اولترا اولترا اورتدكس يك روز در اسرائيل قدرت را بدست بگيرد، چه خواهد كرد.

فكر مي‌كنم كه بحث حجاب هم يكي از موارد مورد بحث و گفت‌وگو در آن حوزه است؟

فرنوش رام: حجاب نگوييد، بگوييد كلاه گيس. در ميان يهوديان فوق العاده اولترا اورتدكس، خانم‌ها تا وقتي ازدواج نكرده‌اند مي‌توانند با موي پريشان و باز خودشان حتي در محله‌هاي فوق العاده مذهبي مانند مئآ شعاريم رفت و آمد كنند اما وقتي ازدواج كردند ديگر موهاي خودشان را پريشان نمي‌كنند. يك مدتي كلاه رسم بود كه شماري از رباي (خاخام)‌ها فتوا دادند كه مي‌توانند كلاه گيس استفاده كنند.

اقاي ميردامادي، آن چيزي كه در اسلام بعنوان حجاب داريم، چيزي است كه تمام زيبايي‌هاي زن را بايد بپوشاند. اما همين مقوله در بخش يهوديان اورتدكس تبديل شده به پوششي كه صرفاً موهاي واقعي‌اشان را بپوشاند. فكر مي‌كنيد اين تفاوت از كجا ريشه گرفته است؟

سراج الدين ميردامادي:
بله اين تفاوت كاملاً محسوس است. آنچه فقه اسلامي در خصوص پوشش زن بهش قائل است (كه حالا باز لايه‌هاي تند رو و ميانه رو و كند رو وجود دارد) در زن، فقهاي اسلامي فقط به «كفين» اجازه مي‌دهند كه پوشيده نشود. كفين يعني صورت و كف دست. ساير قسمت‌هاي اندام زن را معتقدند بايد پوشيده شود كه بنظر مي‌رسد كه تاكيد و اصرار فقها بر اين مسئله در مقايسه با آنچه در اسرائيل به اجرا گذاشته مي‌شود (حالا فارغ از اينكه اولترا ارتدكس باشند يا يهوديان ميانه‌رو) قابل مقايسه نيست، متفاوت است با فقها در اين زمينه.

اما در عين حال مي‌شود در اين بحث اشتراكاتي را پيدا كرد. در فقه يهود هم آنچه كه در غرب رايج است، بصورت آزاد پوشي مخالفت دارند. يا مثلاً دستور بر اينكه اولاد بيشتري را بياورند ما مي‌بينيم كه خانواده‌هاي سنتي يهودي مثل خانواده‌هاي سنتي اسلامي بسيار پراولاد و پربچه‌اند.

خانم رام، موقعيت زنان در خانواده در دين يهود به چه شكلي است؟

فرنوش رام: اگر از خانواده‌هايي كه باورهاي مذهبي در آن بسيار عميق است، صحبت مي‌كنيد، مسلم است كه نقش مادر بودن همانطور كه جناب ميردامادي اشاره فرمودند، نقش اينكه مادر بايد فرزندان بيشتري داشته باشد و روابط جنسي و عاشقانه بين زنان و مردان صرفاً براي بدنيا آوردن فرزند باشد، در آن لايه بسيار متعصب بله كاملاً وجود دارد.

ولي اگر از خانواده‌هاي معمولي ديگر مي‌پرسيد، خانم‌ها در جامعه اسرائيل سخت تلاش مي‌كنند. فكر مي‌كنم مثل ايران است. آخرين داده‌هاي ايران را كه من بهش توجه كردم، در اسرائيل حتي تعداد خانم‌ها يك كمي بيشتر است. يك چند درصدي بيشتر است. تقريباً مي‌شود گفت همه خانم‌ها كار مي‌كنند. جالب است بگويم كه حتي خانم‌هايي كه در خانواده‌هاي فوق العاده مذهبي زندگي مي‌كنند، آن‌ها هم كار مي‌كنند.

خانم خانه دار تقريباً در اسرائيل وجود ندارد. من متاسفانه بايد بر اين نكته هم انگشت بگذارم كه حقوق خانم‌ها، آنگونه كه بايد باشد، مثل همه جاي جهان صددرصد كامل نيست. در بسياري از جاها حتي حقوق خانم‌هاي كارمند دولت سه چهار درصدي كمتر از مردان است. اولين افرادي كه اخراج مي‌شوند خانم‌ها هستند. در اين ترديدي نيست. چنين چيزهايي وجود دارد. ولي در برابرش تا دلتان بخواهد سازمان‌ها، گروه‌ها، نهادها و كميته‌هاي دفاع از حقوق زنان وجود دارد. تاجايي كه الان آقايان دارند براي خودشان كميته‌ها و نهادهايي درست مي‌كنند مثلاً سازمان مردان كتك خورده كه اين‌ها لجشان گرفته كه اينقدر همه قوانين دادگاه‌ها به نفع زنان است، هر زني كه مراجعه كند به پليس و بگويد كه ديشب شوهرم با من خشونت كرد، يك ساعت ديگر رئيس دادگاه يك حكم داده كه آن شوهر تا مثلاً سه ماه ديگر تحت نظر است و حق ندارد به خانه‌اش نزديك شود. اين قوانين طرفداري از زنان هم كفر آقايان را بالا آورده و آن‌ها هم دارند يك سازمان‌هايي براي دفاع از خودشان درست مي‌كنند.

