تبليغاتX
MIR-KUNGFUTOA - اندیشه ها شکوفا میگردند

MIR-KUNGFUTOA

اسرا واقعى ونهان تواKUNGFUTOA

نتيجه رفراندم يكشنبه در برلين: مذهب پايه ارزش هاي اخلاقي نيست

دو روز پيش اتفاقي در برلين افتاد كه بسياري را در آلمان غافلگير كرد. در يك رفراندم رسمي كه با فشار كليساها و محافل نزديك به آنها در برلين برگزار شد، مردم شهر بر عليه ارايه مجدد مذهب به عنوان درس اجباري در مدرسه ها راي دادند. در مدرسه هاي برلين درس مذهب اختياري شده است و به جاي آن از كلاس هفتم تا دهم درس Ethic (علم اخلاق) به عنوان درس اجباري تدريس مي شود. در مخالفت با درس اتيك كليساها، حزب حاكم دمكرات مسيحي، شخص خانم آنجلا مركل، صدراعظم آلمان (كه خود كشيش زاده است) و شماري از ديگر شخصيت ها در جنبشي خواهان رفراندم براي اجباري شدن درس مذهب در مدرسه ها شدند. اين همه پرسي دو روز پيش، 26 آوريل 2009 برگزار شد و به شكست سنگين و غير قابل انتظار پيروان آن انجاميد. از 2،4 ميليون نفر شركت كننده در راي گيري تنها 350 هزار نفر به اجباري سازي درس مذهب در مدرسه راي مثبت دادند. با اين حساب حتي مسيحي هايي كه خود عضو رسمي كليسا هستند و در برلين تعدادشان به 1،5 ميليون نفر مي رسد، نيز راي مثبت نداده اند. و اين گوياي بسيار چيزهاست.

در فارسي برخي هم اتيك را (از واژه يوناني ethos به مفهوم آداب و رسوم مي آيد) به “اخلاق” برگردانده اند و هم moral را. در حالي كه اين دو تفاوت كيفي دارند. اتيك “علم اخلاق” است و شاخه اي است از فلسفه كاربردي. در اين راستا اتيك به آنچه كه “اخلاق هنجاري” مي توان آن را نام نهاد، به آن رفتاري مي پردازد كه “درست” است و ريشه هاي جامعه شناختى، زيست شناسى، روان شناسى و تاريخى آن را بررسي مي كند. در اين راستا اتيك ارزش هاي نوين بر اساس نياز جامعه به وجود مي آورد يا دست كم پايه هاي فكري آنها را ترويج مي دهد.

Moral بيشتر اخلاق رايج است و آن چه كه در هر جامعه اي عرف است و اين مي تواند در جامعه هاي مختلف متفاوت باشد. عرف هيچ گاه به ريشه نمي رود، چيزي را به سوال نمي كشد و به ويژه خود را هيچ گاه نقد نمي كند. يك مجموعه از چيزهاي “خوب” و “بد” دارد و بسته به فرهنگ محلي “حرام” يا “حلال”، “مستحب” يا “مكروه” هستند. به چرايش كاري ندارد و گاه جلوي زير سوال بردن آن را نيز مي گيرد و اين روشي است كه همه مذهب ها همواره پيش گرفته اند.

در فرهنگ هاي اروپايي برخي اوقات moral با اخلاق دوگانه نيز مشابه گرفته مي شود و بار منفي پيدا مي كند. در حالي كه اتيك بار مثبت دارد.

بيش از اين نمي خواهم به اين تعريف بپردازم كه نه جايش اينجاست و نه من مرجع بررسي اين مورد. نوشته هاي بسيار خوبي در باره اتيك وجود دارد كه مي توان به آنها پرداخت.

