تبليغاتX
MIR-KUNGFUTOA - :هیچ پیری نیست كه مخفیگاه گنج خودشرافراموشكند
اسرا واقعى ونهان تواKUNGFUTOA

تو كلانتري نشسته بودم كه پسركي 19 ساله وارد شد. سر و وضع ژوليده اي داشت و اور كت سربازي رنگ  و رو رفته اي به تن داشت.يك رات رفت سراغ  درجه داري كه مشغول نوشتن شرح تصادف بنده بود

 پسرك :سلام آقا اومدم گزارش بدم.

افسر:گزارش چي؟

پسرك: گزارش مصرف ترياك  , توي يك خونه  دارن ترياك ميكشن!

افسر:اي بابا الان ديگه همه ترياك ميكشن اين گزارش داره !! حالا بگو ببينم تو توي اون خونه چي كار ميكردي؟

پسرك:خوب خونه خودمونه آقا.

افسر: كي تو خونتون ترياك ميكشه؟

 پسرك: اقا داداشمه.برادر بزرگم.

افسر :حالا  چيشد كه اومدي گزارش بدي؟ ( لابد انتظار داشت پسر بگه احساس مسيولت كردم)

پسرك: اخه داداشم موقع ترياك كشيدن چراغ رو روشن ميزارهنميتونم بخوابم.

 باورتون نميشه و اطمينان دارم نميتونيد قيافه افسر نگهبان رو تجسم كنيد.من كه نزديك  بودشاخ دربيارم از تعجب. اسفر خندش گرفته بود. لابد براي سادگي اين بچه و البته بد بختي و فلاكتش.چون احتمالا خونشون فقط يك اتاق داشت و ……

منبع : وبلاگ شرق بهشت

 

منبع : وبلاگ شرق بهشت

 انان كة شناختى از راهبر توان ندارند بدانند كة انقلاب فرهنكى ايشان انسان را بة كجا هدايت ميكرد و امروز بة كدامين مرداب افتادند زيرا كة اساس انرا بر باية فرهنك بى فرهنكى و تقاليد بنيان نهادند داستان فوق انكيزة ايست بر شناخت اسرار و افكار كسانى كة خود را باسداران انسانيت نام نهادند و سينة هايشان را اماج كلولة نابخردان تاريك انديش تاريخ قرار دادند بس اى باسداران انسانيت با متوى انشاء تن وروان هم اواز شدة و تاريكى را از افكار جوانان بزدائيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 10:58  توسط مريدميرزايى  |