آقاي ميردامادي من فكر نمي‌كنم در جامعه ايراني «ان جي او»ي مردان كتك خورده داشته باشيم؟

سراج‌الدين ميردامادي:
خب تفاوت زياد است اگر بخواهيم تفاوت‌ها را دربياوريم، زياد است كه شايد همه اين تفاوت‌ها منبعث از فقه و شريعت اسلام و يهود نباشد. كساني كه جامعه اسرائيل را شكل دادند، بسياري شان اروپايي بودند و تفكر مدرن تر را با خودشان به اين سرزمين جديد آوردند، اما در نظام ايران كه هم تفاوت و فاصله جغرافيايي بيشتري با غرب داشته و طبعاً در انقلاب مشروطه اين آموزه‌ها بصورت انبوه وارد فضاي فكري جامعه ايران شد اما در انقلاب اسلامي بشكل ديگري عمل شد. من فكر مي‌كنم با همه اين تفاوت‌هايي كه وجود دارد ولي مواردي هم هست كه بايد همچنان از جامعه زنان ايراني بشدت دفاع كرد و آن پويايي و تحركي كه زنان ايراني در دفاع از حقوق شان دارند را نبايد مغفول گذاشت در اين بحث.

به هرحال جنبش زنان ايران امروز بسيار فعال است از ساير جنبش‌هاي موجود اعم از جنبش دانشجويي، جنبش رسانه‌ها، فعال تر است و خسارت‌هاي بيشتري هم داده. اما در عين حال در ميدان هست و از حقوق خودش دفاع مي‌كند. فعاليت‌هاي مدني زنان همچنان روزبروز گسترش پيدا مي‌كند. حضور خانم‌ها در دانشگاه‌هاي ايران، بيش از دو سوم در دانشگاه‌ها دخترخانم‌ها هستند. فعاليت‌هاي مدني زنان رو به گسترش است. همين اخيراً ارثيه زنان و مردان برابر اعلام شد. مصوبه مجلس، حالا شوراي نگهبان بايد آنرا تاييد كند. قاضي تحقيق زنان هم اضافه شده، چند سالي است و پليس زن هم آمده چند سالي، نماينده مجلس زن هم از قبل بوده و معاون رئيس جمهوري زن هم از قبل داشتيم.

تلاش‌ها و فشار جامعه زنان باعث شده جمهوري اسلامي را به عقب نشيني وادار كند و از آن نگاه «فقه-محورانه» مقوله زنان كه زن همچنان بايد در خانه باشد [دست بكشد] و دولت آقاي احمدي نژاد هم خيلي سعي دارد اين تلقي از زن را همچنان دامن بزند و نقش مادري و خانه‌داري را در ميان نقش‌هاي زن -كه البته نقش مهمي است- برجسته مي‌كنند ولي در عين حال آن فشار مدرنيته و فشار خواست‌هاي بحق جامعه زنان در موارد زيادي تحميل شده و به درستي به كرسي نشانده شده و موفق شده و اين موفقيت‌ها هم در آينده بيشتر خواهد بود. من فكر مي‌كنم جاي اميدواري همچنان هست.

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت23:54توسط مريدميرزايى | |

دكتر مهران مصطفوي : برخي از كاركنان دفتر بني‌صدر هم اعدام شدند

شايد كم‏تر كسي امروز باور كند كه روزگاري نه چندان دور، در ايران انسان‏هايي صرفا به اتهام پناه دادن به يك رييس جمهور قانوني اعدام شده‏‏اند. دكتر ابوالحسن بني‌صدر، اولين رييس جمهوري انقلاب اسلامي بود كه به دلايلي در اواخر خرداد ماه سال ۱۳۶۰ از اين مقام عزل شد.

دكتر مهران مصطفوي، فعال سياسي، خشونت‏هاي اعمال شده و نقض گسترده‏ي حقوق بشر در جريان عزل دكتر ابوالحسن بني‏صدر از رياست جمهوري را براي ما روايت مي‌كند:

Download it Here!