انتظار از اتيك اين است كه به انسان يك نظام ارزشي و يا به بيان ديگر ابزار لازم براي تشخيص “خوب” و “بد”، “درست” و “نادرست” را در رفتارها و دوراهي ها بدهد. اين نظام ارزشي نمي تواند و نبايد سنگ خارا باشد و بايد همواره خود را با نيازها، دستاوردهاي تمدن بشري و تعريف هاي جديد به روز كند. اگر پنجاه سال پيش آلوده سازي محيط زيست و گرماي زمين، مصرف بي رويه ثروت هاي طبيعي (آب، گاز، نفت، جنگل و غيره) براي كسي اهميتي نداشت، امروز اين چيزها “بد” و “نادرست” و حتي “ممنوع و قابل مجازات” شناخته مي شوند. ديگر چيزها چون “حقوق بشر”، دمكراسي”، “كرامت انسان”، “حقوق حيوانات” و بسياري مقوله هاي ديگر همگي دستاوردهاي اتيك و برپايه تمدن بشري هستند. moral و برگردان فارسي آن به عنوان “اخلاق” چنين دستاوردي نمي تواند نشان دهد.

پايه اين ارزش ها را اتيك مي نهد و ديگر مدعيان ارزش ها اگر هم در گذشته چنين جايگاهي داشتند (كه در آن ترديد جدي است)، ديگر جنين جايگاهي ندارند. اتيك به آن ارزش هايي كه اديان به وجود آورده اند نيز مي پردازد. اما مذهب ها همگي در تاريخ خود چنان بخش هاي سياه و “گناه آلودي” دارند كه دوره هايي كه يكايك آنها اگر هم در خدمت پيشرفت بوده اند، اكنون رنگ باخته است و انسان امروزي ديگر جايگاهي براي آنها به عنوان مرجع اخلاقي قايل نيست. كليساي كاتوليك با بيش از هزار سال تاريخ سركوب انديشه و علم، جنگهاي صليبي بر عليه مسلمانان و يهوديان، سوزاندن زنان و غيره، كليساي پروتستان با انديشه بنيادگرا، كالوينيسم، آنگليكانيسم، دين يهود با نژادپرستي و تبعيض نهفته در “قوم برگزيده”، اسلام با سركوب آزادي دگرانديشان، مقاومت با نوگرايي و اصرار بر درستي ارزشهاي 1400 سال پيش،  خشونت رفتاري با هرگونه انتقاد و تمام آنچه كه امروز شاهد آن هستيم و همه دين هاي ديگر، هيچ كدام جايگاهي در تعيين ارزشها و هنجارهاي اخلاقي مورد نياز جامعه امروز ندارند، حتي اگر اين يا آن رفتار و عقيده مذهبي شان در راستاي يك ارزش اخلاقي باشد. آنها به وجود آورنده ارزش هاي جديد بر پايه نيازهاي جامعه امروز نيستند.