مهران مصطفوي: طرح عزل از رياست جمهوري كه در اواخر خرداد به مجلس رفت، از قبل آماده شده بود. براي اين روزنامه‏ي «انقلاب اسلامي» و هم‏چنين «ميزان» كه نهضت آزادي آن را منتشر مي‏كرد، توقيف شدند. آقاي جعفري، مدير روزنامه‏‏ي انقلاب اسلامي را دستگير مي‏كنند، در شهرهاي مختلف به دفاتر «هماهنگي مردم و رييس جمهور» حمله مي‏كنند.

آقاي خميني، آخرين بار از طريق برادرش آقاي پسنديده، تماسي با آقاي بني‏صدر مي‏گيرد و به او پيغام مي‏دهد كه: «مي‏خواهم شما در رياست جمهوري و فرماندهي كل قوا باشيد، ولي اين روزنامه را از خودتان طرد كنيد، احزابي مثل مجاهدين، نهضت آزادي، جاما، حزب دمكرات كردستان ايران و فداييان خلق را از خودتان دور و آن‏ها را مطرود اعلام كنيد و شوراي نگهبان و مجلس را هم بپذيريد.»

آقاي بني‏صدر هم فرادي آن روز به ايشان پاسخ مي‏دهد كه: «شما نمي‏خواهيد قانون اساسي اجرا شود. در مسايل اساسي طوري عمل مي‏كنيد كه كشور را با خطر نابودي مواجه كرديد، شما رييس جمهوري ضعيف و دولتي ناتوان مي‏خواهيد، مجلسي مطيع و يك دستگاه قضايي براي تهديد و نابودي مخالفين مي‏خواهيد و…»

در هر حال جواب محكم و قاطعي به آقاي خميني داده بود و برعكس از آقاي خميني خواسته بود كه اين مجلس را منحل كند و انتخابات آزاد برگزار كند.


دكتر مهران مصطفوي

اين وضعيت بالاخره تا جايي پيش مي‏رود كه بعد از اين پاسخ آقاي بني‏صدر، آقاي خميني مي‏گويد كه من ديگر نامه‏هاي ايشان را نمي‏خوانم و به من ديگر نامه ننويسيد.

روز بيست و پنجم خرداد به دفتر رياست جمهوري حمله مي‏شود و عده‏اي از چماق‏داران و پاسداران مسلح، در محوطه‏ي دفتر كوكتل مولوتف مي‏اندازند. عده‏ي زيادي را هم دستگير كردند. آقاي بني‏صدر از بيست و پنجم خرداد به مخفي‏گاه مي‏رود.

حزب ملت ايران و دوستان شهيد داريوش فروهر در مخفي شدن آقاي بني‏صدر، به او كمك مي‏كنند. ابتدا ايشان در خانه‏ي مهندس اخوان كه از افراد حزب ملت ايران بود، مخفي مي‏شود. آقاي اخوان را بعد از خرداد ۶۰، دستگير مي‏كنند، به زندان مي‏برند و بسيار اذيت مي‏كنند.

بعد از اين كه مي‏بينند آن‏جا مناسب نيست، آقاي بني‏صدر به منزل آقاي قائمي كه ايشان هم از نزديكان حزب ملت ايران است، مي‏رود و سه يا چهار شب در آن‏جا مي‏ماند.

در اين زمان، آقاي بني‏صدر هنوز رييس جمهور قانوني ايران است و هنوز طرح عزل به مجلس نرفته است. طرح عزل را روز بيست و هفتم خرداد به مجلس مي‏برند.

آقاي قائمي كه آقاي بني‏صدر را پناه داده بود، بعد از سال ۶۰ فقط به جرم اين كه ايشان را چند شبي در خانه‏اش پناه داده بود، اعدام مي‏شود.

بالاخره، در بيست و هفت خرداد كه طرح بررسي عمل‏كرد رياست جمهوري را به مجلس مي‏برند، تعدادي مثل آقاي غضنفرپور و مهندس معين فر، خطابه‏اي بس شجاعانه، در مخالفت با عزل ايراد مي‏كنند و عده‏اي هم از جمله، نهضت آزادي، جلسه را ترك مي‏كنند.

در سي‏ام خرداد، تظاهرات بزرگي صورت مي‏گيرد كه از جمله، سازمان مجاهدين خلق به دفاع از آقاي بني‏صدر، اين تظاهرات را سازماندهي مي‏كند.

رژيم اين تظاهرات را شديداً سركوب مي‏كند و تعداد بسيار زيادي در آن تظاهرات كشته مي‏شوند. آقاي بهشتي از قبل تدارك اين كار را داده بود.

هنوز آقاي بني‏صدر در مخفي‏گاه حزب ملت ايران است، از منزل آقاي قائمي به منزل آقاي لقايي مي‏رود. آقاي لقايي كه از نزديكان حزب ملت ايران است، بعد از سال ۶۰ پسرش اعدام مي‏شود و خود او هم از ناراحتي دق مي‏كند و در شرايط بسيار بدي فوت مي‏كند.

عده‏ي بسياري از دوستان آقاي بني‏صدر دستگير مي‏شوند، كساني كه در دفتر رياست جمهوري يا روزنامه‏ي انقلاب اسلامي كار مي‏كردند و عده‏اي از آن‏ها بعد از سي خرداد اعدام مي‏شوند.

از جمله، آقاي منوچهر مسعودي، مشاور حقوقي آقاي بني‏صدر، آقاي رشيد صدرالحفاظي، مسئول اطلاعات دفتر آقاي بني‏صدر، آقاي حسين نواب صفوي، مسئول روابط خارجه‏ و آقاي ذوالفقاري، مسئول نگهبانان دفتر رياست جمهوري. اين چهار نفر كه مسئوليت‏هاي مهمي داشتند و هيچ جرمي به غير از اين كه در دفتر رياست جمهوري كار مي‏كردند نداشتند، اعدام مي‏شوند.


دكتر ابوالحسن بني‌صدر

به جز اين‏ها، افراد ديگري كه در آن دفتر كار و يا در روزنامه انقلاب اسلامي كار مي‏كردند، مثل خانم سودابه ثليثي و آقايان: احمد غضنفرپور، مصطفي انتظاريان، جعفر فرشيد، بهزاد‏پور، اخوان، مجيد بهبهاني، جواد پورابراهيم، مصطفي اصفهانيان، محمد جعفري، هوشنگ فرامرزي، مهندس روش، همه دستگير و چند سالي در زندان (بعضي از آن‏ها تا شش سال) باقي مي‏مانند.

آقاي بني‏صدر با لباس نظامي و به كمك همافرها از ايران خارج مي‏شود. متاسفانه‏، تعداد زيادي از همافرها، از جمله يكي از آن‏ها كه كارت همافري خود را به آقاي بني‏صدر داده بود، اعدام مي‏شوند.

آقاي دكتر مصطفوي، آيا در مورد اتهامات اين افراد، اعم از كساني كه گرفتار زندان‏هاي طولاني شده‏اند و يا كساني كه اعدام شده‏اند، محاكمه‏اي هم صورت گرفت يا نه؟

محاكمه به مفهوم درست كلمه كه قاضي‏اي يا وكيل مدافعي باشد، شرايط برابري باشد، دليل و برهاني باشد، خير، محاكمه‏ نشدند.

اما، جالب است كه دستگاه قضايي ايران بعداً، كتابي به اسم «غائله‏ چهارده اسفند» منتشر كرد. در اين كتاب آمده است از افرادي كه اعدام شدند در زندان «اعترافاتي» مي‏گيرند و در آن اعترافات، اين افراد آن‏چه را كه به صداقت انجام داده بودند، بيان كردند و در يك محاكمه‏ي ساختگي، اصلاً معلوم نيست به چه عنوان اعدام مي‏شوند.

افرادي مثل آقاي نواب صفوي كه فقط در روزنامه‏ي انقلاب اسلامي قلم مي‏زد و از مشاوران آقاي بني‏صدر بود، يا آقاي صدرالحفاظي كه گناهش اين بود كه در مورد روابط سران حزب جمهوري اسلامي با گروه ريگان و بوش (پدر جرج بوش) سرجريان گروگان‏گيري، اطلاعات جمع كرده بود.

عده‏ي ديگري تحت شكنجه‏هاي وحشيانه و سخت قرار مي‏گيرند و آن شرايط شكنجه را بعضي از آن‏ها تحمل نمي‏كنند و به تلويزيون مي‏آيند يا ندامت‏نامه مي‏نويسند.

هيچ‌يك از آن‏ها محاكمه‏اي كه كوچك‏ترين حقوق انساني در آن رعايت شده باشد، در موردشان صورت نمي‏گيرد.
گناه برخي از كساني كه در ايران اعدام شدند فقط اين بود كه در سفرهاي شهري كه آقاي بني‏صدر انجام مي‏داد، مثلا، يكي از آن‏ها در همدان، گوسفندي پاي آقاي بني‏صدر قرباني كرده بود يا در شهر ديگري، هديه‏اي داده بود.

آن شرايط، شرايطي بود كه شبي سيصد يا چهارصد نفر را اعدام مي‏كردند و اعلام مي‏كردند. چگونه امكان دارد، دادگاهي در زندان چهارصد نفر را محاكمه كند.

ما متاسفانه، از اول انقلاب، محاكمه نداشتيم. محاكمه‏ي سياسي صحيحي نداشتيم. هيچ محاكمه‏اي نداشتيم و اغلب، صحنه‏ها، صحنه‏هاي اعدام بود تا صحنه‏هاي دادگاه.

+نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت10:50توسط مريدميرزايى | |

ترور نافرجام  واعظ طبسي در شهرتايباد

واعظ طبسي كه براي شركت در همايش روحانيون اهل تسنن و شيعه به تايباد سفر كرده بود از يك ترور جان سالم به در برد .
پس از ورودنماينده ولي فقيه و توليت آستان قدس رضوي به سالن همايش ها و در مبادي ورودي مركز اجلاس دونفر با هجوم به واعظ طبسي قصد كشتن وي را داشتند كه با دخالت يكي از اسكورت هاي نامبرده ، وي جان سالم به در برد و يكي از اسكورت ها نيز در دم كشته شد .
هنوز هيچ يك از رسانه هاي نوشتاري ، صوتي ياتصويري به اين عمليات اشاره نكرده اند .
پس از درگيري ميان محافظان طبسي ونيروهاي سو قصد كننده ,اجلاس به صورت كلي تعطيل و همايش نيز برپا نشد . اين درحالي است كه سالانه تنها يك بار و در آغازين روزهاي سال جديد شمسي اهل تسنن و شيعه براي حل مشكلات موجود بين خود ، در همايشي گرد هم مي آيند.

به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر در پي اين سو قصد نافرجام ، نيروهاي انتظامي و سپاه سه استان خراسان به حالت فوق العاده آماده باش در آمدند. همچنين در پي كشته شدن يكي از محافظان واعظ طبسي ، بنياد شهيد خراسان نيز طي اطلاعيه اي ضمن تسليت به خانواده وي اعلام كرد از سوي بنياد شهيد خراسان رضوي مكاني در جوار مرقد امام رضا براي دفن وي در نظر گرفته شده است. اين حادثه در روز يكشنبه رخ داده است.

+نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت16:24توسط مريدميرزايى | |

امام جمعه مشهد :رفت و آمد هاي فاميلي در ايام نوروز ممكن است جوانان ما را به انحراف سوق دهد

خطيب نماز جمعه مشهد گفت: بيانات ارزشمند رهبر معظم انقلاب در آغاز سال جديد، اتمام حجتي براي تمامي مسوولان كشور بود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) _ منطقه خراسان،  سيد احمد علم الهدي در خطبه هاي عبادي، سياسي نماز جمعه امروز مشهد كه در حرم مطهر امام هشتم و در رواق امام خميني  برگزار شد، افزود: رهنمودهاي حكيمانه رهبري براي مسلمانان، نكات عميق و نهادينه در تبيين واقعيت ساختاري امت اسلام، فعاليت علمي و اقتصادي، موضع گيري در برابر استكبار جهاني و تبيين وظيفه عمومي براي مشاركت سياسي داشت
.
علم الهدي با بيان اينكه در جوامع سرمايه داري و اومانيستي آن چه كه محوريت دارد، انسان است، افزود: در اين كشورها جامعه به عنوان بستري براي همزيستي، رفاه، لذت و خوش گذراني هر چه بيشتر انسان هاست، اما در منطق توحيدي اسلام، جامعه اسلامي جامعه پويا است كه بستري براي سير و حركت انسان به سوي خدا مي باشد
.
وي در ادامه در تشريح تفاوت هاي جامعه اسلامي و اومانيستي تصريح كرد: در جامعه ايستاي اومانيستي، ملاك رشد توسعه اقتصادي است زيرا آن ها جامعه را به صورت يك ميهمان خانه در نظر مي گيرند و توسعه اقتصادي يعني مجهز شدن اين رستوران و فراهم شدن امكانات لازم براي عيش و نوش بيشتر، بدون توجه به اين نكته كه سرمايه افسون شده در اختيار اقليت جامعه است و تعداد سرمايه داران در اين كشورها هر روز كمتر مي شود
.
خطيب نماز جمعه مشهد در ادامه افزود: اما در جامعه پوياي اسلامي، ملاك رشد و ترقي، تعالي و پيشرفت است. يك پيشرفت همه جانبه، تا با كمك اين پيشرفت ها انسان به مقام بندگي و عبوديت خدا نائل شود. بنابر اين پيشرفت در جامعه اسلامي پيشرفتي جهت دار است و مقام عظماي ولايت با افزودن لغت عدالت در كنار پيشرفت به پيشرفت مد نظر ما جهت دادند
.
عضو مجمع خبرگان رهبري افزود: سياست گذاري هاي تحول اقتصادي در كشور بايد تامين كننده عدالت اجتماعي باشد و اين به معناي گدا پروري نيست، بلكه به معناي پرورش فقير است به نحوي كه فقير به غني تبديل شود
.
وي تصريح كرد: پيشرفت اقتصادي حتي با مفهومي كه تبيين شد هم يگانه هدف ما نيست بلكه ما به رشد همه جانبه نياز داريم
.
امام جمعه مشهد از شيوع فحشاء و منكرات در جامعه و ترويج هوس بازي ها و ولنگاري ها در نسل جوان به عنوان يكي از آفات پيشرفت ياد كرد و گفت: مثلا بلاي خانمان سوز اعتياد نه تنها در بين جوانان بلكه نوجوانان لاابالي و فاسد الااخلاق شيوع پيدا مي كند و چنين جواناني براي تحقق پيشرفت در هيچ بعدي در جامعه مفيد نيستند
.
وي افزود: هر سال در نوروز وسايلي فراهم مي شود كه ممكن است جوانان ما را به انحراف سوق دهد، يكي از اين وسائل فيلم هاي نوروزي و ديگري رفت و آمد هاي فاميلي است. وقتي در صدا و سيما فيلمي نمايش داده مي شود كه در آن زن و مرد جوان و نامحرم با لباس هاي كذايي در مقابل هم قرار مي گيرند اين نحوه پوشش و برقراري ارتباط براي خانواده ها و جوانان الگو مي شود و اين مصيبتي براي جامعه امروز ما مي باشد

+نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت16:22توسط مريدميرزايى | |

عضو فقهاي شوراي نگهبان :

هر وقت بمب اتم ساختيم با آمريكا رابطه برقرار مي كنيم

دبير كل حزب الله ايران، در همايش حزب الله گيلان، برقراري رابطه ايران با آمريكا را مشروط بر ساختن بمب اتم دانست.

آيت الله دكتر سيد محمد باقر خرازي در حاشيه همايش حزب الله گيلان درباره رابطه ايران با آمريكا به خبرنگار شبستان گفت: هر وقت بمب اتم ساختيم با آمريكا رابطه برقرار مي كنيم.

دبير كل حزب الله ايران ادامه داد: اگر نبايد بمب اتم ساخت ارتباط هم نبايد داشت و اگر ارتباط بايد داشت پس بمب اتم را نيز بايد ساخت.

وي با اشاره به طرح تحول اقتصادي دولت نيز يادآور شد: اين طرح ضمن اينكه نقاط قوت زيادي دارد، نقاط ضعف زيادي هم دارد.

عضو فقهاي شوراي نگهبان با بيان اينكه كالاهاي ضروري به نظر امام خميني(ره) تحت هيچ شرايطي نبايد قيمت روز پيدا كند و بايد يارانه اي عرضه شود، خاطر نشان كرد: بايد بدانيم كه آثار وضعي بسياري از تغييرات تورمي، بسيار خطرناك تر از آثاري است كه يارانه ها بتواند به صورت نقدي عرضه شود.

وي يكي از اشكالات بزرگ طرح تحول اقتصادي را قدرتمند نبودن سيستم دولتي دانست و گفت: ممكن است دولت نتواند فشارهاي ناشي از اين طرح را كه به مردم وارد مي شود تامين كند و با طوفاني از حوادث اجتماعي مواجه شويم و نظام نتواند آن را تحمل كند.

آيت الله خرازي همچنين اضافه كرد: نقش تورمي قيمت ها روي كالاي مشخصي نيست، كليه كالاها به شدت افزايش پيدا مي كند كه با طرح دولت نمي توان پيامدهاي ناشي از حذف يارانه ها را جبران كرد.

دبير كل حزب الله ايران در پايان درباره انديشه حزب الله براي اداره كشور گفت: جريان حزب الله به دنبال اين است كه بتواند از نيرو و توان همه آحاد ملت ما يك ساختار تشكيلاتي عظيم پديد بياورد كه در خدمت نظام و رهبري بوده، منحصر به فرد خاصي نباشد و بتواند آينده نظام و حكومت را براساس مدل هاي ديني حفظ كرده و انقلاب را در سراسر دنيا توسعه دهد.

+نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت16:18توسط مريدميرزايى | |

 

تنش ميان پيروان شيعه و سني در چند سال گذشته در كشورهايي چون عراق، لبنان، بحرين و اخيرا عربستان سعودي به بحراني تمام عيار تبديل شده است.

گرچه فقط 15 درصد از جمعيت 25 ميليوني عربستان سعودي پيرو مذهب شيعه هستند، اما بر اساس گزارش گروه بين المللي بحران، شيعيان، غالب جمعيت شهرهاي نفت خيز و مهمي چون قطيف، دمام و حساء (محل بزرگترين ميادين نفتي و پالايشگاه هاي عربستان) را تشكيل مي دهند.

ماه گذشته درگيري ميان شيعيان و نيروهاي پليس در شهر مدينه موجي از نا آرامي به راه انداخت كه منجر به بازداشت ده ها نفر شد.

اين نا آرامي ها با دستور ملك عبدالله در خصوص آزادي بازداشت شدگان فروكش كرد، اما شرايط همچنان تنش آلود است.