براي من روشن است كه تا همين جا نيز انتقاد پيروان اين دين ها كه نام بردم، را به خود مي كشم ولي اينها در باره ديگر اديان و فرقه ها، كليساي ارتدكس، بهاييت، شاهدان يهوه، آيين زرتشت و آنچه كه به عنوان دين هاي شرقي ناميده مي شود، نيز صادق است. همه اديان و انديشه هاي نزديك به آنها در يك مورد مشترك هستند و آن اصرار بر اصالت گذشته و بهتر بودن آن از حال و آينده است. از ديد آنها در گذشته همه چيز بهتر و سالم تر بوده و اخلاق بيشتر حاكم بوده است و همين از جمله دشواري هاي آنهاست كه قادر به نوگرايي نيستند. از اين رو اگر هم در گذشته در اينجا يا آنجا به پيشرفت ياري رسانده اند (چون گسترش علوم پايه در اسلام، رشد سرمايه داري در شرايط پوريتانيسم مسيحي، رشد انديشه دمكراسي در اديان هندي، رشد برخي از شاخه هاي علوم دركليساي كاتوليك و غيره) در آنجا نيز اين ياري آگاهانه نبوده بلكه همسويي غيرآگاهانه بوده است. شايد برخي بيايند و ايراد بگيرند كه اين يا آن تاثير مثبت را نديده اي و يكسويه رفته اي. اين گونه نيست. اديان در جاهايي اگر نقش مثبت نيز داشته اند، بر پايه آگاهي و شناخت نبوده بلكه بر پايه “حرام” و “حلال” و “بهشت” و “جهنم” بوده و از اينرو تداوم نداشته و پايدار نبوده است و در بهترين حالت به محدوده جغرافيايي خويش محدود مانده است. وگرنه چرا بايد براي حفظ “ارزش” هاي مذهبي به پليس و شلاق و خشونت متوسل شد؟ در حالي كه همين انسان امروزي كه گشت ارشاد و پليس و متوعين و طالبان و گيس درازان يهودي و مورمون و غيره مي خواهند به زور وادارش كنند كه به “ارزش” ها حاكمان مذهبي گردن نهد، آزادانه و بدون هيچ گونه كتك و شلاق نگران آب شده يخ هاي قطبي، آلودگي محيط زيست، صلح جهاني، فقر و گرسنگي، افزايش جمعيت، برابري حقوق بدون توجه به نژاد، جنسيت، دين و انديشه و مليت، حقوق حيوانات وغيره است و در همين سالها دستاوردهاي بسيار زيادي را سبب شده است (به عنوان نمونه حقوق حيوانات براي زندگي در شرايط مناسب با نوع آنها در قانون اساسي آلمان تضمين شده است. اين تفاوت است كه باعث شده مذهب اهميت خود را در جامعه از دست بدهد چون هيچ گونه پاسخي براي اين دشواري هاي بشر امروزي ندارد و در بسياري جاها حتي خود مانع حل مشكل نيز هست؛ چون ممنوعيت طلاق و ممنوعيت جلوگيري از بارداري در كليساي كاتوليك كه مسبب بدبختي، فقر، فحشاء و افزايش جمعيت در آفريقا، آمريكاي لاتين و چند جاي ديگر است. برخي از دين ها كار را به جايي رسانده اند كه بسياري راه حل مشكل را در از بين بردن اديان مي بينند.

اين بحث را مي توان بسيار ادامه داد و كتاب هاي بسياري در اين باره وجود دارد. در چنين شرايطي چون رفراندم برلين اين بحث دوباره آشكار مي شود و به روشني مي توان اين درگيري فكري مذهب ها با دنياي امروز را ديد.

مردم برلين در چنين فضايي در اين رفراندم شركت كردند و اين نتيجه را نشان دادند. در برلين درس اتيك كماكان اجباري و مذهب درس اختياري خواهد بود. اين كه در فرانسه كاتوليك اكنون بيش از 60% مردم به هيچ ديني اعتقاد ندارند و اسپانيا و ايتالياي جايگاه واتيكان نيز در همين راه هستند، اين كه همين ايران خودمان از سوي بسياري از پژوهشگران به عنوان كشوري با درصد سكولاريسم بالا و اعتقادات مذهبي سست نسبت به تمام كشورهاي منطقه تخمين زده مي شود، هيچ كدام بدون دليل نيست.

همين امروز، چند ساعت پيش  پاپ اعظم، جناب راتسينگر كه بر خود آن نام قلابي و عجيب و غريب “بنديكت شانزدهم” را نهاده است، پس از سه هفته كه از زلزله آكيلا در ايتاليا مي گذرد، از آنجا بازديد كرد. گمان مي كنيد او در آنجا به مردمي كه همه چيز خود را از دست داده اند، چه گفت؟ گفت: “حضور من در اينجا نشانگر اين است كه خدا شما را فراموش نكرده است.” چنين تكبري تنها از امثال او مي تواند بر آيد. حدود دو سال پيش نيز او از “گوسفندان گم گشته” خود خواسته بود كه به زيارت “امامزاده” اي در دهي به نام “لور” در فرانسه بروند. او گفته بود كه هر كس يك بار به زيارت آنجا برود، تمام گناهانش تا آن لحظه بخشوده خواهد شد. جمكران سلام مي رساند.

+نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت19:51توسط مريدميرزايى | |