بسياري از شيعيان عربستان خود را به پيروان اين مذهب در عراق، ايران و لبنان نزديكتر مي بينند تا به سعودي ها كه اكثرا وهابي هستند. وهابي ها معمولا شيعيان را رافضي و حتي گاهي مرتد لقب مي دهند.

زماني كه بسياري از مقامهاي كشورهاي عرب، ايران را كه بيشترين جمعيت شيعه را در جهان دارد، تهديدي براي امنيت منطقه خواندند، اين نظريه در رسانه هاي عرب زبان به وجود آمد كه ايران در راستاي برنامه هايش از شيعيان عربستان حمايت مي كند.

اما شيعيان عربستان اين نظر را رد مي كنند و معتقدند كه مورد تبعيض واقع شده اند.

اتهام تبعيض در قبال شيعيان عربستان از سوي بسياري از كشورهاي غربي به رهبري آمريكا مطرح شده كه بارها نگراني خود را در خصوص نبودن آزادي مذهب در عربستان سعودي ابراز كرده اند.

ملك عبدالعزيز بن سعود، بنيانگذار پادشاهي عربستان سعودي در سال 1913 در قبال به رسميت شناخت شدن حكومتش از سوي رهبران شيعيان عربستان، وعده داد بود كه امنيت و آزادي براي عبادت شيعيان را تامين خواهد كرد.

اما توفيق السيف، فعال سياسي در عربستان به بي بي سي گفت كه به نظرش هيچ كدام از اين وعده ها عملي نشده است.

او گفت: "مشكلات زيادي وجود دارد كه مي تواند موجب نا آرامي شود. بسياري از رهبران سني و شيعه در تلاشند كه به اين آشفتگي پايان دهند."

 

اما به اعتقاد آقاي سيف فقط با معرفي اصلاحات سياسي و اجتماعي از سوي دولت، دستيابي به ثباتي بلند مدت امكان پذير است.

شيعيان عربستان خواهان برخورداري از امكان حضور مساوي در دولت و ارتش و همچين داشتن آزادي براي برگزاري مراسم مذهبي شان هستند.

آنها مي خواهند كه مساجد خود را داشته باشند و اجازه داشته باشند كه كتابهاي مذهبي شان را چاپ كنند.

در سال 1979 با وقوع انقلاب در ايران، رهبران انقلاب اسلامي خواهان تغيير در تمام منطقه شدند كه اعتراضهاي شيعيان و كشته شدن دهها نفر را در شهر قطيف در پي داشت.

درگيري هاي فرقه اي در عربستان سعودي در سالهاي 1980 به اخراج بسياري از شيعيان انجاميد كه عمدتا در ايران، سوريه، بريتانيا و آمريكا سكني گزيدند.

با آنكه گروه هاي ميانه رو شيعيان عربستان از جمله روشنفكران چپگرا، اقليت كم جمعيتي در جامعه شيعيان اين كشور محسوب مي شوند و نسبت به اسلامگرايان بسيار كمتر سازمان يافته هستند، اما فعالان مذهبي براي رسيدن به حقوق شان در عربستان، با آنها و همچنين صوفي ها هم مسير شده اند.

در گزارشي كه از سوي گروه بين المللي بحران منتشر شده آمده است: ملك عبدالله كه گفته مي شود پيشرو بيشتر دخالت دادن شيعيان در جامعه بوده، اكنون در موقعيتي است كه مي تواند تغييرات بيشتري در اين زمينه ايجاد كند.

اما رهبران جنبش تازه تاسيس مخالفان دولت موسوم به "خلاص" مي گويند كه در 15 سال گذشته دولت فرصتهاي زيادي براي اصلاح سياست هايش در قبال شيعيان داشته كه از هيچكدام استفاده نكرده است

+نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت16:17توسط مريدميرزايى | |



رفسنجاني ها
پس از انقلاب ايران يك برادر رفسنجاني صنايع مس را در دست گرفت، ديگري كنترل تلويزيون را، برادر زن وي استاندار كرمان شد و پسر عمو (يا پسردايي يا پسرخاله ، لغت كازين در انگليسي) صادرات چهارصد ميليون دلاري پسته را قبضه كرد.
پسر و خواهرزاده (يا برادرزاده؛ لغت نفيو در انگليسي) او؛ در وزارت نفت پستهاي كليدي دارند، پسر ديگر او مترو را در اختيار دارد كه تا زمان تهيه گزارش حدود هفتصد ميليون دلار براي آن هزينه شده است. اين خانواده از طريق شركت ها و بنيادهاي مختلف عمل كرده و باور بر اين است كه يكي از بزرگترين شركت هاي نفتي ايران، كارخانه ساخت اتومبيل دوو و يكي از بهترين خطوط هوايي خصوصي ايران را در دست دارند (عليرغم اينكه خود آنها منكر تصاحب اين ثروت ها هستند.)
كوچكترين پسر رفسنجاني ياسر، صاحب باغي سي هكتاري در منطقه فوق مدرن لواسان در همسايگي تهران است كه هر هكتار زمين در آن منطقه در حدود چهار ميليون دلار معامله ميشود. ياسر از كجا اين پول را آورده است؟ او يك تاجر تحصيل كرده بلژيك است و اداره كننده شركتي است كه در زمينه غذاي كودك، آب معدني و ماشين آلات صنعتي فعاليت دارد.
ساده ترين راه پولدار شدن به قول سعيد ليلاز كه اكنون با يكي از شركتهاي اتومبيل سازي همكاري مي كند در سالهاي اوليه انقلاب داشتن رابط هاي لازم به منظور گرفتن مجوز واردات و تبديل دلار صد و هفتاد و پنج تومان به هشتصد تومان بود. تخمين او گوياي زياني معادل سه تا پنج بيليون دلار در سال به اقتصاد ايران حاصل از اين نوع كلاهبرداري قانوني در آن مدت است.

عسگراولادي ها
آنها از اصل از بازاريان يهودي بودند كه چند نسل قبل مسلمان شدند. اسدالله عسگراولادي پسته، زيره، خشكبار، ميگو و خاويار صادر كرده و در مقابل شكر و لوازم خانگي وارد مي كند. بانكداران ايراني ثروت او را حدود چهارصد ميليون دلار تخمين مي زنند.
عسگر اولادي از برادر بزرگ خود حبيب الله كه در سالهاي دهه هزار و نهصد و هشتاد وزير بازرگاني و مسئول دادن مجوزهاي جالب توجه مربوط به كالاهاي خارجي بود كمك هايي دريافت نمود (او همچنين در مجموعه مربوط به "مارك ريچ" كه كالاهاي ممنوعه آمريكايي را به ايران ميرساند كار مي كرد.)

رفيق دوست
رفيق دوست راننده خميني از فرودگاه مهرآباد تا مقصد وي پس از برگشتن از پاريس بود. رفيق دوست در سال هزار و نهصد و هشتاد و نه كنترل بنياد مستضعفان را در دست گرفت كه داراي حدود چهارصد هزار نفر كارمند و سرمايه اي حدود ده بيليون دلار است.
رفيق دوست مالك بنياد نور است كه بلوكهاي آپارتمان متعدد در اختيار داشته و سودي در حدود دويست ميليون دلار از طريق واردات دارو، شكر و لوازم ساختماني بدست مي آورد. او در هنگام لزوم به مقادير مخفي پول دسترسي دارد و البته تعريف "هنگام لزوم" نامشخص است.

واعظ طبسي ها
بنياد رضوي در اختيار خانواده ي طبسي است. اين سازمان، زمين هاي شهري متعدد در سرتاسر ايران، هتل، كارخانه، مزارع و معادن سنگ مختلف را در اختيار دارد. ميزان دارائي آن تاكنون اعلام نشده است ولي كارشناسان اقتصادي مقدار پانزده بيليون دلار را تخمين ميزنند.
اين سازمان مقادير زيادي اهدايي جات از زائران مشهد چپاول مي كند. اخيرا بانكهاي سرمايه گذاري با همكاري سرمايه گذاراني از دبي و عربستان سعودي تاسيس كرده است و در تجارت هاي بزرگ خارجي نيز فعال بوده است.
عنصر محرك اين بنياد پسر آيت الله طبسي، ناصر است. او مسئول ناحيه آزاد تجاري سرخس بود . قرار بود در اين ناحيه فرودگاه و راه آهن (بين ايران و تركمنستان)، هتل، شاهراههاي متعدد و ساختمانهاي اداري تاسيس شود. اما در سال دو هزار و يك ناصر طبسي از كار بركنار و دو ماه بعد به جرم اختلاس از شركتي در دبي به نام المكاسب دستگير شد اما چهار ماه قبل ازتاريخ انتشار اين گزارش از اتهامات وارده تبرئه شد.

پال كلب نيكوف (Paul Klebnikov) نويسنده كتاب معروف "آيت الله هاي مليونر" است كه در ۹ جولاي ۲۰۰۴ به طرز ناجوانمردانه اي در بيرون دفتر روزنامه محل كارش در مسكو ترور و كشته شد.
اين تنها خلاصه بخش كمي از تحقيقات اوست:

در حالي كه بيش از ۹ درصد نفت دنيا و ۱۵ در صد گاز طبيعي جهان در ايران قرار دارد، ايران بايد كشوري ثروتمند باشد، اما درآمد سرانه هفت درصد كمتر از مقدار آن قبل از انقلاب مي باشد. حجم سرمايه هاي منتقل شده از ايران به دبي و مناطق امن اقتصادي در حدود سه بيليون دلار در سال است.

+نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت16:14توسط مريدميرزايى | |